تبليغاتX
نشریه علمی فرهنگی "بین الحرمین"
رمضان اسمى از اسماء الهى است - نویسنده: احسان عربی مفرد  
 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى از لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شداید و عطش است، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، رابطه عکس برقرار است، بدین معنی که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى شود وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد .اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر و قانع کننده است.
رمضان اسمى از اسماء الهى است و نباید ‏به تنهایى ذکر شود مثل اینکه بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه کرد، هشام بن سالم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت می کند و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیه السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. حضرت فرمودند: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است که نمى‏رود و نمى‏آید که شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله است، و ماه رمضان ماهى است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنان که پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده که شما به راستى نمى‏دانید که رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).
رسول خدا صلى الله علیه و آله در فضیلت این ماه  می فرمایند : اى مردم ! ماه خدا، با برکت ، رحمت و آمرزش به شما رو کرده ، ماهى که پیش خدا بهترین ماه و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
از بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه در حدیثی از معصوم می خوانیم: لکل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان ، براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است. به همین علت این امتیاز قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.
و یا در حدیث دیگری از حضرت محمد ،صلى الله علیه و آله در مورد تلاوت قرآن در این ماه می خوانیم: من تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور، اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.
از وظایف روزه داران دراین ماه مبارک ، دعا و درخواست‏ حوایج از درگاه حضرت حق است چرا که بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز کرده و دستهاى احتیاج خود را به درگاه او دراز مى‏کند. اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
در ماه مبارک رمضان حوادث و رویدادهای مهمی روی داده که می توان به برخی از آنها مانند، وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت،
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت،
جنگ بدر در سال دوم هجرت،
فتح مکه در سال هشتم هجرت، مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و  حضرت علی علیه السلام و بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری اشاره کرد.
از جمله نکات مهم در ماه مبارک رمضان، دستور تهیه غذا های معمول در این ماه است.
در آشپزی ماه رمضان سنت بر این است که روزه داران هر شام بر سر سفره افطار گرد هم آیند و پس از طلب قبولی  روزه  دعا کنند و آن دعا این است: بسم الله ؛ اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا  فتقبله منا انک انت السمیع العلیم.و سپس روزه خود را با روزی حلال و پاکیزه باز می کنند و پسندیده است افطار با خرما یا آب گرم (یا چای شیرین) یا رطب یا حلوا یا نبات و لبن باز شود.
در ماه مبارک رمضان ، رژیم غذایی ما نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد . رژیم غذایی همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد . البته اگر فرد دچار اضافه وزن است ، ماه رمضان فرصت مناسبی برای بازگشت به وزن و حالت طبیعی است .
با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن ، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی هضم می شوند مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد . غذاهای دیرهضم معمولاً ۸ ساعت در دستگاه گوارش می مانند در حالیکه غذاهای سریع الهضم فقط ۳ تا ۴ ساعت در معده باقی می مانند .
غذاهای دیر هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبیا ، عدس ، آرد،‌ غلات، برنج با پوست و غیره - که کربوهیدراتها نامیده می شوند -
غذاهای سریع الهضم عبارتند از : غذاهایی که حاوی قند ، آرد سفید و غیره هستند - به این گروه کربو هیدراتهای تصفیه شده گفته می شود -
غذاهای حاوی فیبر عبارتند از : غذاهای حاوی سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، سبزیها مانند لوبیای سبز ، نخود ،‌ذرت ،‌ اسفناج ، برگ چغندر ، میوه های با پوست ، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجیر ،‌ آلو خشک ، بادام و غیره .
غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروههای غذایی مثل میوه، سبزیجات ،‌گوشت ، مرغ ، ماهی ، نان ، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی باید وجود داشته باشد . غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن می شوند .
ادعیه و اعمال مختلفی در ماه مبارک رمضان  از جمله شب های عزیز قدرتوصیه شده که تمام و کمال در مفاتیح الجنان قید شده است و در این مقال نمی گنجد.
در توصیف ماه رمضان همین بس که شبهای با عظمت قدر در آن واقع شده است و قلم توان  توصیف در این باره  را نداشته و حق مطلب را ادا نمی کند به هر حال برنده و سودمند کسی است که نهایت استفاده از فیوضات و برکات این ماه مبارک را برده و با طیب خاطر و دلی سرشار از رحمت و لطف الهی از این ماه خارج شده و در اول شوال-عید سعید فطر- با خوشحالی سرشار از محبت الهی موفقیت در روزه داری را جشن بگیرد.پس بیاییم دل و وجود خود را از نفس سرکش اماره تهی کرده و دست به سوی معبود دراز کرده و با خلوص دل هرچه که می خواهیم از او بخواهیم چرا که در این ماه عزیز هیچ کس با نیت خالص دست خالی بر نمی گردد و درهای رحمت الهی به روی همه باز است و درهای خشم آتش خدا بسته.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 22 شهریور1386 و ساعت 8:34 بعد از ظهر
3 رمضان - نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع).  
 

بنا به نقل نويسنده "وقايع الايام" نزول كتاب آسماني "انجيل" بر حضرت عيسي بن مريم(ع) در روز سوم ماه رمضان واقع گرديد،(1) ولي ابن كثير در يك روايت، نزولش را سيزدهم(2) و در روايتي ديگر در روز هيجدهم ماه رمضان دانسته است.(3)

پس از عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان، كتاب مقدس "انجيل" دستخوش تغيير و تحول و حتي نابودي گرديد. تا اين كه نخستين كتابي كه به نام "انجيل" به قيد كتابت درآمد، "انجيل ماركيون" بود، كه حدود 134 سال پس از ميلاد مسيح(ع) در آسياي صغير و يا در يونان تأليف گرديد.

پس از آن، كتاب هاي ديگري از سوي مبلغان و پيشوايان مذهبي به نام "انجيل" تأليف شد.(4)

در قرن چهارم ميلادي، پس از گرايش "كنستانتيس اول" امپراتوري روم به مسيحيت، كليساي مسيحيت با تشكيل انجمني به بحث و بررسي درباره انتخاب كتب معتبر و مقدس مسيحيت پرداخت و از ميان بيش از 160 انجيل و رسائل و تواريخ مربوط به مسيحيت كه در كليساها و مجامع مذهبي قرائت مي شد، تنها 27 كتاب را برگزيد و آن ها را در مقابل تورات كه به "عهد عتيق" معروف بود،"عهد جديد" ناميدند.(5)

از ميان اين 27 كتاب، چهار كتاب در ميان مذاهب مختلف مسيحيت به عنوان انجيل برتر شناخته شد، كه عبارتند از: انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا و انجيل يوحنا. تمامي اين كتاب ها، ده ها سال پس از عروج مسيح(ع) گردآوري شدند.(6)

گفتني است كه از ميان كتاب هاي مقدس مسيحيان، "انجيل برنابا" كه خود "برنابا = BARNABAS" از حواريون حضرت مسيح(ع)، نويسنده آن بود، مطالبش با متون تاريخي مطابقت داشت و با اخبار قرآن مجيد درباره حضرت عيسي(ع) و داستان هاي وي موافقت زيادي داشت، ولي به عللي مورد تصويب كليساي مسيحيت قرار نگرفت و از گردونه خارج گرديد.(7)

به هر روي، آن چه به نام "انجيل" هم اكنون در ميان مسيحيان و غير مسيحيان موجود است، انجيل اصلي حضرت عيسي(ع) نيست. بلكه روايات و برداشت هاي حواريون و يا شاگردان حواريون آن حضرت مي باشد.

1- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 22

2- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج3، ص 11

3- همان، ج2، ص 92

4- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 452

5- همان، ص 445

6- همان، ص 448

7- همان، ص 453

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در شنبه 15 مهر1385 و ساعت 5:5 قبل از ظهر
تقویم وقایع ماه مبارک رمضان 

  1 رمضان نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع)

 3 رمضان نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع)

 4 رمضان هلاكت زياد بن ابي

 5 رمضان ميلاد مسعود امام جواد(ع)

 6 رمضان نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)

 6 رمضان ولايت عهدي امام رضا(ع)

 7 رمضان وفات حضرت ابوطالب(ع)

 10 رمضان وفات حضرت خديجه كبري(س)

 10 رمضان وصول نخستين نامه كوفيان به امام حسين(ع)

 12 رمضان نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)

 12 رمضان ايجاد عقد اخوت ميان مسلمانان از سوي پيامبر(ص)

 15 رمضان ميلاد مسعود امام حسن مجتبي(ع)

 15 رمضان حركت مسلم بن عقيل(ع) به سوي كوفه

 17 رمضان وقوع غزوه بدر

 17 رمضان وفات عايشه در مدينه

 19 رمضان ضربت خوردن حضرت علي(ع) در مسجد كوف

 20 رمضان فتح مكه معظمه به دست پيامبر(ص)

 20 رمضان وفات حضرت موسي(ع)

 21 رمضان شهادت حضرت علي(ع)

 21 رمضان آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)

 21 رمضان به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)

 رمضان، سال دهم بعثت: ازدواج رسول خدا (ص) با سوده (س)


|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 5 مهر1385 و ساعت 11:21 بعد از ظهر
رمضان اسمى از اسماء الهى است - نویسنده: احسان عربی مفرد 
 

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى از لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا که سخن از گداخته شدن است و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا که رمضان ماه تحمل شداید و عطش است، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشى که پیوسته مى‏گدازد و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، رابطه عکس برقرار است، بدین معنی که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه‏تر مى شود وهرگز به یک جرعه بسنده نمى‏کند و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد .اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر و قانع کننده است.
رمضان اسمى از اسماء الهى است و نباید ‏به تنهایى ذکر شود مثل اینکه بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنى ماه را باید به اسم اضافه کرد، هشام بن سالم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت می کند و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیه السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم. حضرت فرمودند: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است که نمى‏رود و نمى‏آید که شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله است، و ماه رمضان ماهى است، که قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنان که پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده که شما به راستى نمى‏دانید که رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).
رسول خدا صلى الله علیه و آله در فضیلت این ماه  می فرمایند : اى مردم ! ماه خدا، با برکت ، رحمت و آمرزش به شما رو کرده ، ماهى که پیش خدا بهترین ماه و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات است.
از بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه در حدیثی از معصوم می خوانیم: لکل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان ، براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است. به همین علت این امتیاز قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.
و یا در حدیث دیگری از حضرت محمد ،صلى الله علیه و آله در مورد تلاوت قرآن در این ماه می خوانیم: من تلا فیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور، اگر کسى در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسى است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است.
از وظایف روزه داران دراین ماه مبارک ، دعا و درخواست‏ حوایج از درگاه حضرت حق است چرا که بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز کرده و دستهاى احتیاج خود را به درگاه او دراز مى‏کند. اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
در ماه مبارک رمضان حوادث و رویدادهای مهمی روی داده که می توان به برخی از آنها مانند، وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت،
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت،
جنگ بدر در سال دوم هجرت،
فتح مکه در سال هشتم هجرت، مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمانان و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و  حضرت علی علیه السلام و بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال 201 قمری اشاره کرد.
از جمله نکات مهم در ماه مبارک رمضان، دستور تهیه غذا های معمول در این ماه است.
در آشپزی ماه رمضان سنت بر این است که روزه داران هر شام بر سر سفره افطار گرد هم آیند و پس از طلب قبولی  روزه  دعا کنند و آن دعا این است: بسم الله ؛ اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا  فتقبله منا انک انت السمیع العلیم.و سپس روزه خود را با روزی حلال و پاکیزه باز می کنند و پسندیده است افطار با خرما یا آب گرم (یا چای شیرین) یا رطب یا حلوا یا نبات و لبن باز شود.
در ماه مبارک رمضان ، رژیم غذایی ما نباید به نسبت قبل خیلی تغییر کند و در صورت امکان باید ساده باشد . رژیم غذایی همچنین باید طوری تنظیم شود که بر روی وزن تأثیر زیادی نداشته باشد . البته اگر فرد دچار اضافه وزن است ، ماه رمضان فرصت مناسبی برای بازگشت به وزن و حالت طبیعی است .
با توجه به ساعات طولانی ناشتا بودن ، باید غذاهایی را مصرف کنیم که به کندی هضم می شوند مثل غذاهای حاوی فیبر زیاد . غذاهای دیرهضم معمولاً ۸ ساعت در دستگاه گوارش می مانند در حالیکه غذاهای سریع الهضم فقط ۳ تا ۴ ساعت در معده باقی می مانند .
غذاهای دیر هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبیا ، عدس ، آرد،‌ غلات، برنج با پوست و غیره - که کربوهیدراتها نامیده می شوند -
غذاهای سریع الهضم عبارتند از : غذاهایی که حاوی قند ، آرد سفید و غیره هستند - به این گروه کربو هیدراتهای تصفیه شده گفته می شود -
غذاهای حاوی فیبر عبارتند از : غذاهای حاوی سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، سبزیها مانند لوبیای سبز ، نخود ،‌ذرت ،‌ اسفناج ، برگ چغندر ، میوه های با پوست ، میوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجیر ،‌ آلو خشک ، بادام و غیره .
غذاهای مصرفی باید در حالت تعادل با یکدیگر باشند و از همه گروههای غذایی مثل میوه، سبزیجات ،‌گوشت ، مرغ ، ماهی ، نان ، حبوبات و محصولات لبنی در رژیم غذایی باید وجود داشته باشد . غذاهای سرخ شده باید محدود شوند زیرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن می شوند .
ادعیه و اعمال مختلفی در ماه مبارک رمضان  از جمله شب های عزیز قدرتوصیه شده که تمام و کمال در مفاتیح الجنان قید شده است و در این مقال نمی گنجد.
در توصیف ماه رمضان همین بس که شبهای با عظمت قدر در آن واقع شده است و قلم توان  توصیف در این باره  را نداشته و حق مطلب را ادا نمی کند به هر حال برنده و سودمند کسی است که نهایت استفاده از فیوضات و برکات این ماه مبارک را برده و با طیب خاطر و دلی سرشار از رحمت و لطف الهی از این ماه خارج شده و در اول شوال-عید سعید فطر- با خوشحالی سرشار از محبت الهی موفقیت در روزه داری را جشن بگیرد.پس بیاییم دل و وجود خود را از نفس سرکش اماره تهی کرده و دست به سوی معبود دراز کرده و با خلوص دل هرچه که می خواهیم از او بخواهیم چرا که در این ماه عزیز هیچ کس با نیت خالص دست خالی بر نمی گردد و درهای رحمت الهی به روی همه باز است و درهای خشم آتش خدا بسته.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 5 مهر1385 و ساعت 4:42 قبل از ظهر
رمضان از نگاه يك خبرنگار سوئدي  

اين روزها ماه مبارك رمضان فرصتي به روزنامه نگاران داده است كه با معرفي هموطنان تازه خود گام تازه تري براي نزديكي مسلمانان باجامعه سوئد بردارند، گزارش ذيل ترجمه دو صفحه اختصايصي روزنامه داگنز نيهتر مورخ يكشنبه 17 نوامبر مي باشد.

رمضـــان
فقط يك ماه روزه گرفتن نمي باشد، فرصتي است براي گفتگو و رفت و آمد مؤمنان از اين ماه براي مسافرت به نقاطي از كشور كه قبلاً ساكن آنجا بوده و يا دوستاني در آنجا دارند استفاده مي نمايند.
ماتس هولمبرگ (Mats Holmberg) و آن سوفي روزنكويست (Ann-Sofi Rosenkvist) همراه با خانواده گيگويچ در يكي از اين مسافرت ها به شهر لندزكونا مي روند.

ده ساعت روزه گرفتن پاداش اخروي دارد
منصور گيگويچ با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم از خداوند مي خواهد كه طاعت او را مورد قبول قرار دهد. تمام اين دعاي او آهسته و زيرلبي مي باشد، بعد از اتمام دعا ليواني آب نوشيده و دو خرما در دهان مي گذارد، و بدين گونه در حالي كه هواي بيرون پنجره رو به تاريكي گذاشته است ساعات روزه كه ده ساعت قبل شروع شده بود به پايان مي رسد.
هفت دقيقه از ساعت چهار گذشته است ، منصور رو به سوي مكه به نماز ايستاده و رايحه مطبوع غذا از آشپزخانه به مشام مي رسد.
از صبح خيلي زود قبل از آنكه شهر از خواب بيدار شود همه توي همين آشپزخانه جمع شده بودند، امروز پنجشنبه هشتم ماه رمضان درلندزكرونا بود و صرف صبحانه مي بايستي قبل از طلوع آفتاب به پايان برسد.
در اين آپارتمان سعيده با پوليو زندگي مي كند و اين هفته نركيسا و منصور گيگويچ با فرزند تقريباً يكساله شان مهمان آنها مي باشند. هردو خانواده اهل بوسني بوده و در خلال جنگ از كشورشان گريخته اند.
وي راه درست پيروي از اسلام را در همين شهر يعني لندزكرونا آموخت ، خودش فكر مي كند كه اين مسأله مرهون بي خانماني او در اين كشور بوده است .
خيلي از ماها وقتي اينجا آمديم با انجمن بوسني ها تماس گرفتيم ، در اين انجمن ها بود كه با مسلمانان واقعي و جدي برخورد نموديم .
وي معتقد است كه عمليات تروريستي در آمريكا در يازدهم سپتامبر در جدي تر گرفتن اسلام براي مسلمانان تأثيرات غيرمستقيمي داشته است ، با خيلي از مسلماناني كه در لندزكرونا صحبت نموديم معتقد بودند كه بعد از يازدهم سپتامبر مسلمان بودن در كشور سوئدسخت تر شده است ، كلمه اسلام ترس و ناراحتي در مردم ايجاد مي نمايد، بچه هاي مسلمان را در مدارس مورد توهين و ارعاب قرار مي دهندو براي بيكاران مسلمان كار گير آوردن خيلي سخت شده است ، ولي اين مخالفت ها در تحكيم يك هويت اسلامي مؤثر واقع گرديده است .
احساس مي كنم كه لازم است مسلمان بودن خودمان را علني تر اعلام نماييم .
هنگام نماز شب مسجد لندزكرونا پذيراي جمعيت بيشتري از مسلمانان بود.
هوا در لندزكرونا رو به تاريكي مي رود، تلويزيون عربستان با پخش زنده ، برنامه به پايان رسيدن ساعات روزه را نشان مي دهد، به زودي در اينجا نيز ساعت افطار فرا خواهد رسيد، در آشپزخانه يك كيك پنير بوسني ، راگوي گوشت و فلفل و يك كيك كيوي و شكلات آماده شده است . سعيده با اين غذاها مي خواهد پاداشي براي روزه گيران آماده كرده باشد، ادين پوليو يك بار ديگر به نماز ايستاده است .


رمضان چيست ؟
رمضان يكي از ستون هاي پنج گانه اسلام است . روزه گرفتن در ماه رمضان مانند ايمان به وحدانيت خداوند، نماز، خمس ، زكات و حج ازوظايف هر مسلمان مي باشد.
روزه گيران مي بايستي در ساعات روشن روز از خوردن و نوشيدن پرهيز نمايند، در اين ساعات از روابط جنسي و حتي انديشيدن به آن نيزمي بايستي اجتناب نمود، در اين ساعات از بيجان نمودن هر حيوان و يا دعوا و مشاجره اي پرهيز مي گردد. "من روزه هستم " اين پاسخ هرمسلمان براي اجتناب از درگيري در ماه رمضان مي باشد.

چه كساني مي بايستي روزه بگيرند؟
به صورت يك اصل كلي هر مسلماني بايد روزه بگيرد، ولي استثناهايي نيز وجود دارد، كساني كه مسافرند، افرادي كه مريض مي باشند و يا به يك كار سنگين جسمي اشتغال داشته و نمي توانند براي ماه رمضان مرخصي بگيرند، زنان حامله و زناني كه مدت عادات ماهيانه را طي مي نمايند از روزه گرفتن معاف مي باشند.
به طور يقين ماه رمضان يكي از ايام بزرگ براي كشور سوئد محسوب مي گردد، در اين ماه حدود يكصد و پنجاه هزار مسلمان روزه مي گيرند، مقايسه اين تعداد با جمعيت كليسا به روي اين كشور كه در حدود يكصد و سي هزار نفر مي باشند اهميت اين ايام را روشن ترمي سازد.
روي ميز نان ، كره ، كالباس بوسني ، گوجه فرنگي ، پنير و مربا كه صبحانه هر روزه آنهاست چيده شده ، ولي صبحانه امروزشان با هميشه فرق مي نمايد چرا كه بايد قبل از ساعت 6 و سه دقيقه آخرين لقمه غذا و آخرين جرعه چاي از گلويشان پايين رفته باشد و در اين شهر يعني لندزكرونا تا ده ساعت و چهار دقيقه بعد از خوردن هر غذا و نوشابه اي پرهيز نمايند. از فردا مدت اين پرهيز هر روز دو دقيقه در صبح و دودقيقه در عصر كوتاه تر مي گردد، اگر نرگيسا و منصور توي شهر خودشان استكهلم بودند نيم ساعت زودتر افطار مي كردند براي اينكه ساعات شروع و اتمام روزه با طلوع و غروب خورشيد بستگي دارد.
وقتي كه تدريجاً بقيه خانه هاي لندزكرونا از خواب بيدار شده و توي آشپزخانه ها قهوه جوش ها شروع به جوشيدن مي نمايند، ادين پوليو باقرائت اولين سوره قرآن اولين نماز پنج گانه روز را شروع مي نمايد.
آيا اجتناب از آب و غذا در تمام مدت روز براي شما ناراحت كننده نيست ؟
مثل اينكه هيچ كدام از حاضران منظور من را از اين سؤال نفهميدند، براي آنها روزه و اجتناب از غذا در مدت ماه رمضان مثل قبول وحدانيت خدا يك مسأله پذيرفته شده است .
مركيسا جواب داد: روزه گرفتن خيلي مرا شاد مي سازد، وقتي كه روزه مي گيرم مي دانم كه امر خدا را اطاعت كرده ام .
هيچ كدامشان از گرسنگي و تشنگي طي روز گلايه اي نداشتند.
در مسجد بوسني ها كه در خانه نيمه قديمي اجاره اي در لندزكرونا قرار گرفته مردم به تدريج جمع شده و روي فرش و دشكچه هاي اطراف اتاق جا مي گيرند، ماه رمضان فقط ماه روزه گرفتن نيست ، دور هم جمع شدن و ديد و بازديد و گفتگو هم همان قدر اهميت دارد.
مركيسا براي ما تعريف نمود كه در يكي از همين رفت و آمدهاي ماه رمضان توي همين شهر چند سال پيش با شوهر فعلي اش آشنا شده بود.
در حدود سيصد نفر بوسنيايي مسلمان در لندزكرونا ساكن مي باشند و قبل از به پايان رسيدن اين روز پنجشنبه بيشتر آنها به مسجدخواهند آمد، معمولاً بايد بين اين همه آدم چند نفري باشند كه اختلافاتي با هم داشته و بگومگويي راه بياندازند ولي ما در محيط مسجد فقط شاهد صفا و صميميت هستيم .
منصور براي ما توضيح داد: حق با شماست ، ولي درگيري در ماه رمضان كار خلاف شرعي مي باشد. حضرت رسول (ص ) فرموده : كسي كه در اين ماه مبارك صدايش را بلند نموده و يا كلمات زشتي ادا نمايد، بهتر است كه روزه اش را هم بشكند، خداوند روزه چنين افرادي راقبول نمي نمايد.
ـ شماها مي توانيد براي يك ماه تمام از درگيري با دنيا پرهيز نماييد؟
ـ كاملاً، و بعد با شوخي اضافه مي نمايد: مگر وقتي كه با برادرم برخورد نمايم .
هنگام ظهر خيابان مركزي لندركرونا با تابلوهاي رستوران ها، رايحه كوري ، فلافل و سوسيس فروش هاي دوره گرد هر گرسنه اي را به هوس مي اندازد، ولي منصور در حالي كه با تأني خياباني را طي مي نمايد به ما مي گويد كه اين رايحه ها هيچ تأثيري بر او ندارد و به مااطمينان مي دهد كه واقعاً گرسنه اش نيست .
ولي در عوض فرزند يكساله او حمزه هميشه گرسنه است كه مسؤوليت سير نگاه داشتن او را با خانمش تقسيم نموده است .
ـ واقعاً تمام شدن ماه رمضان و كنار گذاشتن روزه كار خيلي سختيه ، اغلب بعد از ماه رمضان ، طبق عادت ناهار خوردن يادم مي ره .
به نظر او ماه رمضان هم مثل سال نو يكي از ايام بزرگ براي كشور سوئد مي باشد. منصور گيگويچ در سال 1994 به سوئد آمده است وآن طور كه خودش اظهار مي دارد در آن موقع چندان هم به اجراي دستورهاي ديني پايبند نبوده است :
ـ در يوگسلاوي كمونيست اظهار مسلمان بودن چندان دلپسند نبود.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در شنبه 7 آبان1384 و ساعت 5:47 قبل از ظهر
رمضان و گوگل 
کلمه "رمضان" به زبان انگليسي، در رديف 15 عبارت برتر مورد جستجوي کاربران اينترنت در سايت گوگل قرارگرفت.

طي هفته گذشته، کلمه Ramadan ، معادل انگليسي "رمضان"  براي نخستين بار در سالهاي اخير در رديف پرشمارترين عبارات مورد جستجوي کاربران اينترنت در موتور جستجوي گوگل قرارگرفت.

اين درحالي است در اغلب اوقات سال تنها نام هنرمندان و مشاهير ورزش، سينما و موسيقي پاپ در رديف پرشمارترين واژگان قرار مي‌گيرد.

اين رتبه به معناي آن است که ظرف مدت کوتاهي پس از آغار ماه مبارک رمضان، اين کلمه در ميان 15 عبارت برتري که کاربران اينترنت خواهان دريافت اطلاعاتي پيرامون آن بوده‌اند قرارگرفته است.

موتور جستجوي گوگل، موسوم به Google Zeitgeist يک سيستم خودکار است که گرايش افکار عمومي در اينترنت را در فواصل زماني يک هفته‌اي بازتاب مي‌دهد.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:16 قبل از ظهر
علت روزه از زبان امام صادق عليه السلام  

 

اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّيامَ لِيستَوِي بِهِ الغَنِّي وَ الفَقيرُ، وَ ذلِكَ أَنَّ الغَنَِّي لَم يكُن لِيجِدَ مَسَّ الجُوعِ فَيرحَمَ الفَقيرَ لاَِنَّ الغَنِّي كُلَّما أَرادَ شَيئاً قَدَرَ عَليهِ، فَاَرادَ اللهُ تَعالي اَن يسَتَّوي بَينَ خَلقِهِ وَ اَن يُذيقَ الغَنِّي مَسَّ الجُوعِ وَلألَمِ لِيرِقَ عَلَي الضَّعيفِ وَ يرحَمَ الجائِعَ.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

خداوند روزه را بدين جهت واجب كرد كه بين غني و فقير تساوي برقرار شود، چون غني و بي نياز گرسنگي را نمي فهمد تا بر فقير رحم كند، چون غني هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بين خلقش تساوي برقرار كند و اثر و درد گرسنگي را به شخص غني بچشاند تا بر ضعيف رقت كند و بر گرسنه رحم نمايد. و چه نيكو توجه خداوند متعال به بندگانش از اين حديث ظاهر مي شود كه حتي روزه را براي اين واجب فرموده كه قدرتمندان به فكر بيفتند و ضعفا از محروميت به در آيند و اين بالاترين وظيفه براي اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومين جامعه باشند.

همه اشخاص نمي توانند قدرتمند باشند و طبيعي است كه در هر اجتماعي عده اي داراي قدرت و ديگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال ديگران هم بينديشند و در فكر رفع محروميت ها و جبران ضعف هاي آنان نيز باشند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:10 قبل از ظهر
روزه كودكانه 

 

دنياي كودكان دنيايي سراسر رمز و راز است . آنان چون دانش كافي ندارند ، براي دريافت پيرامون خود به تخيل و يا انديشه هايي برخاسته از رويا دست مي يازند و به پديده ها ازدريچه بهت و حيرت و گاه شيفتگي و جذبه مي نگرند . از اين روست كه دنياي كودكان بي آلايش و پاك است . آنان يكپارچه از آرزوهاي پاك و بلندپروازانه ساخته شده اند ، در دنياي كودكان شايد بي اغراق بزرگترين آرزو ، بزرگ شدن باشد . كودكان همواره در آرزوي بزرگ شدن وباليدن هستند و براي نيل به اين مقصود از والدين و اطرافيان بزرگسال خود تقليد مي كنند. از زماني كه كودكي نوپا پا در كفش پدر ، مادر و يا بستگان خود مي كند از آن زمان كه دختر بچه اي كوچك چادر و يا روسري به سر مي كند و يا پسر بچه اي در آينه پشت لبان خود را به اميد ديدن تار مويي مي كاود، همه و همه بزرگترين آرزوي كودكانه كودكان را مي نماياند . كودكان ، كودكي خود را با يك آرزو سپري مي كنند و آن بزرگ بودن و به شيوه بزرگسالان رفتاركردن است. گاه فعل و عملي در نظر كودكان يك كار بزرگ و پرجذبه است و گاه كار ديگري در نظر آنها كوچك و بي اهميت . روزه داشتن يكي از اعمال بزرگسالان است كه براي كودكان جاذبه بيشمار دارد. كودك حال روحاني والدين خود را به هنگام افطار كه لب باز نمي كنند تا دعايي را زير لب زمزمه كنند ، مي بيند و بدان با دقت مي نگرد . زمزمه هاي دعاي سحر را در خواب و بيدار شبانه مي شنود . همه اينها براي او راز بزرگي را در خود دارد و به تخيل و آمال كودك مجال جولان مي دهد و براي آنكه سهمي از اين بزرگي را نصيب خود سازد به اصرار از والدين خود مي خواهد تا او را نيز در اين كارمشاركت دهند.

در فرهنگ ما براي پاسخگويي به اين نياز و آرزوي كودكان روزه هاي " كله گنجشكي " و يا روزه " پيوندي " معمول و متداول است و داستان و يا  داستان هايي مرتبط با آن به ذهن رويا پرداز كودكان پاسخ مي دهد . در اين نوع روزه ، والدين كودك را راضي مي كنند  كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشاميدن دست بشويد ، بدين ترتيب روزه كودك ، دوپاره مي شود و والدين كودك با اين داستان كه در آخر ماه رمضان استادي پينه دوز و يا ملايك آسمان روزه هاي دوپاره را به هم دوخته و از آن يك روزه كامل مي سازند، او را راضي و خشنود مي كنند. و اين خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جاي مانده از آنان است به درستي و عليرغم كم دانشي خود ضمير خيال پرداز و بدون مرز كودكانه را مي شناخته اند . 

همين مردم عامي ساده دل نيز براي آنكه كودك از نخستين روزه خود خاطره خوشي به همراه داشته باشد در پايان هر روز و يا در روز عيد فطر هديه اي براي وي در نظر مي گرفتند كه كاملا با استطاعت خانواده هماهنگ بود . اگر خانواده كودك كشاورز و يا دامدار بود، گوشه اي از باغ يا زمين كشاورزي و يا بره و گوسفندي را به وي هديه مي دادند كه كودك آن را مزد روزه خود تلقي مي كرد و كليه عوايد حاصل از آن هديه نيز به او تعلق داشت و والدين در اين زمينه كاملاً استقلال كودك را به رسميت مي شناختند. اين رسم در ميان خانواده هاي شهرنشين با برآوردن يكي از نيازمندي هاي كودك همراه بود. به هر روي والدين در اين تجربه كودك را به دادن هديه اي دلشاد و خرسند مي كردند .

اين روزها با حجم بسيار اطلاعاتي كه رسانه ها و صداوسيما در زمينه تربيت كودكان و يا روانشناسي  آنان در اختيار مردم مي گذارند، بر كسي پوشيده نيست كه تشويق از اهميتي بسزا در تربيت كودك برخوردار است. تشويق نه تنها دركودكان كه حتي در بزرگسالان و جوامع نيز مي تواتند برانگيزاننده رفتاري درست و اصولي و يا  بر حذردارنده فعلي نادرست و غيراصولي باشد . تشويق بر جوهره وجود آدمي كه همواره مطلوب بودن را دوست مي دارد و مي پسندد استوار است . گفتن " آفرين"  و يا حتي نگاهي از سر تحسين مي تواند در فاعل بزرگترين حق شناسي ها را ايجاد كند ،و هر چه فاعل معصوم تر و پاك نهادتر، تشويق در او كاري تر و كارسازتر. كودكي را همگان سنين شكل گيري شخصيت آدمي مي دانند گاه حتي برخي از روانشناسان چنان در اين زمينه پيش مي روند كه شخصيت كودك 5 ساله را آيينه تمام نماي بزرگسالي وي مي دانند . به هر روي اگر اين نظر را اندكي  اغراق آميز بدانيم با اين حال نمي توانيم منكر تاثير كودكي بر رفتار بزرگسالي افراد باشيم.

والدين به دفعات براي نهادينه كردن رفتاري در كودك خود دست به تشويق مي گشايند و يا با خريد هدايايي انجام عملي را ازسوي وي تضمين مي كنند . درآموزه هاي ديني ما نيز به دفعات بر تشويق كودكان به ويژه در امور ديني تاكيد شده است . براي تشويق و ترغيب كودك و يا نوجوان به انجام فرايض ديني ،بهترين راه با دادن هدايا و يا انجام اعمالي است كه مورد توجه اوست . " اگر مي خواهيد اشتياق به انجام كاري را دركودك خود ايجاد كنيد ، كاري كنيد كه كه آن كار از نظر او تجربه اي موفق و لذت بخش باشد " تحسين و تشويق يكي از راههاي ايجاد احساس لذت بخش در كودك است ، در حين انجام فرايض ديني وقتي كودك يا نوجوان درانجام اين اعمال احساس خوشايندي نسبت به خود داشته باشد در عمل به فرايض ديني ثابت قدم و استوار خواهد شد .

ماه رمضان آغاز شده است و بي شك شماري از دختران و پسران در اين سال به تكليف رسيده و روزه گرفتن برآنها واجب شده است . مادران و پدران نيزدر عين اينكه نگران سلامت جسماني فرزند خود هستند ، در تلاشند با تمهيداتي سلامت روحاني و ايماني او را نيز فراهم آورند. والدين عزيز مي توانند با ابتكار عمل روزه داري را براي كودك يا نوجوان خود تجربه اي خوشايند كنند . به عنوان مثال براي روز عيد فطر او هديه اي شايسته در نظر بگيرند . براي افطار كودك يا نوجوان رابه اماكن مورد علاقه او ببرند . درانجام فرايض به هيچ وجه راه خشونت و شدت عمل نپيمايند بلكه همواره ملايمت ، نرمش و محبت را پيشه سازند . به هنگام سحر كودك را با نوازش از خواب بيدار كنند ، غذاهاي مورد علاقه وي را آماده كنند و كارهايي ديگر كه مطمئناً والدين عزيز با ذكاوت و تيزهوشي بدانها دست خواهند يافت .

البته در عين انجام كارهاي تشويق آميز در نظر داشته باشند كه انجام فرايض ديني آنگاه ارزشمند است كه از روي آگاهي كامل و ايمان قلبي انجام گيرد . و بدين منظور با تهيه كتب و منابعي كه فلسفه روزه را به زبان ساده توضيح داده است بر معرفت ديني كودك و نوجوان خود بيافزايند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:7 قبل از ظهر
تقویم وقایع ماه مبارک رمضان 

  1 رمضان نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع)

 3 رمضان نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع)

 4 رمضان هلاكت زياد بن ابي

 5 رمضان ميلاد مسعود امام جواد(ع)

 6 رمضان نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)

 6 رمضان ولايت عهدي امام رضا(ع)

 7 رمضان وفات حضرت ابوطالب(ع)

 10 رمضان وفات حضرت خديجه كبري(س)

 10 رمضان وصول نخستين نامه كوفيان به امام حسين(ع)

 12 رمضان نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)

 12 رمضان ايجاد عقد اخوت ميان مسلمانان از سوي پيامبر(ص)

 15 رمضان ميلاد مسعود امام حسن مجتبي(ع)

 15 رمضان حركت مسلم بن عقيل(ع) به سوي كوفه

 17 رمضان وقوع غزوه بدر

 17 رمضان وفات عايشه در مدينه

 19 رمضان ضربت خوردن حضرت علي(ع) در مسجد كوف

 20 رمضان فتح مكه معظمه به دست پيامبر(ص)

 20 رمضان وفات حضرت موسي(ع)

 21 رمضان شهادت حضرت علي(ع)

 21 رمضان آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)

 21 رمضان به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)

 رمضان، سال دهم بعثت: ازدواج رسول خدا (ص) با سوده (س)


|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:59 بعد از ظهر
1 رمضان - نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع).  

نخستين شب ماه مبارك رمضان: نزول كتاب آسماني "صُحف" بر ابراهيم خليل الله(ع).

روايات فراواني كه دلالت دارند بر اين كه بسياري از كتب آسماني، از جمله پنج كتاب معروف آسماني (صحف ابراهيم، تورات موسي، زبور داوود، انجيل عيسي و قرآن مجيد) در ماه مبارك رمضان نازل شده اند.(1)

از واثله بن اسقع روايت شده است، كه پيامبراكرم(ص) فرمود: صحف حضرت ابراهيم(ع) در نخستين شب ماه رمضان نازل گرديد.(2)

گفتني است كه ابراهيم خليل الرحمن(ع) يكي از پيامبرهاي بزرگ الهي است، كه تقريباً دو هزار سال پيش از ميلاد، در شهر كوچك "اور = OUR" ديده به جهان گشود و با مشركان و كافران عصر خويش به مبارزه برخاست و در اين راه ناملايمات و سختي هاي فراواني متحمل شد و خانه خدا را تجديد بنا نمود. وي، جد أعلاي بني اسرائيل و انبياي يهود و بني اسماعيل و بسياري از عرب ها و حجازي ها است.(3)

1- نك: البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92 و ج3، ص 11؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص34

2- البدايه و النهايه، ج3، ص 11

3- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 375

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:57 بعد از ظهر
3 رمضان - نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع).  

بنا به نقل نويسنده "وقايع الايام" نزول كتاب آسماني "انجيل" بر حضرت عيسي بن مريم(ع) در روز سوم ماه رمضان واقع گرديد،(1) ولي ابن كثير در يك روايت، نزولش را سيزدهم(2) و در روايتي ديگر در روز هيجدهم ماه رمضان دانسته است.(3)

پس از عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان، كتاب مقدس "انجيل" دستخوش تغيير و تحول و حتي نابودي گرديد. تا اين كه نخستين كتابي كه به نام "انجيل" به قيد كتابت درآمد، "انجيل ماركيون" بود، كه حدود 134 سال پس از ميلاد مسيح(ع) در آسياي صغير و يا در يونان تأليف گرديد.

پس از آن، كتاب هاي ديگري از سوي مبلغان و پيشوايان مذهبي به نام "انجيل" تأليف شد.(4)

در قرن چهارم ميلادي، پس از گرايش "كنستانتيس اول" امپراتوري روم به مسيحيت، كليساي مسيحيت با تشكيل انجمني به بحث و بررسي درباره انتخاب كتب معتبر و مقدس مسيحيت پرداخت و از ميان بيش از 160 انجيل و رسائل و تواريخ مربوط به مسيحيت كه در كليساها و مجامع مذهبي قرائت مي شد، تنها 27 كتاب را برگزيد و آن ها را در مقابل تورات كه به "عهد عتيق" معروف بود،"عهد جديد" ناميدند.(5)

از ميان اين 27 كتاب، چهار كتاب در ميان مذاهب مختلف مسيحيت به عنوان انجيل برتر شناخته شد، كه عبارتند از: انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا و انجيل يوحنا. تمامي اين كتاب ها، ده ها سال پس از عروج مسيح(ع) گردآوري شدند.(6)

گفتني است كه از ميان كتاب هاي مقدس مسيحيان، "انجيل برنابا" كه خود "برنابا = BARNABAS" از حواريون حضرت مسيح(ع)، نويسنده آن بود، مطالبش با متون تاريخي مطابقت داشت و با اخبار قرآن مجيد درباره حضرت عيسي(ع) و داستان هاي وي موافقت زيادي داشت، ولي به عللي مورد تصويب كليساي مسيحيت قرار نگرفت و از گردونه خارج گرديد.(7)

به هر روي، آن چه به نام "انجيل" هم اكنون در ميان مسيحيان و غير مسيحيان موجود است، انجيل اصلي حضرت عيسي(ع) نيست. بلكه روايات و برداشت هاي حواريون و يا شاگردان حواريون آن حضرت مي باشد.

1- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 22

2- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج3، ص 11

3- همان، ج2، ص 92

4- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 452

5- همان، ص 445

6- همان، ص 448

7- همان، ص 453

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:56 بعد از ظهر
6 رمضان - ولايت عهدي امام رضا(ع)  

سال 201 هجري قمري: ولايت عهدي امام رضا(ع).

امام علي بن موسي الرضا(ع)، امام هشتم شيعيان، پس از شهادت پدر ارجمندش امام موسي كاظم(ع) در زندان بغداد، در سال 183 قمري به مقام منيع امامت نايل آمد و پيشوايي شيعيان و پيروان اهل بيت(ع) را بر عهده گرفت.

آن حضرت در دوران امامت خويش به مدت هيجده سال در مدينه منوره، سكونت داشت و در اين مدت، شاهد خلافت غاصبانه هارون الرشيد و دو فرزندش امين و مأمون بود. تا اين كه در سال 200 هجري قمري، مأمون تصميم گرفت كه وي را به خراسان دعوت كند و در اداره كشور، وي را شريك خويش سازد.

آن طوري كه از خود مأمون عباسي نقل گرديده است، وي در نبرد با برادرش امين، نذر كرده بود كه در صورت پيروزي بر سپاهيان امين و تصاحب مقام خلافت، قدرت را به كسي كه افضل آل ابي طالب(ع) باشد بسپارد.(1)

هنگامي كه وي بر برادرش امين پيروز شد و در سال 198 قمري بغداد را فتح و بر سراسر عالم اسلام سيطره پيدا كرد، تصميم گرفت كه به نذر خويش وفا كند و در اين راستا، امام علي بن موسي الرضا(ع) را كه والاترين و افضل آلي ابي طالب(ع) بود، مورد توجه قرار داد.

وي مي گفت: ما أعلم احدا افضل من هذا الرّجل علي وجه الأرض؛ من در روي زمين، شخصيتي بالاتر و بهتر از اين مرد ]علي بن موسي الرضا(ع)[ سراغ ندارم.(2)

بدين منظور، وي يكي از سرداران خويش به نام "رجاء بن ابي ضحاك" را به همراه عيسي جلودي و برخي از همراهان ديگر به مدينه فرستاد و از طريق آن ها امام رضا(ع) را براي سفر به خراسان دعوت نمود.(3)

امام رضا(ع) كه خلفاي عباسي، از جمله مأمون را در گفتارش صادق نمي دانست و از هدف ها و انگيزه هاي فريب كارانه وي باخبر بود، از پذيرش دعوت مأمون امتناع نمود و ماندن در مدينه را بر رفتن به "مرو" مقر خلافت مأمون در خراسان ترجيح داد.

ولي با اصرار و اجبار مأموران مأمون روبرو گرديد و چاره اي جز پذيرش در خود نديد. آن حضرت پس از وداع با قبر شريف جدش حضرت محمد(ص) و ديگر نياكان پاكش در بقيع، به ويژه قبر مطهر جده اش حضرت فاطمه زهرا(س)، فرزند خردسالش حضرت امام محمد تقي(ع) را جانشين خود در مدينه قرار داد و به همراه مأموران مأمون و برخي از علويان و ياران خويش عازم خراسان شد.

همين كه امام رضا(ع) وارد "مرو" گرديد، با استقبال بي نظير مردم اين شهر، از جمله فقها، دانشمندان، شاعران، درباريان و خود مأمون قرار گرفت.

مأمون پس از پذيرايي از امام رضا(ع)، به وي گفت: من مي خواهم خود را از خلافت خلع كرده و آن را به شما واگذارم، آيا از من مي پذيري؟

امام رضا(ع) از پذيرش آن امتناع كرد. چون مي دانست وي در گفتارش صداقت ندارد و مي خواهد از اين راه او را بيازمايد و يا اگر حكومت را به او واگذارد، پس از مدتي وي را از ميان برداشته و خود دوباره حكومت را به دست گيرد و از اين راه، حكومت غاصبانه اش مشروعيت بخشد.

از سوي ديگر، وي با قيام هاي گوناگون علويان و غير علويان در جهان اسلام روبرو بود و مي خواست از اين راه آنان را به احترام امام رضا(ع) وادار به سكوت و پذيرش خلافت عباسيان نمايد.

امام رضا(ع) كه از نيت او آگاه بود، به هيچ صورتي حاضر به پذيرش خلافت نشد. مأمون مجدداً به وي پيشنهاد ولايت عهدي خويش را داد و امام رضا(ع) بار ديگر امتناع نمود. ولي مأمون اين بار، استنكاف امام(ع) را نپذيرفت و به وي گوش زد كرد كه پذيرش ولايت عهدي، اجباري و قطعي است و مفري براي آن نيست. امام رضا(ع) كه با تهديد جدي مأمون روبرو بود، چاره اي جز پذيرش ولايت عهدي نداشت. آن حضرت به خاطر دخالت نداشتن در امر حكومت و شريك نبودن عموم مردم دستور داد با آن حضت بيعت كنند. از آن هنگام لباس سياه عباسيان به رنگ سبز كه لباس علويان بود تغيير پيدا كرد پرچم و بيرق سياه عباسيان به رنگ سبز علويان در آمد و به نام آن حضرت سكه زده و در خطبه هاي جمعه، از وي تجليل و تكريم كردند.

درباره تاريخ اين واقعه بزرگ، همه مورخان، اتفاق دارند بر اين كه در ماه مبارك رمضان سال 201 قمري واقع گرديده است، ولي در روز آن اختلاف دارند، برخي روز اول، برخي دوم، برخي چهارم، برخي ششم و برخي هفتم رمضان را ذكر كرده اند. ممكن است علامت اختلاف آنان، از آن جهت باشد كه بيعت با آن حضرت، چند روز ادامه داشته است. ولي به نظر مي آيد كه پذيرش ولايت عهدي آن حضرت در اول ماه رمضان و بيعت رسمي با وي در ششم و هفتم رمضان بوده است.(4)

1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 602

2- همان

3- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 449؛ الارشاد، ص 600؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 24

4- نك: الارشاد، ص 600؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الوري)، ص 445؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 282؛ وقايع الايام، ص 24؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 101و ص 172؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 448؛ الاقبال بالاعمال الحسنه (سيد بن طاووس)، ج1، ص 264؛ رمضان در تاريخ (لطف الله صافي گلپايگاني)، ص 11

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:56 بعد از ظهر
12 رمضان - نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)  

بنا به نقل ابن كثير، كتاب شريف "زبور" در دوازدهم ماه مبارك رمضان بر "داوود نبي(ع)" نازل گرديد.(1)

حضرت داوود(ع) از پيامبران بزرگ بني اسرائيل است و در نبرد ميان طالوت و جالوت، با اين كه خردسالي بيش نبود، به ميدان رفت و جالوت ستمگر را به هلاكت رسانيد و سال هاي بعد به پيامبري و پادشاهي بني اسرائيل نايل شد.(2)

كتاب شريف زبور، پس از چهار صد و هشتاد و دو سال از نزول كتاب شريف "تورات" بر حضرت موسي(ع)، بر حضرت داوود نبي(ع) نازل گرديد.(3)

1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92

2- قصه هاي قرآن (سيد محمد صحفي)، ص 159

3- البدايه و النهايه، ج2، ص 92

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:54 بعد از ظهر
21 رمضان - به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)  

ابن كثير در رواياتي از حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، نقل كرد كه حضرت عيسي بن مريم(ع)، پس از چهل سال زندگي در ميان مردم، در شب 22 رمضان، به آسمان عروج كرد.(1)

ولي برخي ديگر از مورخان، عروج حضرت عيسي(ع) را در شب 21 رمضان مي دانند.(2)

1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 113

2- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 44؛ مسارالشيعه (شيخ مفيد)، ص 9

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:42 بعد از ظهر
20 رمضان - وفات حضرت موسي(ع)  

در شب 21 رمضان، رويدادهاي مهمي در عالم خلقت به وقوع پيوست. از جمله آن ها است: وفات حضرت موسي بن عمران(ع)، وفات وصي اش حضرت يوشع بن نون، به روايتي عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان ها، معراج پيامبر اسلام(ص) به آسمان ها و شهادت وصي اش حضرت علي(ع).(1)

از امامين صادقين(ع) روايت شده است، كه وفات تمام اوصياي پيامبران الهي در اين شب به وقوع پيوست.

1- مسارالشيعه (شيخ مفيد)، ص 9

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:38 بعد از ظهر
رمضان در فرهنگ مردم 

 

آنچه در پي مي آيد گزارشي است از انواع رسوم اعلام وقت سحر و شيوه هاي مختلف آن و نگارنده در اين گفتار تنها گزارشگر است .

روشهاي بيدار شدن در سحر

ماه و مهتاب

ستارگان

بانگ خروس

سوره ياسين و طه

چراغ روشن

صداي نقاره

طبق و شيپور

بوق حمام

توپ در كردن

كوبيدن ديوار همسايه

نذرداران و نيكوكاران

جار كشيدن

تير در كردن

صداي مناجات

زنگ تلفن

زنگ ساعت

 

روشهاي بيدار شدن در سحر

از قديم الايام براي بيدارشدن در سحرهاي ماه مبارك رمضان و تشخيص وقت دقيق سحر و انجام اعمال مخصوص سحر از وسايل و روشهاي گوناگوني استفاده مي كردند. بعضي از اين روش ها امروزه نيز متداول و برخي منسوخ شده اما شرح يكايك آنها شنيدني و قابل توجه است.

ماه و مهتاب

از روي تجربه مي توان تشخيص داد وقتي ماه به محل معيني در آسمان برسد سحر نزديك است. همچنين اهالي مناطق مختلف از روي خطوط و زوايايي كه پرتو ماه با يكي از اجزاي ساختمان خانه يا چيز ثابتي مثل درخت و تيرك پيدا مي كند متوجه مي شوند سحر شده است.

ستارگان

بشر از روزگاران كهن با علم نجوم آشنا بوده و از روي ستارگان و كواكب وقت و زمان و سعد و نحس بودن آن را پيش بيني مي كرده است. از اين روي يكي از متداولترين روشها براي تشخيص سحر از دير زمان شناختن ستارگان و محل و جاي آنها در آسمان بوده است. در غالب شهرها ازجمله درمناطق كويري و جنوبي كشورمان مثل يزد، كرمان وفارس كه صافي آسمان و درخشندگي ستارگانش مشهور است ، اغلب مردم به خصوص پيرمردان و پيرزنان از روي ستارگان و محل و موقعيتشان سحر را تشخيص مي دهند. مردم هر شهر و دياري براي ستارگان سحري اصطلاحات و نامهاي خاص خود دارند كه بسيار شنيدني است.

در يزد از روي مجموعه ستاره هاي " نيم گزك" ، " گزوپرويز" و " گزوترازو" وقت سحر را تشخيص مي دهند، ستاره " نيم گزك" از چند ستاره تشكيل مي شود كه در خط مستقيمي قرار دارند و طول آنها به علت خطاي چشم نزديك به نيم گز به نظر مي رسد و در نزد عوام به اين نام شهرت يافته است.

در مشهد از روي سه ستاره كه به " نيم ذرع" مشهور است وقت سحر را معين مي كنند. ستاره هاي نيم ذرع بايد همان ستاره هايي باشند كه در يزد " نيم گزك" ناميده مي شوند. آن طوري كه پيرمردان مشهد مي گويند، اول شب اين ستاره ها در جنوب غربي قبله به صورت عمودي ديده مي شوند كه به تدريج به وسط آسمان مي آيند و نصف شب به صورت افقي روبه روي قبله ظاهر مي شوند . از نيمه شب ستاره ها به سمت جنوب شرقي قبله سرازير مي گردند و لحظاتي بعد از سحر محو مي شوند. با ناپديدشدن اين ستارگان صداي اذان صبح از گلدسته هاي مساجد بلند مي شود. لازم به تذكر است هر چه روز كوتاهتر شود ستاره هاي نيم ذرع زودتر نمايان مي شوند و هر چه روز بلندتر شود ديرتر ديده مي شوند.

همچنين در مشهد از روي ستاره هاي" هف برارو" كه در نقاط ديگر به " هفت برادر" مشهور است سحر را تشخيص مي دهند. ريش سفيدان مشهد گويند دو مجموعه ستاره " هفت برارو" در آسمان وجود دارد كه هر مجموعه شامل هفت ستاره است. يكي از اين مجموعه ها به ستاره " هف براروي بزرگ" يا " خرس بزرگ" و مجموعه ديگر به " هف براروي كوچك" يا " خرس كوچك" مشهور است.

در اراك زماني كه ستاره " هفت برادران يا خرس بزرگ" نزديك به پنجاه ذرع مانده به مغرب برسد سحر است و وقتي ستاره هفت برادران به پشت كوه مي رود ستاره " سهيل" كه به ستاره " ظلّ صبح" مشهور است بيرون مي آيد. وقتي" ظلّ صبح" پنجاه ذرع از مشرق بالا آمد وقت اذان صبح است. فصل به فصل و بسته به بلند و كوتاه شدن شب ستارگان هم به همان نسبت جايشان تغيير مي كند.

در فرنق خمين از روي دو ستاره روشن "ظلّ سحر" و " ظلّ صبح" كه از سمت مشرق بالا مي آيند سحر را تشخيص مي دهند. ستاره " ظلّ سحر" زودتر در مي آيد. با دميدن اين ستاره تقريباً يك ساعت و نيم به صبح صادق مانده است. با ديدن ستاره " ظلّ سحر" مشغول خوردن سحري و انجام اعمال سحر مي شوند. پس از يك ساعت و نيم ستاره " ظلّ صبح" نمايان مي شود كه نشانه رسيدن صبح صادق است و دست از خوردن مي كشند.

اهالي گوشه محمد مالك خمين هم گويند وقتي سه تا از ستاره هاي هفت برادران راست(= مقابل) قبله قرار گرفتند موقع خوردن سحري است و وقتي هر هفت ستاره برابر قبله ايستادند سحر تمام مي شود و صبح مي دمد.

بانگ خروس

خروس در شب سه مرتبه مي خواند: مرتبه اول نيمه شب، مرتبه دوم ساعتي بعد از نيمه شب و مرتبه سوم سحر، يكي از راههايي كه از قديم الايم مردم براي بيدار شدن در سحر از آن استفاده مي كردند صداي بانگ خروس بود. از اين رو وجود خروس را در خانه خويش يمن مي دانستند مخصوصاً خروس سفيد چل تاج كه نشانه خير و بركت است و هر كس صاحب خروس سفيد چل تاج بود مي گفتند پريان و جنيان به خانه اش نمي آيند.

مردم قمصر كاشان معتقدند خروس سفيد نگهبان حضرت حجت است و گويند حضرت حجت در يك چاه نوراني پنهان است و دشمنان او در بالاي چاه منتظر هستند تا هوا روشن شود و داخل چاه شوند و آن حضرت را به قتل برسانند . هنگام سحر فرشتگان از خواب بيدار مي شوند و خروس سفيد را باخبر مي كنند و خروس مشغول خواندن مي شود. با شنيدن صداي خروس دشمنان آن حضرت پا به فرار مي گذارند.

مردم قمصر همچنين عقيده دارند اگر هنگام خواب چند مرتبه دستشان را به لحاف و متكا بزنند و بگويند:" دين هفتاد آسيابان به گردنت اگر موقع سحر مرا بيدار نكني." سحر از خواب بيدار مي شوند.

مردم دماوند مي گويند خروس شب هنگام پنج مرتبه، نيم ساعت به نيم ساعت مي خواند. در اصطلاح محل هر نوبت خواندن خروس را يك پنجمي مي گويند. پنجمي اول زنان خانه از خواب بيدار مي شوند و مشغول پختن سحري مي شوند. پنجمي دوم سماور زغالي را آتش مي اندازند. پنجمي سوم همه اعضاي خانواده بيدار مي شوند و سحري مي خورند . پنجمي چهارم چاي مي خورند و دهانشان را مي شويند و سرانجام با بلندشدن صداي خروس در آخرين نوبت يعني پنجمي آخر ديگر حق خوردن ندارند و در اين هنگام صداي اذان بلند مي شود.

سوره ياسين و طه

بعضي به نيت اينكه سحر از خواب بيدار شوند شب قبل از خواب، سوره ياسين و طه مي خوانند و از خدا مي خواهند كه سحر بيدار شوند.

چراغ روشن

قبل از اينكه كارخانه برق به ايران آورده شود، بعضي از مردم، از جمله خدّام مساجد، يكي دو ساعت به سحر مانده چراغهايي را روشن مي كردند و درنقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد مي گذاشتند تا مردم از ديدن نور چراغ به نزديك شدن سحر پي ببرند. چراغها تا هنگام اذان صبح روشن بود و همين كه صداي اذان بلند مي شد آنها را خاموش مي كردند. يكي از مشهورترين چراغها" چراغ ملا كاظم" در شهرستان يزد بود. ملا كاظم كه خادم مسجد جامع كبير بود، هر شب چراغي را روشن مي كرد و در يكي از گلدسته هاي مسجد جامع مي گذاشت و هنگام اذان صبح آن را خاموش مي كرد.

صداي نقاره

يكي از روشهايي كه در قديم براي بيدار شدن در شبهاي ماه رمضان به كار مي رفت زدن نقاره بود. نقاره عبارت بود از يك طبل بزرگ و دو طبل كوچك دوقولو و يك سرنا. شهرهاي بزرگ هر كدام نقاره خانه اي داشت كه معمولاً اتاقكي بود بالاي سر در دارالحكومه. نقاره به وسيله نقاره چيهاي حكومتي ، زده مي شد و نقاره چيها از حكومت مواجب مي گرفتند. در ماه رمضان نقاره چيها دو مرتبه نقاره را به صدا در مي آوردند يكمرتبه نزديك سحر و يك مرتبه غروب آفتاب براي اعلام وقت افطار. به غير از نقاره چي حكومتي مرشد زورخانه هر محل هم سحر طبل و نقاره مي نواخت. مردم هم خود را موظف مي دانستند روز آخر ماه رمضان انعامي به مرشد تقديم كنند.

در مشهد ، در ماه مبارك رمضان از دو ساعت بعد از نيمه شب از گلدسته هاي صحن مطهر حضرت رضا و مسجد گوهرشاد صداي مناجات و نقاره بلند مي شود تا مردم براي عبادت و خوردن سحري از خواب بيدار شوند. در طول سال روزي دو مرتبه ازگلدسته هاي صحن مطهر نقاره مي زنند؛ يك مرتبه غروب آفتاب يك مرتبه هم نزديك طلوع آفتاب. اما در ماه رمضان به جاي صبح پيش از سحر نقاره مي زنند.

طبل و شيپور

در بعضي از شهرها به جاي نقاره براي بيدار كردن مردم طبل و شيپور مي زنند. آن طوري كه پيرمردان مي گويند در بجنورد تا چهل سال پيش اغلب مردم در سحرهاي ماه رمضان با صداي طبل و شيپور از خواب بيدار مي شدند. طبل و شيپور را در دو نوبت مي زدند : نوبت اول سه ساعت به اذان صبح كه به آن طبل اول مي گفتند و نوبت دوم يك ساعت و نيم به اذان كه طبل دوم گفته مي شد. طبل و شيپوررا با آهنگ مخصوصي مي نواختند.

طبل اول به اين منظور زده مي شد تا كدبانوي خانه از خواب برخيزد و مشغول تهيه سحري بشود. البته آنهايي كه سر شب غذا مي پختند با صداي طبل اول از بستر برنمي خاستند و با طبل دوم بيدار مي شدند . طبل دوم هم براي آن نواخته مي شد تا متوجه نزديك شدن سحر بشوند. با صداي طبل دوم كدبانوي خانه غذا را ازسر اجاق بر مي داشت و آماده خوردن سحري مي شدند.

در بجنورد مزد و مواجب طبال و شيپورچي از طرف مردم تامين مي شد. به اين ترتيب كه بعدازظهر روز آخر ماه رمضان طبال و شيپورچي سيني به دست مي گرفتند و شيپورشان را در سيني مي گذاشتند و وارد بازار مي شدند. سيني را جلو دكانداران مي گرفتند و مي گفتند: " خداي روزه نمازين گِز قبول اِتن، خداي سلامت لِق برسن."

صاحب هر دكان هم به قدر تواناييش مبلغي در سيني مي انداخت و طبال و شيپورچي به اين ترتيب سيني را تا آخر بازار مي گرداندند و پولهايي كه جمع مي شد به طور مساوي تقسيم مي كردند . ناگفته نماند كه طبال و شيپورچي براي تمام شهر دونفر بود.

در سبزوار هم براي آگاهي از وقت سحر و افطار از توپ كه به آن " شمخال" مي گفتند و از طبل و شيپور استفاده مي كردند. براي زدن طبل مرشدي طبلش را با دو قطعه چوب مخصوص طبالي برمي داشت و به گلدسته مسجد جامع كه بلندترين گلدسته مساجد سبزوار است و وسط شهر قرار دارد مي رفت. ابتدا سه ضربه به طبل مي نواخت، بعد با اين آهنگ شروع به نواختن طبل مي كرد:" خانم وخ پلو بپز، وخ پلو بپز، وخ بارا به مدبخ"

دربندر بوشهر و روستاهاي آن از جمله صلح آباد از شب اول ماه رمضان دونفر به نام" دُم دُم سحري" براي بيدار كردن مردم از نيمه شب تا نزديك سحر در كوي و برزن راه مي افتند . يكي از اين دو" دمام"  ( طبل بوشهري ) بزرگي به گردن انداخته و با ديگري در حالي كه چراغ دريايي در دست دارد او را همراهي مي كند. آنكه دمام به گردن دارد با چوب محكم به دمام مي كوبد و هر دو با صداي بلند مي گويند: " يا ماه رمضان قدمت مبارك" و خلق الله را از خواب بيدار مي كنند.

بوق حمام

حمامهاي قديم بوقهايي برنجي داشتند كه براي اعلام شروع و پايان كار حمام بوق را به صدا در مي آوردند. در ماه رمضان هم اغلب حمامها سحر و افطار با زدن بوق مردم را باخبر مي كردند و بسياري با صداي بوق حمام از خواب بر مي خاستند و سحري مي خوردند.

توپ در كردن

از زماني كه توپ به ايران آمد يكي از وسايلي كه براي بيدار كردن مردم در سحر و اعلام وقت افطار به كار مي رفت در كردن توپ بود. دراين توپ در عوض گلوله از كهنه و پارچه استفاده مي شد . به اين ترتيب كه مقداري كهنه و پارچه و باروت به ترتيب و چند بار در لوله توپ مي كردند و آن قدر سمبه مي زدند تا فشرده شود. بعد فتيله اي را به باروت لوله توپ وصل مي كردند و فتيله را آتش ميزدند. با انفجار باروت كهنه هاي فشرده به بيرون پرتاب و باعث ايجاد صدا مي شد.

محل استقرار توپ را " گورخونه" مي ناميدند كه در نزديكي دارالحكومه بود و متصدي توپ مثل نقاره چي از دارالحكومه مواجب مي گرفت.

كوبيدن ديوار همسايه

در ماه رمضان همسايه ها قرار مي گذارند هر كسي سحر زودتر بيدار شود همسايه هاي ديگر را هم بيدار كند . در صورتي كه خانه ها ديوار به ديوار باشد با كوبيدن مشتهاي پياپي به ديوار، همسايه شان را بيدار مي كنند.

نذرداران و نيكوكاران

درقديم گاهي افراد مؤمن و معتقد براي ثواب يا نذري كه داشتند سحرهاي ماه رمضان مردم را بيدار مي كردند. براي اين كار نزديك سحر از كوچه ها مي گذشتند و با خواندن اشعار مذهبي يا كوبيدن حلقه در خانه ها و يا با كوبيدن قطعه اي چوب بر روي طبل و حلب خالي مردم را بيدار مي كردند.

جار كشيدن

در بسياري از روستاهاي شهرستان اراك از جمله در روستاي استوه براي بيدار شدن در سحر باسوادان سحر، خواني و مناجات مي كنند. يا طبالي را اجير مي كنند تا با نواختن طبل مردم را بيدار كند.

در روستاي الموت قزوين هم از جمله در روستاي فيشان رسم جار كشيدن به وسيله پاكار و يا دشتبان متداول است.

تير در كردن

در دماوند سابقاً اعلام وقت سحر را تفنگچيها با تير دركردن به اطلاع مردم مي رساندند. اين عمل بيشتر توسط شكارچيان انجام مي گرفت و عقيده داشتند با اين كار كفاره حيواناتي را كه در ماه رمضان شكار كرده اند مي دهند. ناگفته نماند شكار كردن در ماه رمضان مكروه و بديمن است و تا آنجا كه ممكن است از شكار در اين ماه پرهيز مي كنند.

صداي مناجات

بسياري از مردم با صداي مناجاتهايي كه از يكي دو ساعت مانده به سحر از گلدسته هاي مساجد و پشت بام خانه ها بلند مي شود از خواب بيدار مي شوند و به فرايض ديني و آماده كردن سحري مي پردازند.

بعضي از مناجات خوانان باسوادند و مناجاتشان غالباً سوره والفجر و دعاهايي از كتاب مفاتيح الجنان يا صحيفه سجاديه و ا شعار خواجه عبدالله انصاري است. بسياري از مناجات خوانان هم پيرمرداني هستند كه سواد ندارند واشعار مختلفي از حفظ دارند كه خواندن اين بندگان خدا ، حال و هوايي خاص دارد.

در قديم مناجات كنندگان هر كدام با روشي خاص و وقت معيني مناجات را آغاز مي كردند . بعضي از روي ستاره ها، بعضي با اذان خروس و برخي به وسيله ساعت زنگدار وقت خود را تنظيم مي كردند . از اين  رو زمان خواندن مناجات و گفتن اذان ميان مناجات كنندگان و مؤذنها فرق مي كرد و كمي پس و پيش بود . هر گروه از مردم هم كه به يكي از مناجات خوانها بيشتر اعتقاد داشتند انجام اعمال سحر را با مناجات آن شخص تنظيم مي كردند.

زنگ تلفن

از زماني كه تلفن مغناطيسي به ايران آمد در بعضي از شهرستانها كساني كه تلفن داشتند با يكديگر قرار مي گذاشتند يا به متصدي كنترل دستگاه مركزي تلفن مي سپردند تا سحر زنگ تلفن آنان را به صدا در آورد تا به اين وسيله از خواب بيدار شوند. اما در اين اواخر در اثر زياد شدن مراجعان، متصديان مركز تلفن خود به خود هنگام سحر زنگ تلفن تمام خانه ها را به صورت تك زنگ به صدا درمي آوردند. البته تعداد خانه هايي كه تلفن داشتند در هر شهرستاني معدود بود.

زنگ ساعت

 ساعت شماطه دار متداولترين وسيله اي است كه از آن براي بيدار شدن در سحر استفاده مي كنند. كار و كسب ساعت فروشان و تعميركاران ساعت هم در ماه رمضان رونق پيدا مي كند.

تلويزيون ساعت  دار و تلفن همراه و نيز جديدترين وسائل بيدار كردن مؤمنان براي سحري است.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 25 مهر1384 و ساعت 11:27 بعد از ظهر
رمضان، نامى از نام هاى خدا 
 

رمضان از اسماء الله است

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 25 مهر1384 و ساعت 11:19 بعد از ظهر
فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بيت عليهم السلام 

 

روزه از ابعاد مادي و معنوي ، جسمي و روحي داراي فوايد فراواني است. روزه در سلامت معده و پاكسازي آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيماري ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اي دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالايش مي كند . اگر در روزه داري به تمامي جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه داري ، روح و جسمي تزكيه شده خواهيم داشت.

پيامبر اكرم (ص) و روزه

پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء .(1)

معده مركز و خانه هر دردي است و پرهيز و اجتناب ( از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن ) اساس و رأس هر داروي شفا بخش است.

و نيز ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.

روزه بگيريد تا صحتو سلامتي خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتي از شهري به شهري يا از كشوري به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندي هاي جامعه و عمران كشورها مي گردد.

حضرت رسول در روايت ديگري مي فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام . (2)

براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است.

حضرت علي (ع) و روزه

امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا. (3)

با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند.

1- روزه براي آزمايش اخلاص

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق .(4)

روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.

يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)

در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد . (7)

امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد .

آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه  از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .

و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد .

1- اركان اسلام ، ص 108 .

2- كافي ، ج 4 ، ص 62.

3- نهج البلاغه ، خطبه 192.

4- نهج البلاغه ، حكمت 252.

5- نهج البلاغه ، خطبه 110.

6- وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 3.

7- همان ، ص 4.

8- علل الشرايع ، شيخ صدوق ، بخش روزه .

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 25 مهر1384 و ساعت 9:15 بعد از ظهر
سيره‏ عملى امام خمينى (ره) در ماه مبارك رمضان  

عالمان رباني، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند كه در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با كسب نور و گرما از خورشيد رسالت و امامت، بر زمينيان تجلى مى‏كنند و آنان را به سوى منابع نور و بركت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله عليه وآله نشانده، بر مشكات ملكوت، عروج مى‏دهند.

در ميان دين باوران كفر ستيز، چهره محبوب قرن، فقيه تيزبين سياست مدار، فيلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنيان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى رضوان الله عليه، از موقعيتى والا و ويژه برخودار است، زيرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آيه قرآن را مجسم ساخت و عينيت ‏بخشيد. در اين مبحث به سيره عملی امام می پردازيم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .

حضرت امام (ره) توجه ويژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدين جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطيل مى‏كردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.

و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارك رمضان، كارى است‏» (1) .

يكى از ياران امام، در اين باره گفته است :

در اين ماه، ايشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با اين ماه در زندگى خود ايجاد مى‏كردند، به گونه‏اى كه اين ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجيد و دعا كردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏كردند. (2)

ايشان، به هنگام سحر وافطار، بسيار كم مى‏خوردند، به گونه‏اى كه خادم‏شان فكر مى‏كردند كه امام، چيزى نخورده است! (3)

حضرت امام رحمة الله عليه درباره رمضان چنين مى‏سرايند:

ماه رمضان شد، مى و ميخانه بر افتاد                  عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد            

 افطار به مى كرد برم پير خرابات گفتم                  كه تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد              

 با باده، وضو گير كه در مذهب رندان                  در حضرت حق اين عملت ‏بارور افتاد (4)

عبادت و تهجد

از جمله برنامه‏هاى ويژه‏ حضرت امام (ره) در ماه مبارك رمضان ، عبادت و تهجد بود. امام عبادت را ابزار رسيدن به عشق الهى مى‏دانستند. و به صراحت ‏بيان مى‏كردند كه در وادى عشق، نبايد به عبادت به چشم وسيله‏اى براى رسيدن به بهشت نگاه كرد (5) .

اكثر آشنايان امام نقل مى‏كنند كه ايشان از سن جوانى، نماز شب و تهجد، جزء برنامه‏هايشان بود.

بعضى از نزديكان ايشان مى‏گفتند كه وقتى در ظلمت و تاريكى نيمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام مى‏شدم، معاشقه امام را با ايزد احساس مى‏كردم و مى‏ديدم كه با خضوع و خشوعى خاص، نماز مى‏خواندند و قيام و ركوع و سجود را بجا مى‏آوردند كه حقا وصف ناپذير بود. با خودم فكر مى‏كردم كه شب امام، حقيقتا، ليلة القدر است (6) .

يكى از اعضاى دفتر ايشان، دراين باره مى‏گويد:

پنجاه سال است كه نماز شب امام، ترك نشده است. امام در بيمارى و در صحت و در زندان و در خلاصى و در تبعيد، حتى بر روى تخت ‏بيمارستان قلب هم نماز شب خواندند (7) .

امام توجه خاصى به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترك نمى‏كردند. نقل شده است كه امام، در نجف اشرف، با آن گرماى شديد، ماه مبارك رمضان را روزه مى‏گرفت و با اين كه در سنين پيرى بودند و ضعف بسيار داشتند، تا نماز مغرب و عشاء را به همراه نوافل به‏جاى نمى‏آوردند، افطار نمى‏كردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا مى‏خواندند و بعد از نماز صبح، مقدارى استراحت مى‏كردند و صبح زود، براى كارهايشان آماده مى‏شدند (8) .

خانم زهرا مصطفوى مى‏گويد:

راز و نياز امام و گريه‏ها و ناله‏هاى نيمه شب ايشان، چنان شديد بود كه انسان را بى اختيار، به گريه مى‏انداخت (9) .

يكى از اساتيد قم نقل مى‏كرد: شبى ميهمان حاج آقا مصطفى بودم. ايشان، خانه‏ جداگانه‏اى نداشتند و در منزل امام زندگى مى‏كردند. نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله‏اى شنيدم، نگران شدم كه مگر اتفاقى افتاده است، حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: «ببين چه خبر است!» . ايشان نشست و گوش داد و گفت: «صداى امام است كه مشغول تهجد و عبادت است‏» (10) .

در ماه مبارك رمضان، اين شب زنده دارى و تهجد، وضعيت ديگرى داشت. يكى از محافظان بيت مى‏گويد در يكى از شب‏هاى ماه مبارك رمضان، نيمه شب، براى انجام كارى مجبور شدم از جلوى اتاق امام گذر كنم. حين عبور، متوجه شدم كه امام، زار زار گريه مى‏كردند! هق هق گريه‏ امام كه در فضا پيچيده بود، واقعا مرا تحت تاثير قرار داد كه چگونه امام، در آن موقع از شب، با خداى خويش راز و نياز مى‏كند. (11)

آخرين ماه مبارك رمضان دوران حيات امام، به گفته‏ ساكنان بيت، از ماه مبارك رمضان‏هاى ديگر متفاوت بود! به اين صورت كه امام هميشه، براى خشك كردن اشك چشم‏شان دستمالى را همراه داشتند، ولى در آن ماه مبارك رمضان، حوله‏اى را نيز همراه برمى‏داشتند تا به هنگام نمازهاى نيمه شب‏شان، از آن استفاده كنند! (12)

توجه ويژه به قرآن

امام خمينى (ره) توجه خاصى به قرآن داشتند، به ‏طورى كه روزى، هفت ‏بار قرآن مى‏خواندند!

امام در هر فرصتى كه به ‏دست مى‏آوردند، ولو اندك، قرآن مى‏خواندند. بارها ديده شد كه امام، حتى در دقايقى قبل از آماده شدن سفره - كه معمولا به بطالت مى‏گذرد - قرآن تلاوت مى‏كنند ! (13)  امام بعد از نماز شب تا وقت نماز صبح، قرآن مى‏خواند . (14)

يكى اطرافيان امام مى‏گويد:

امام در نجف، چشم‏شان درد گرفت و به دكتر مراجعه كردند. دكتر بعد از معاينه‏ چشم امام گفت: «شما بايد چند روزى قرآن نخوانيد و به چشم‏تان استراحت ‏بدهيد» . امام خنديدند و فرمودند: «دكتر، من، چشم را براى قرآن خواندن مى‏خواهم! چه فايده‏اى دارد كه چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما يك كارى كنيد كه من بتوانم قرآن بخوانم.  » (15)

و در ماه رمضان يكى از همراهان امام در نجف، اظهار مى‏كرد كه امام خمينى در ماه مبارك رمضان، هر روز ده جزء قرآن مى‏خواندند ، يعنى در هر سه روز، يك بار قرآن را ختم مى‏كردند . (16)

علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارك رمضان ، دستور مى‏دادند كه چند ختم قرآن براى افرادى كه مد نظر مباركشان بود، قرائت ‏شود . (17)

گزيدهايى از توصيه‏ها و سفارش‏هاى امام به مناسبت ماه مبارك رمضان

شما در اين چند روزى كه به ماه رمضان مانده، به فكر باشيد، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالى پيدا نماييد.

از كردار و رفتار ناشايسته خود ، استغفار كنيد! اگر خداى نخواسته، گناهى مرتكب شده‏ايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان ، توبه كنيد! زبان را به مناجات حق تعالى عادت دهيد! مبادا در ماه مبارك رمضان، از شما غيبتى، تهمتى و خلاصه گناهى سر بزند و در محضر ربوبى، با نعم الهى و در مهمان سراى بارى تعالى، آلوده به معاصى باشيد! شما اقلا، به آداب اوليه‏ روزه عمل نماييد و همان ‏طورى كه شكم خود را از خوردن و آشاميدن نگه مى‏داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصى باز داريد! از هم اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويى و دروغ نگهداشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت ‏شيطانى را از دل بيرون كنيد!

اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هيچ گونه تغييرى پديد نيامد، و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقى نكرد، معلوم مى‏شود روزه‏اى كه از شما خواسته‏اند ، محقق نشده است.

اگر ديديد كسى مى‏خواهد غيبت كند، جلوگيرى كنيد و به او بگوييد! «ما، متعهد شده‏ايم كه در اين سى ‏روز ماه مبارك رمضان، از امور محرمه خود دارى ورزيم.» و اگر نمى‏توانيد او را از غيبت ‏باز داريد، از آن مجلس خارج شويد! ننشينيد و گوش كنيد! باز تكرار مى‏كنم تصميم بگيريد در اين سى روز ماه مبارك رمضان، مراقب زبان، چشم، گوش و همه‏ اعضاء و جوارح خود باشيد.

توجه بكنيد كه به آداب ماه مبارك رمضان عمل كنيد; فقظ، دعا خواندن نباشد، دعا به معناى واقعى‏اش باشد . (18)

پى‏نوشت‏ها:

1- پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 286 .

2- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى( ره) ، ج 3 ، ص 90 .

3- همان، ص 89 .

4- روزنامه‏ جمهورى اسلامى، مورخ 8/1/69 .

5- روزنامه جمهورى اسلامى، 20 / 11 / 64 .

6- امام در سنگر نماز، ص 83 / هزار و يك نكته، حسين ديلمى، نكته 129 .

7- هزار و يك نكته، حسين ديلمى، حبيب و محبوب، ص 53 / سيماى فرزانگان، ص 180 .

8- سيماى فرزانگان، ص 159 / برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى( ره) ، ج 3 ، ص 99 .

9- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى (ره) ، ج 3 ، ص 132 .

10- همان، ص 286 .

11- هزار و يك نكته، حسين ديلمى، نكته 104 / جلوه‏اى از خورشيد ، ص 90 .

12- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى ، ج 3 ، ص 126 .

13- پا به پاى آفتاب، ج 1، ص 270 .

14- برداشت‏هايى از سيره‏ امام خمينى ، ج 3 ، ص 198 .

15- همان، ص 7.

16- همان .

17- پا به پاى آفتاب، ج 1 ص 181 .

18- سيماى فرزانگان، صص 159 و 161 برداشتهايى از سيره‏ امام خمينى، ج 3 ، ص 8 .

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 25 مهر1384 و ساعت 9:1 بعد از ظهر
فلسفه و حكمت روزه  

 

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

مركز بيماريها معده است

پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» (1)

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.

پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود

پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشايد.

امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏فرمايد؟

ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهيم در قسمتى از اين خطبه امام مى‏فرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا» (2) اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بيان مى‏فرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت‏به پيشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مى‏تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مى‏فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (3)

روزه براى آزمايش اخلاص مردم است

خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مى‏گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مى‏نمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏فرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» (4) و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آيد.

خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوريم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5) خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.

ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع)

هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع‏» (6)

حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏انديشد اسلام است.

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» (7) .

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)

امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8)

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد).

(آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مى‏فرمايد) و هر آينه روزه‏دار بايد (به پيشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آيد، (و ناديده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داريش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گويد:

و حسبك داء ان تبيت‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد! (9)

يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.

بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع)

امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مى‏فرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة‏» (10) علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء.

بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديث‏شريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايه‏اى است كه نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جويد، پس نفس را كنترل مى‏نمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مى‏نمايد.

مجراى نفوذ شيطان را با روزه ضيق نمائيد

بر اين مبنا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع‏»، كه شيطان جريان مى‏يابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى يعنى روزه تنگ نمائيد، (11) و الحق، كه روزه بدون اثر چه فايده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خويش را به افطار تاخير اندازد، و از امساك و اجتناب از يك سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غيبتها و شهوترانى‏ها و هتك حرمت‏خلق الله و حفظ نكردن ناموس خويش از نامحرمان و سوء تربيت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ايجاد ضرب و شتم و صدها گناه ديگر مرتكب شود و بگويد من روزه هستم خير؟ اين نوع روزه اثرى و فايده‏اى ندارد، بايد روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه اين قدرت را دارد، لكن اين مائيم ارزش و اهمت او را تشخيص نداديم، و از اين نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عايد ما نمى‏شود، و چه فايده‏اى است از براى روزه‏دار كه فريضه‏اى اداء كند و كبيره‏اى مرتكب گردد، و با خيانت‏بر بندگان خدا در مال و عرض ايشان تجاوز نمايد

روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد

خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت‏» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشريح مى‏فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (12)

خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده است‏شامل حالش مى‏شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.

پى‏نوشت‏ها:

1- اركان الاسلام، ص 108 اين عبارت حديثى است كه از پيامبر اسلام در بحار الانوار، ج 14 روايت‏شده است، لكن اين كتاب بحارث بن كلده نسبت داده است.

2- نهج البلاغه فيض، ص 798.

3- از حكمت 244 نهج البلاغه فيض الاسلام.

4- نهج البلاغه، چاپ صبحى صالح، ص 163.

5- مجمع البحرين، ماده جوع.

6- وسائل الشيعه، ج 7، ص 3 - و من لا يحضره الفقيه، ص 73، ج 2.

7- خصال شيخ صدوق، ص 386.

8- وسائل الشيعه، ج 7، ص 4.

9- حاتم به عبد الله طائى.

10- علل الشرايع صدوق عليه الرحمه.

11- از مجموعه‏اى از سخنان پيشوايان معصوم(ع) استخراج شده است.

12- نهج البلاغه، ص 1197.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 81

 


|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 10:34 بعد از ظهر
درباره ماه رمضان  

 

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22

 


|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 10:30 بعد از ظهر
دریافت کد خون