تبليغاتX
نشریه علمی فرهنگی "بین الحرمین"
آنگاه که مادرت صدایم کرد سحر بود ( 2 )  
صبح رفتیم بیمارستان. تسویه حساب نمودیم و راهی منزل شدیم.

این اولین حضورت در شهر شلوغ و پر هیاهوی تهران بود. چراغ قرمزهای طولانی و ترافیک را هم تا حدی تجربه کردی.

بمحض  ورود به منزل گوسفندی را برایت قربانی کردیم. تو امروز با فامیل های زیادی ملاقات کردی. لبخند و تعریف و تمجید آنان از تو همچنان ادامه داشت تا اینکه خسته شدی و پس از شیر خوردن حسابی خوابیدی.ما هم گوشت قربونی را بین آشنایان تقسیم کردیم.

 علی هدیه قشنگی  برایت خریده بود که به لباست سوزن کرد. از سلیقه برادرت میهمانان خوششان آمده بود.


7cwfkwpq2b86scqgkpu.jpg

امشب کمی آرام گرفته ام و اضطراب ها و دلمشغولی های روز قبل تا حد زیادی کاسته شده.

 دخترکم  آمدن و رفتن هر عزیزی ویژگی های خودش را دارد و آمدن گل های بهاری در عین زیبایی و طراوت فراز و نشیب هایی را بدنبال دارد که سهم پدر و مادر از خوشی های آن همیشه زیاد نیست.

بگذریم که وقت اذان مغرب و افطاری است و باید آماده شویم.

خدای را شکر که نعمت دختر داشتن را به ما عطا نمودی و مهر و محبتی که دختر در دل هر پدری به یادگاری می گذارد را در این زمان بسیار کوتاه بدلم انداختی. احساس می کنم سالیان سال است که تو را دارم  و تو را از قبل می شناسم. 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 20 دی1387 و ساعت 1:52 قبل از ظهر
آنگاه که مادرت صدایم کرد سحر بود ( 1 )  
آنگاه که مادرت صدایم کرد سحر بود.

گفت که می خواهی بیایی. هول شده بودم. سحری نخورده آماده شدم. خاله ات هم خبر دارشد. قرار شد با ما به بیمارستان بیاید. با آژانس رفتیم بیمارستان مصطفی خمینی. خانم دکتر گفت: وقتشه. و من مضطرب و  البته امیدوار به لطف و رحمت الهی.

نماز صبح را در نمازخانه بیمارستان خواندم و برای تو و مادرت دعا کردم. تلاوت کلام الله مجید و حدیث کساء و دعای توسل و ادعیه رمضان و ...  تا ساعت ۱۱ صبح به طول انجامید تا آنگاه که تو آمدی.


gklcprk5sqrbxnu1pk1g.jpg

شور  و شعف عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفته بود. با این حال که می گویند  آمدن فرزند اول  حال و هوای دیگری دارد ولی  خوشحالی حضور فرزند دوم  در ۱۳ رمضان ۱۳۸۷ آنهم دختر دردانه بابا مگر می شود صفایی نداشته باشد.

راستی برادرت علی هم تلفن زد و از احوالت خبر گرفت قرار است ساعت ۲ وقت ملاقات با مادر بزرگش و بعضی بستگان به دیدنت بیایند.

خوشا به سعادتت که در ماه مبارک رمضان قدم به عالم خاکی نهادی.

ساعت ۲ بعد از ظهر به دیدارت آمدند. بحمدالله حال تو و مادرت خوب است و قرار شد فردا بعد از ظهر مرخص شوید.

وقتی برای اولین بار دیدمت یاد زمان تولد علی افتادم. خیلی شبیه برادرت علی هستی.راستی علی  از دیدنت شادمانی می کرد.  در چشمان خسته ی روزه دار مادر بزرگت هم برق شادی آمدن هشتمین نوه اش کاملاْ هویدا بود.

 اذان و اقامه را در گوش هایت خواندم و تو با حالتی خاص توجه می کردی. علی هم فیلمبرداری می کرد و اتفاقاْ چه کاری خوبی کرد. یادگاری مانده است.

قرار شد خاله ات امشب با شما در بیمارستان بماند.  به منزل بازگشتیم. همه آمدنت را تبریک گفتند.

 اولین روز زندگیت را با روزه داران بودی و چه سعادتی از این بهتر. در ماه خدا به میهمانی خدا آمده ای. 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 19 دی1387 و ساعت 0:39 قبل از ظهر
پس از یک سال و اندی دستم به قلم رفت 
خیلی وقته حس نوشتن یا تهیه مطالب رو نداشتم

اما دیشب ـ شب تاسوعا ـ  از مجلس که برگشتم تونستم کمی مطلب ارایه کنم

دعا کنید به حق آقا سید الشهدا  علیه السلام این حس و حال ادامه پیدا کنه

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 18 دی1387 و ساعت 2:6 قبل از ظهر
فرهنگ عاشورا 

 

عاشورا، قبل از قيام مقدس حسينى(ع)، نام يك روز بود; اما امروز ديگر عاشورا نام يك مقطع زمانى نيست، نام يك فرهنگ است. عاشورا امروز ديگر يك حادثه نيست، يك مكتب فكرى و يك نظام سياسى و يك مجموعه فكرى، فرهنگى، اخلاقى، سياسى و جهادى است.
برگزارى مراسم عاشورا، در ميان انديشمندان، هرگز يك عادت نبوده و نيست. احياى عاشورا در فرهنگ تشيع يك عبادت بزرگ اجتماعى، يك مانور عظيم الهى - سياسى و حركتى حساب شده در جهت نمايش ولايت و برائت امت اسلامى است و اينجاست كه گريستن و گرياندن ارج مى‏يابد و مفهوم پيدا مى‏كند.
عاشوراى حسينى «سيستم دفاعى اسلام ناب محمدى‏»(ص) در طول قرون و اعصار است. عاشوراى حسينى درخشانترين نمونه معروف‏گرايى و منكرستيزى در پهنه زمان و زمين است. عاشوراى حسينى بلندترين فرياد بشريت مظلوم در برابر سپاه ابليس و استكبار جهانى است. و قله عشق و عرفان انسان نسبت‏به مقام اقدس ربوبى است. عاشورا نمايشگاه جاويد ارزشها و ضدارزشها در ساحل فرات است; نمايشگاهى كه بينندگان آن سرانجام به يكى از دو صف مى‏پيوندند و هر سال و هر روز بر سطح و سقف نمايشگاه مى‏افزايند.
عاشورا فرياد دفاع هميشگى از مظلومان و مستضعفان زمان و زمين و اعلام جهاد جاويد عليه كفر و نفاق و جهل و استثمار و قلدرى است. عاشورا دانشگاه عشق و عرفان و حماسه است. در اين دانشگاه انسان مى‏آموزد كه چگونه به خدا عشق ورزد، چگونه بدون سلاح بجنگد و چگونه در اوج غربت‏حماسه آزادى بسرايد. عاشورا سمبل قيام در برابر ارتداد و ارتجاع مكتبى است; ارتجاع از اسلام ناب محمدى(ص) و بازگشت از عدالت علوى و ترديد و توقف در اجراى قوانين قرآنى.
عاشورا سد استوار حسينى(ع) براى جلوگيرى از يورش ياجوج و ماجوج غربى و شرقى به ميهن بزرگ اسلامى است. عاشوراى حسينى كشتى نجات امت محمد(ص) در برار توفان جهل و ترس و استعمار خارجى و استبداد داخلى است.
عاشورا حسينى چتر معنويت دين و امت در برابر بازگشت دوباره نظامهاى سياسى و اقتصادى و اهداف و آرمانهاى جاهليت قديم و نوين است.
عاشوراى حسينى ادعانامه پاسداران ايمان و عدالت و آزادى عليه مرفهاى بى‏درد و متجاوزان به حقوق اجتماعى و فروغلتيدگان در لجنزار تشريفات و اسراف و ابتذال فرهنگى است.
عاشورا جلوه‏گاه قدرت‏طلبى و رقابت‏سياسى و پيامد افزون‏خواهى اردوى حسينى نيست; عاشورا قيامى براى احياى مجدد آيين محمدى و حاكميت فرمان خدا در گستره گيتى، اصلاح اوضاع نابسامان بلاد اسلامى، ايجاد امنيت‏براى جامعه مظلوم بشرى و اجراى احكام الهى است.
عاشورا جريانى مربوط به گذشته نيست; پايگاه ثبت‏نام سيدالشهدا از همه زنان و مردان مؤمن و فداكار براى پيوستن به سپاه پاسداران ارزشها و ارتش آزادى‏بخش ملتهاى مظلوم است.
عاشورا غريو غيرت همه جوانان بهشتى بر سر استعمارگران سياسى و يغماگران اقتصادى است; سرور جوانان بهشت وقتى به نقد عملكرد عالمان سازشكار مى‏پردازد، فرياد برمى‏آورد:
فاسلمتم الضعفاء فى ايديهم، فمن بين مستعبد مقهور و بين مستضعف على معيشته مقلوب.
ضعيفان را در دست ظالمان رها كرديد، برخى به بردگى كشيده شدند و آزادى‏شان سلب شد و برخى در تنگناى معيشت و فشار اقتصادى قرار گرفتند.
عاشورا فرياد عزت‏گرايى و ذلت‏گرايى همه عاشوراييان تاريخ است كه هيهات منا الذله. عاشورا احياى فرهنگ شهادت‏طلبى و شهيدپرورى است كه: مرحبا بالقتل فى سبيل الله.
عاشورا مكتب «عمل به تكليف‏» و اميد به خداست، كه:
ارجو ان يكون خيرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا.
عاشورا عميق‏ترين و گوياترين رهنمود حسينى(ع) به نهضتهاى اسلامى است; رهنمودى كه نشان مى‏دهد براى ايجاد تزلزل و تحول در حكومتهايى كه نقاب اسلام بر چهره مى‏زنند و از مشاوران مسيحى و صهيونيستى دستور مى‏گيرند; چه بايد كرد.
عاشورا درس احياى سنت نبوى، عدالت علوى و صبر سبز مجتبوى و فرياد سرخ حسينى است. عاشورا مركز افشاى ياران شيطان، نقطه مركزى سربازى براى جبهه حق، پايگاه تمرين شهامت و شجاعت، آموزشگاه مقابله با محاصره اقتصادى و نظامى، مدرس تحليل عرفانى آفرينش، آموزگار درس ولايت و حمايت از رهبرى الهى، محراب شهادت و مقتل رضا به قضاى ربوبى است.
آرى قلم از ترسيم آثار، اهداف و سيماى عاشورا ناتوان است و انسان از همه ابعاد آن حماسه نور بى‏خبر. تنها خدا مى‏داند عاشورا چه كرده است و چه مى‏كند و چه خواهد كرد. قلم را به دست‏شعر مى‏سپاريم و اين مقاله را با سلام به آستان قدس سيدالشهدا پايان مى‏بخشم:
بزرگ مشعل راه خداست عاشورا درفش رهبرى توده‏هاست عاشورا سپيده سحر بامداد آزادى است بهار باغ شهادت پس از زمستانها «نه‏» بزرگ زمان شعر شهر استقلال اذان عشق براى حضور انسانها نداى عصمت انسان عاصى از بيداد هجوم موج عدالت‏به قصد استبداد غريو ناله مظلوم بر سر جلاد حماسه‏ساز هزاران چو پانزده خرداد طنين رعد ستم‏سوز آسمان دين خزان زندگى ظلم در بسيط زمين نهيب خشم دليران سرزمين يقين لهيب آتش ايمان به خرمن بى‏دين تبلور سخن وحى در حريم چرا دراى حركت واماندگان قافله‏ها نسيم روح‏فزاى فسردگان راه سروش هاتف غيبى به گوش انسانها تجلى تبر آهنين ابراهيم(ع) معلم سحر و لطف روح‏بخش نسيم سرود سرخ شهيدان زنده تاريخ فروغ جاودانه خورشيد از جديد و قديم شعار نهضت انسان در آستان خداست كمال جذبه انسان به بوستان خداست وضوى سرخ براى نماز پرغوغا عصاره سحر سبز در شب يلداست
والسلام على الحسين و على على بن‏الحسين‏و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين(ع)

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 18 دی1387 و ساعت 1:10 قبل از ظهر
تاسوعای حسینی 

روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم كه معروف به تاسوعا است، آخرين روزى بود كه امام حسين عليه السلام و يارانش شبانگاه آن را درك كرده بودند و اين روز به شب عاشورا پيوند خورد. بدين جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بيت عليهم السلام از اهميت بالايى برخوردار است . مسلمانان تاريخ ساز ايران اسلامى همچون بسياری از مسلمانان سراسر گيتی، اين روز را منتسب به غيرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) ميدانند،  بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ايثار و ادب و دلاوري و وفا و حقگزاري عباس بن علي(ع) است و با گذشت بيش از هزار و سيصد سال ، هنوز تاريخ، روشن از كرامتهاي اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگي همراه است.

آن سردار فداكار با لبي تشنه و جگري سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردي و وفايش نگذاشت كه او آب بنوشد و امام و اهل ‏بيت و كودكان تشنه كام باشند. لب تشنه از فرات بيرون آمد تا آب را به كودكان برساند.

خود از آب ننوشيد و فرات را تشنه لبهاي خويش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، ديگر هرگز به دامن وفاي عباس نرسيد. اين ايثار را كجا مي‏توان يافت و اين همه فداكاري مگر در واژه ميگنجد و با كلام قابل بيان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و اين دستها براي آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بي بديل فتوّت و مردانگي در تاريخ شد. و چه به حق او را غيرت ا... العظميم ناميده اند.

 

 
در اين روز مهم ، چند رويداد سرنوشت ساز در سرزمين كربلا واقع گرديد كه به آن ها اشاره مى كنيم:
1-  ورود شمر به كربلا

شمر بن ذى الجوشن كه در دشمنى به اهل بيت عليهم السلام پيش قدم تر از ديگران بود و با حرارت ويژه اى در واقعه كربلا حضور بهم رسانيد، نامه شديد اللحن عبيدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانيد و او را از منظور عبيدالله باخبر گردانيد.

پسر سعد كه نسبت به صلح با امام حسين عليه السلام خوشبين بود و در اين راه تلاش زيادى به عمل آورده بود، يك باره در برابر نامه عبيدالله قرار گرفت و راه گريزى براى خود نيافت. او على رغم ميلش يا با امام حسين عليه السلام مى بايست نبرد مى كرد و يا فرماندهى را از دست مى داد و براى هميشه از دست يابى به حكومت رى محروم مى شد.

پذيرفتن هر يك از اين دو راه براى او دشوار بود، ولى حب رياست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه يافته بود كه بدون در نظر گرفتن قيامت و موقعيت دينى و اجتماعى امام حسين عليه السلام و قرابت وى با پيامبر صلى الله عليه و آله ، راه نخست را انتخاب كرد و با اين نيت كه مى توان امام حسين عليه السلام را به شهادت رسانيد ولى پس از آن ، توبه كرد و در پيش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله عليه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حكومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسيد، تصميم گرفت كه فرمان عبيدالله را اجرا كند و با امام حسين عليه السلام به نبرد بپردازد. به همين جهت سپاهيانش را آرايش داد و آنان را آماده حمله نمود.

 

2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام

شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.
حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟

شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است : در ميان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((كزمان )) براى آنان ارسال كرد. او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.


3-  فرمان حمله عمومى

عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:

منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !

ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 2:18 قبل از ظهر
السلام علیک یا اباعبدالله 

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است!

ماه عشق و شور و فریاد است!

 ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!

 ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع)

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 2:16 قبل از ظهر
السلام عليك يا أباعبدالله 
السلام عليك يا أباعبدالله
وعلي الارواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا
سلام الله أبدا مابقيت وبقي الليل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد مني لزيارتكم
السلام علي الحسين
وعلى علي بن الحسين
وعلى أولاد الحسين
وعلى أصحاب الحسين
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 2:8 قبل از ظهر
غزه 
 غزه در آتش و خون است خدايا مددي
شهر در دست جنون است خدايا مددي
آسمان تيره ز دود است و زمين مات ز درد
حال خورشيد نگون است خدايا مددي
مرده در خاطره ها عشق، محبت، ايمان
کينه و بغض فزون است خدايا مددي
آنکه دم مي زند از دين تو و مکتب تو
در صف دشمن دون است خدايا مددي
بر لبش ذکر تو و بر دلش آهنگ نفاق
همره خصم زبون است خدايا مددي
قلب مردان تمدن همه سخت است چو سنگ
وز ره مهر برون است خدايا مددي
پر ز خون است دل کرب و بلايي صفتان
غزه در آتش و خون است خدايا مددي

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 1:56 قبل از ظهر
دریافت کد خون