تبليغاتX
نشریه علمی فرهنگی "بین الحرمین"
موعود و فطر 
 

موعودا! ديرهنگامى است كه چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره‏هاى اشتياقت، سوخته‏ايم .

باغ آرزوها به ‏شوق بهار روى ‏تو خزان ها را مى‏شمارد و چكامه‏هاى خونين شقايق را مى‏نگارد؛

نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند؛

عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت ‏سر ز حجله عيش برنيارند؛

اى دستت ‏دست كردگار!

معراج ‏نشينى بگذار از پرده غيبت ‏به درآى و رخسار محمدى بنماي؛

كه خيل منتظران در فرودست وعيدهاى دنيايى، چشم بر بلنداى وعده ديدار تو دارند.

اى گوشوار عرش الهى! آرمان انتظار را به كوله ‏بار صبر و يقين، بر دوش مى‏كشيم و به ترنم آواى ظهور سرخوشيم؛ هر صبح و مساء، ياد طلوع تو را در سينه مى‏پرورانيم و پرتو چهره تو را در ديده نقش مى‏زنيم.

 از ثرى تا به ثريا، دل هاى بى‏ قراران ، شيداى يك نگاهت .

از سوى ‏تا ماسوى جان هاى بى‏ پناهان، نثار قدم هايت .

بيا و روزه ‏داران غيبت را به افطار فرج بنشان و قضاى عهد انتظار را دستى برافشان.

 

                                                اللهم عجل لولیک الفرج

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 27 آبان1384 و ساعت 2:0 بعد از ظهر
هدیه به ذاکرین و محبین اهل البیت (ع ) 

چند روز پیش با  دعای توسل زنده در اینترنت آشنا شدم.  زمزمه عاشقانه و توسل به اهل بیت علیهم السلام دل هر عاشق رو  روانه حرم ائمه معصومین علیهم السلام می کنه. به همین خاطر لینک آن را اینجا گذاشتم. 

 تا تو را همیشه در آسمان ها و بین الحرمین زیارت کنم.

 http://shiasource.com/multimedia/Flash/DuaTawassul.swf

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در شنبه 14 آبان1384 و ساعت 11:37 بعد از ظهر
روز استجابت دعا, قبولی اعمال و آمرزش گناهان 
عید سعید فطر روز آمرزش گناهان و استجابت دعا است.

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 13 آبان1384 و ساعت 9:29 قبل از ظهر
فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!  

 

 

 فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به   قصدقربت است .

پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .

 درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 13 آبان1384 و ساعت 5:52 قبل از ظهر
تیریک عید سعید فطر 

 

فرا رسیدن عید سعید فطر بر مسلمانان جهان تبریک و تهنیت باد

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 12 آبان1384 و ساعت 4:46 قبل از ظهر
عید سعید فطر 

 

 

 عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!

 چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .

ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.

 عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و  تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.

 

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 11 آبان1384 و ساعت 11:26 بعد از ظهر
عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمار وارد شده است. 

 مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 10 آبان1384 و ساعت 6:28 بعد از ظهر
رمضان از نگاه يك خبرنگار سوئدي  

اين روزها ماه مبارك رمضان فرصتي به روزنامه نگاران داده است كه با معرفي هموطنان تازه خود گام تازه تري براي نزديكي مسلمانان باجامعه سوئد بردارند، گزارش ذيل ترجمه دو صفحه اختصايصي روزنامه داگنز نيهتر مورخ يكشنبه 17 نوامبر مي باشد.

رمضـــان
فقط يك ماه روزه گرفتن نمي باشد، فرصتي است براي گفتگو و رفت و آمد مؤمنان از اين ماه براي مسافرت به نقاطي از كشور كه قبلاً ساكن آنجا بوده و يا دوستاني در آنجا دارند استفاده مي نمايند.
ماتس هولمبرگ (Mats Holmberg) و آن سوفي روزنكويست (Ann-Sofi Rosenkvist) همراه با خانواده گيگويچ در يكي از اين مسافرت ها به شهر لندزكونا مي روند.

ده ساعت روزه گرفتن پاداش اخروي دارد
منصور گيگويچ با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم از خداوند مي خواهد كه طاعت او را مورد قبول قرار دهد. تمام اين دعاي او آهسته و زيرلبي مي باشد، بعد از اتمام دعا ليواني آب نوشيده و دو خرما در دهان مي گذارد، و بدين گونه در حالي كه هواي بيرون پنجره رو به تاريكي گذاشته است ساعات روزه كه ده ساعت قبل شروع شده بود به پايان مي رسد.
هفت دقيقه از ساعت چهار گذشته است ، منصور رو به سوي مكه به نماز ايستاده و رايحه مطبوع غذا از آشپزخانه به مشام مي رسد.
از صبح خيلي زود قبل از آنكه شهر از خواب بيدار شود همه توي همين آشپزخانه جمع شده بودند، امروز پنجشنبه هشتم ماه رمضان درلندزكرونا بود و صرف صبحانه مي بايستي قبل از طلوع آفتاب به پايان برسد.
در اين آپارتمان سعيده با پوليو زندگي مي كند و اين هفته نركيسا و منصور گيگويچ با فرزند تقريباً يكساله شان مهمان آنها مي باشند. هردو خانواده اهل بوسني بوده و در خلال جنگ از كشورشان گريخته اند.
وي راه درست پيروي از اسلام را در همين شهر يعني لندزكرونا آموخت ، خودش فكر مي كند كه اين مسأله مرهون بي خانماني او در اين كشور بوده است .
خيلي از ماها وقتي اينجا آمديم با انجمن بوسني ها تماس گرفتيم ، در اين انجمن ها بود كه با مسلمانان واقعي و جدي برخورد نموديم .
وي معتقد است كه عمليات تروريستي در آمريكا در يازدهم سپتامبر در جدي تر گرفتن اسلام براي مسلمانان تأثيرات غيرمستقيمي داشته است ، با خيلي از مسلماناني كه در لندزكرونا صحبت نموديم معتقد بودند كه بعد از يازدهم سپتامبر مسلمان بودن در كشور سوئدسخت تر شده است ، كلمه اسلام ترس و ناراحتي در مردم ايجاد مي نمايد، بچه هاي مسلمان را در مدارس مورد توهين و ارعاب قرار مي دهندو براي بيكاران مسلمان كار گير آوردن خيلي سخت شده است ، ولي اين مخالفت ها در تحكيم يك هويت اسلامي مؤثر واقع گرديده است .
احساس مي كنم كه لازم است مسلمان بودن خودمان را علني تر اعلام نماييم .
هنگام نماز شب مسجد لندزكرونا پذيراي جمعيت بيشتري از مسلمانان بود.
هوا در لندزكرونا رو به تاريكي مي رود، تلويزيون عربستان با پخش زنده ، برنامه به پايان رسيدن ساعات روزه را نشان مي دهد، به زودي در اينجا نيز ساعت افطار فرا خواهد رسيد، در آشپزخانه يك كيك پنير بوسني ، راگوي گوشت و فلفل و يك كيك كيوي و شكلات آماده شده است . سعيده با اين غذاها مي خواهد پاداشي براي روزه گيران آماده كرده باشد، ادين پوليو يك بار ديگر به نماز ايستاده است .


رمضان چيست ؟
رمضان يكي از ستون هاي پنج گانه اسلام است . روزه گرفتن در ماه رمضان مانند ايمان به وحدانيت خداوند، نماز، خمس ، زكات و حج ازوظايف هر مسلمان مي باشد.
روزه گيران مي بايستي در ساعات روشن روز از خوردن و نوشيدن پرهيز نمايند، در اين ساعات از روابط جنسي و حتي انديشيدن به آن نيزمي بايستي اجتناب نمود، در اين ساعات از بيجان نمودن هر حيوان و يا دعوا و مشاجره اي پرهيز مي گردد. "من روزه هستم " اين پاسخ هرمسلمان براي اجتناب از درگيري در ماه رمضان مي باشد.

چه كساني مي بايستي روزه بگيرند؟
به صورت يك اصل كلي هر مسلماني بايد روزه بگيرد، ولي استثناهايي نيز وجود دارد، كساني كه مسافرند، افرادي كه مريض مي باشند و يا به يك كار سنگين جسمي اشتغال داشته و نمي توانند براي ماه رمضان مرخصي بگيرند، زنان حامله و زناني كه مدت عادات ماهيانه را طي مي نمايند از روزه گرفتن معاف مي باشند.
به طور يقين ماه رمضان يكي از ايام بزرگ براي كشور سوئد محسوب مي گردد، در اين ماه حدود يكصد و پنجاه هزار مسلمان روزه مي گيرند، مقايسه اين تعداد با جمعيت كليسا به روي اين كشور كه در حدود يكصد و سي هزار نفر مي باشند اهميت اين ايام را روشن ترمي سازد.
روي ميز نان ، كره ، كالباس بوسني ، گوجه فرنگي ، پنير و مربا كه صبحانه هر روزه آنهاست چيده شده ، ولي صبحانه امروزشان با هميشه فرق مي نمايد چرا كه بايد قبل از ساعت 6 و سه دقيقه آخرين لقمه غذا و آخرين جرعه چاي از گلويشان پايين رفته باشد و در اين شهر يعني لندزكرونا تا ده ساعت و چهار دقيقه بعد از خوردن هر غذا و نوشابه اي پرهيز نمايند. از فردا مدت اين پرهيز هر روز دو دقيقه در صبح و دودقيقه در عصر كوتاه تر مي گردد، اگر نرگيسا و منصور توي شهر خودشان استكهلم بودند نيم ساعت زودتر افطار مي كردند براي اينكه ساعات شروع و اتمام روزه با طلوع و غروب خورشيد بستگي دارد.
وقتي كه تدريجاً بقيه خانه هاي لندزكرونا از خواب بيدار شده و توي آشپزخانه ها قهوه جوش ها شروع به جوشيدن مي نمايند، ادين پوليو باقرائت اولين سوره قرآن اولين نماز پنج گانه روز را شروع مي نمايد.
آيا اجتناب از آب و غذا در تمام مدت روز براي شما ناراحت كننده نيست ؟
مثل اينكه هيچ كدام از حاضران منظور من را از اين سؤال نفهميدند، براي آنها روزه و اجتناب از غذا در مدت ماه رمضان مثل قبول وحدانيت خدا يك مسأله پذيرفته شده است .
مركيسا جواب داد: روزه گرفتن خيلي مرا شاد مي سازد، وقتي كه روزه مي گيرم مي دانم كه امر خدا را اطاعت كرده ام .
هيچ كدامشان از گرسنگي و تشنگي طي روز گلايه اي نداشتند.
در مسجد بوسني ها كه در خانه نيمه قديمي اجاره اي در لندزكرونا قرار گرفته مردم به تدريج جمع شده و روي فرش و دشكچه هاي اطراف اتاق جا مي گيرند، ماه رمضان فقط ماه روزه گرفتن نيست ، دور هم جمع شدن و ديد و بازديد و گفتگو هم همان قدر اهميت دارد.
مركيسا براي ما تعريف نمود كه در يكي از همين رفت و آمدهاي ماه رمضان توي همين شهر چند سال پيش با شوهر فعلي اش آشنا شده بود.
در حدود سيصد نفر بوسنيايي مسلمان در لندزكرونا ساكن مي باشند و قبل از به پايان رسيدن اين روز پنجشنبه بيشتر آنها به مسجدخواهند آمد، معمولاً بايد بين اين همه آدم چند نفري باشند كه اختلافاتي با هم داشته و بگومگويي راه بياندازند ولي ما در محيط مسجد فقط شاهد صفا و صميميت هستيم .
منصور براي ما توضيح داد: حق با شماست ، ولي درگيري در ماه رمضان كار خلاف شرعي مي باشد. حضرت رسول (ص ) فرموده : كسي كه در اين ماه مبارك صدايش را بلند نموده و يا كلمات زشتي ادا نمايد، بهتر است كه روزه اش را هم بشكند، خداوند روزه چنين افرادي راقبول نمي نمايد.
ـ شماها مي توانيد براي يك ماه تمام از درگيري با دنيا پرهيز نماييد؟
ـ كاملاً، و بعد با شوخي اضافه مي نمايد: مگر وقتي كه با برادرم برخورد نمايم .
هنگام ظهر خيابان مركزي لندركرونا با تابلوهاي رستوران ها، رايحه كوري ، فلافل و سوسيس فروش هاي دوره گرد هر گرسنه اي را به هوس مي اندازد، ولي منصور در حالي كه با تأني خياباني را طي مي نمايد به ما مي گويد كه اين رايحه ها هيچ تأثيري بر او ندارد و به مااطمينان مي دهد كه واقعاً گرسنه اش نيست .
ولي در عوض فرزند يكساله او حمزه هميشه گرسنه است كه مسؤوليت سير نگاه داشتن او را با خانمش تقسيم نموده است .
ـ واقعاً تمام شدن ماه رمضان و كنار گذاشتن روزه كار خيلي سختيه ، اغلب بعد از ماه رمضان ، طبق عادت ناهار خوردن يادم مي ره .
به نظر او ماه رمضان هم مثل سال نو يكي از ايام بزرگ براي كشور سوئد مي باشد. منصور گيگويچ در سال 1994 به سوئد آمده است وآن طور كه خودش اظهار مي دارد در آن موقع چندان هم به اجراي دستورهاي ديني پايبند نبوده است :
ـ در يوگسلاوي كمونيست اظهار مسلمان بودن چندان دلپسند نبود.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در شنبه 7 آبان1384 و ساعت 5:47 قبل از ظهر
رمضان و گوگل 
کلمه "رمضان" به زبان انگليسي، در رديف 15 عبارت برتر مورد جستجوي کاربران اينترنت در سايت گوگل قرارگرفت.

طي هفته گذشته، کلمه Ramadan ، معادل انگليسي "رمضان"  براي نخستين بار در سالهاي اخير در رديف پرشمارترين عبارات مورد جستجوي کاربران اينترنت در موتور جستجوي گوگل قرارگرفت.

اين درحالي است در اغلب اوقات سال تنها نام هنرمندان و مشاهير ورزش، سينما و موسيقي پاپ در رديف پرشمارترين واژگان قرار مي‌گيرد.

اين رتبه به معناي آن است که ظرف مدت کوتاهي پس از آغار ماه مبارک رمضان، اين کلمه در ميان 15 عبارت برتري که کاربران اينترنت خواهان دريافت اطلاعاتي پيرامون آن بوده‌اند قرارگرفته است.

موتور جستجوي گوگل، موسوم به Google Zeitgeist يک سيستم خودکار است که گرايش افکار عمومي در اينترنت را در فواصل زماني يک هفته‌اي بازتاب مي‌دهد.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:16 قبل از ظهر
علت روزه از زبان امام صادق عليه السلام  

 

اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّيامَ لِيستَوِي بِهِ الغَنِّي وَ الفَقيرُ، وَ ذلِكَ أَنَّ الغَنَِّي لَم يكُن لِيجِدَ مَسَّ الجُوعِ فَيرحَمَ الفَقيرَ لاَِنَّ الغَنِّي كُلَّما أَرادَ شَيئاً قَدَرَ عَليهِ، فَاَرادَ اللهُ تَعالي اَن يسَتَّوي بَينَ خَلقِهِ وَ اَن يُذيقَ الغَنِّي مَسَّ الجُوعِ وَلألَمِ لِيرِقَ عَلَي الضَّعيفِ وَ يرحَمَ الجائِعَ.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

خداوند روزه را بدين جهت واجب كرد كه بين غني و فقير تساوي برقرار شود، چون غني و بي نياز گرسنگي را نمي فهمد تا بر فقير رحم كند، چون غني هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بين خلقش تساوي برقرار كند و اثر و درد گرسنگي را به شخص غني بچشاند تا بر ضعيف رقت كند و بر گرسنه رحم نمايد. و چه نيكو توجه خداوند متعال به بندگانش از اين حديث ظاهر مي شود كه حتي روزه را براي اين واجب فرموده كه قدرتمندان به فكر بيفتند و ضعفا از محروميت به در آيند و اين بالاترين وظيفه براي اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومين جامعه باشند.

همه اشخاص نمي توانند قدرتمند باشند و طبيعي است كه در هر اجتماعي عده اي داراي قدرت و ديگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال ديگران هم بينديشند و در فكر رفع محروميت ها و جبران ضعف هاي آنان نيز باشند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:10 قبل از ظهر
روزه كودكانه 

 

دنياي كودكان دنيايي سراسر رمز و راز است . آنان چون دانش كافي ندارند ، براي دريافت پيرامون خود به تخيل و يا انديشه هايي برخاسته از رويا دست مي يازند و به پديده ها ازدريچه بهت و حيرت و گاه شيفتگي و جذبه مي نگرند . از اين روست كه دنياي كودكان بي آلايش و پاك است . آنان يكپارچه از آرزوهاي پاك و بلندپروازانه ساخته شده اند ، در دنياي كودكان شايد بي اغراق بزرگترين آرزو ، بزرگ شدن باشد . كودكان همواره در آرزوي بزرگ شدن وباليدن هستند و براي نيل به اين مقصود از والدين و اطرافيان بزرگسال خود تقليد مي كنند. از زماني كه كودكي نوپا پا در كفش پدر ، مادر و يا بستگان خود مي كند از آن زمان كه دختر بچه اي كوچك چادر و يا روسري به سر مي كند و يا پسر بچه اي در آينه پشت لبان خود را به اميد ديدن تار مويي مي كاود، همه و همه بزرگترين آرزوي كودكانه كودكان را مي نماياند . كودكان ، كودكي خود را با يك آرزو سپري مي كنند و آن بزرگ بودن و به شيوه بزرگسالان رفتاركردن است. گاه فعل و عملي در نظر كودكان يك كار بزرگ و پرجذبه است و گاه كار ديگري در نظر آنها كوچك و بي اهميت . روزه داشتن يكي از اعمال بزرگسالان است كه براي كودكان جاذبه بيشمار دارد. كودك حال روحاني والدين خود را به هنگام افطار كه لب باز نمي كنند تا دعايي را زير لب زمزمه كنند ، مي بيند و بدان با دقت مي نگرد . زمزمه هاي دعاي سحر را در خواب و بيدار شبانه مي شنود . همه اينها براي او راز بزرگي را در خود دارد و به تخيل و آمال كودك مجال جولان مي دهد و براي آنكه سهمي از اين بزرگي را نصيب خود سازد به اصرار از والدين خود مي خواهد تا او را نيز در اين كارمشاركت دهند.

در فرهنگ ما براي پاسخگويي به اين نياز و آرزوي كودكان روزه هاي " كله گنجشكي " و يا روزه " پيوندي " معمول و متداول است و داستان و يا  داستان هايي مرتبط با آن به ذهن رويا پرداز كودكان پاسخ مي دهد . در اين نوع روزه ، والدين كودك را راضي مي كنند  كه از سحر تا اذان ظهر روزه بدارد و با اذان ظهر افطار كرده و دوباره تا اذان مغرب از خوردن و آشاميدن دست بشويد ، بدين ترتيب روزه كودك ، دوپاره مي شود و والدين كودك با اين داستان كه در آخر ماه رمضان استادي پينه دوز و يا ملايك آسمان روزه هاي دوپاره را به هم دوخته و از آن يك روزه كامل مي سازند، او را راضي و خشنود مي كنند. و اين خود نشان از آن دارد كه گذشتگان ما كه فرهنگ و آداب و رسوم ما به جاي مانده از آنان است به درستي و عليرغم كم دانشي خود ضمير خيال پرداز و بدون مرز كودكانه را مي شناخته اند . 

همين مردم عامي ساده دل نيز براي آنكه كودك از نخستين روزه خود خاطره خوشي به همراه داشته باشد در پايان هر روز و يا در روز عيد فطر هديه اي براي وي در نظر مي گرفتند كه كاملا با استطاعت خانواده هماهنگ بود . اگر خانواده كودك كشاورز و يا دامدار بود، گوشه اي از باغ يا زمين كشاورزي و يا بره و گوسفندي را به وي هديه مي دادند كه كودك آن را مزد روزه خود تلقي مي كرد و كليه عوايد حاصل از آن هديه نيز به او تعلق داشت و والدين در اين زمينه كاملاً استقلال كودك را به رسميت مي شناختند. اين رسم در ميان خانواده هاي شهرنشين با برآوردن يكي از نيازمندي هاي كودك همراه بود. به هر روي والدين در اين تجربه كودك را به دادن هديه اي دلشاد و خرسند مي كردند .

اين روزها با حجم بسيار اطلاعاتي كه رسانه ها و صداوسيما در زمينه تربيت كودكان و يا روانشناسي  آنان در اختيار مردم مي گذارند، بر كسي پوشيده نيست كه تشويق از اهميتي بسزا در تربيت كودك برخوردار است. تشويق نه تنها دركودكان كه حتي در بزرگسالان و جوامع نيز مي تواتند برانگيزاننده رفتاري درست و اصولي و يا  بر حذردارنده فعلي نادرست و غيراصولي باشد . تشويق بر جوهره وجود آدمي كه همواره مطلوب بودن را دوست مي دارد و مي پسندد استوار است . گفتن " آفرين"  و يا حتي نگاهي از سر تحسين مي تواند در فاعل بزرگترين حق شناسي ها را ايجاد كند ،و هر چه فاعل معصوم تر و پاك نهادتر، تشويق در او كاري تر و كارسازتر. كودكي را همگان سنين شكل گيري شخصيت آدمي مي دانند گاه حتي برخي از روانشناسان چنان در اين زمينه پيش مي روند كه شخصيت كودك 5 ساله را آيينه تمام نماي بزرگسالي وي مي دانند . به هر روي اگر اين نظر را اندكي  اغراق آميز بدانيم با اين حال نمي توانيم منكر تاثير كودكي بر رفتار بزرگسالي افراد باشيم.

والدين به دفعات براي نهادينه كردن رفتاري در كودك خود دست به تشويق مي گشايند و يا با خريد هدايايي انجام عملي را ازسوي وي تضمين مي كنند . درآموزه هاي ديني ما نيز به دفعات بر تشويق كودكان به ويژه در امور ديني تاكيد شده است . براي تشويق و ترغيب كودك و يا نوجوان به انجام فرايض ديني ،بهترين راه با دادن هدايا و يا انجام اعمالي است كه مورد توجه اوست . " اگر مي خواهيد اشتياق به انجام كاري را دركودك خود ايجاد كنيد ، كاري كنيد كه كه آن كار از نظر او تجربه اي موفق و لذت بخش باشد " تحسين و تشويق يكي از راههاي ايجاد احساس لذت بخش در كودك است ، در حين انجام فرايض ديني وقتي كودك يا نوجوان درانجام اين اعمال احساس خوشايندي نسبت به خود داشته باشد در عمل به فرايض ديني ثابت قدم و استوار خواهد شد .

ماه رمضان آغاز شده است و بي شك شماري از دختران و پسران در اين سال به تكليف رسيده و روزه گرفتن برآنها واجب شده است . مادران و پدران نيزدر عين اينكه نگران سلامت جسماني فرزند خود هستند ، در تلاشند با تمهيداتي سلامت روحاني و ايماني او را نيز فراهم آورند. والدين عزيز مي توانند با ابتكار عمل روزه داري را براي كودك يا نوجوان خود تجربه اي خوشايند كنند . به عنوان مثال براي روز عيد فطر او هديه اي شايسته در نظر بگيرند . براي افطار كودك يا نوجوان رابه اماكن مورد علاقه او ببرند . درانجام فرايض به هيچ وجه راه خشونت و شدت عمل نپيمايند بلكه همواره ملايمت ، نرمش و محبت را پيشه سازند . به هنگام سحر كودك را با نوازش از خواب بيدار كنند ، غذاهاي مورد علاقه وي را آماده كنند و كارهايي ديگر كه مطمئناً والدين عزيز با ذكاوت و تيزهوشي بدانها دست خواهند يافت .

البته در عين انجام كارهاي تشويق آميز در نظر داشته باشند كه انجام فرايض ديني آنگاه ارزشمند است كه از روي آگاهي كامل و ايمان قلبي انجام گيرد . و بدين منظور با تهيه كتب و منابعي كه فلسفه روزه را به زبان ساده توضيح داده است بر معرفت ديني كودك و نوجوان خود بيافزايند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در جمعه 6 آبان1384 و ساعت 8:7 قبل از ظهر
آئین ماه رمضان از آسیا تا آمریکا  

آیین سنتی ماه رمضان همپای تمامی اعیاد و و آداب سنتی در جهان ماهیت فرهنگی به خود گرفته است.
در هر گوشه ی از جهان كه مسمانی هست ماه رمضان در ظرف فرهنگ بومی آن منطقه قرار می گیرد و آن چنان با سنت های محلی خو می گیرد كه به سختی می توان ماه رمضان را تنها یك مراسم دینی دانست.
سنت روزه داری در تلفیق با فرهنگ و سنت های اجتماعی در هر جامعه ی شكلی خاص به خود گرفته است، بطوریكه آداب روزداری به جزئی از نشانه های مردم شناسی یك ملت تبدیل شده است.
این آداب خوراكی های گوناگون و مراسم مختلفی از افطار تا سحر را شامل می شود.
این گزارش با جستجو در میان خبرهایی كه در رسانه های جهان پیرامون ماه رمضان منتشر شده گوشه هایی از مردم شناسی آیین رمضان را به نمایش می گذارد.

تركیه:
كشوری مسلمان با دولتی لائیك است.رستورانهای مك دونالد باز است.گرچه مسلمانان تركیه به احترام ماه رمضان رستورانهای خود را بسته اند اما هیچ كس را دربستن یا باز گذاشتن رستوران اجباری نیست.بازار بزرگ استانبول و مسجد ایاصوفیه در هنگام افطار حال و هوایی دیدنی دارد.
روزه داران با خوردن كباب تركی و چای روزه خود را می گشیند و برای اقامه نماز به باشكوه ترین مسجد تركیه می روند.در مسجد جای سوزن انداختن هم نیست.اینجا هر كسی با دوستان و آشنیان خود به مسجد آمده است.رمضان شب های استانبول را رونق بخشیده ،كاسبی و خرید و فروش تا حوالی سحر ادامه دارد.
شبكه های تلویزیونی تركیه بر حجم برنامه های تفریحی خود افزوده اند.بزرگترین برنامه ی كه این روزها طرفداران فراوانی پیدا كرده "پاپ استار"است.
در این برنامه مردم عادی صدای خود را بری خوانندگی امتحان می كنند و هیئت داوران نیز هر بار تعدادی از شركت كنندگان را غربال می كند.همچنین كانالهی تركیه برنامه ها مذهبی در هنگام افطار و سحر تدارك دیده اند.مردم مسلمان تركیه به ماه رمضان بسان یك جشن ملی می نگرند.

اندونزی:
پس از غروب آفتاب كلوپهی شبانه،اتاقهی ماساژ،و مكانهی سرگرمی باز می شود.كافه هی و رستورانها از انبوه مشتریان سرازیر شده به ین مراكز پر می شوند.در قسمت غربی شهر جاكارتا هزارو یك كلوپ شبانه وجود دارد كه به احترام ماه رمضان تا زمان افطار بسته می مانند. در طی ماه مبارك رمضان رستورانها از عرضه مشربات الكلی خود داری می كنند.رستوران چینی ها نیز تا زمان افطار بسته است.شادمانی هی شبانه،تفریحات،بازیهی مختلف،غذاهی درییی همه و همه جزئی از فرهنگ مردم اندونزی هنگام ماه رمضان است.

مالزی:
با آن كه مردم مسلمان مالزی مردمی مدرن به حساب می یند،اما ماه رمضان باشكوهی را برگزار می كنند اكثر زنان در ماه رمضان اوقات خود را در مساجد مدرن و زیبی مالزی می گذرانند.آنها در مساجد قرآن تلاوت می كنند و نماز می خوانند.مساجد كوچك فراوانی در مالزی وجود داردكه از مشتاقان خانه خدا
لبریز است.بسیاری از زنان همراه خانواده خود در مساجد حضور پیدا می كنند.در جشنهی خانوادگی كه به مناسبت ماه رمضان بر پا می شود،كودكان قرآن را از بر می خوانند و به همین خاطر از سوی بزرگترها ی خانواده هدیه ی دریافت می كنند. چلو گوشت،چلو مرغ و فرنی از معروفترین غذاهیی است كه درزمان افطار تناول می شود.عید فطر بزرگترین جشن در مالزی است.به هنگام عید فطر مردم مالزی سه روز متوالی جشن می گیرند.

فرانسه:
در پاریس صندوقهی جمع آوری كمكهی خیریه و صدقه در فروشگاهها و سوپر ماركتها قرار داده شده.از سال 2002 جامعه مسلمانان فرانسه فعالیتهی خیریه خود را آغاز كرد.و اكنون فعالیتهی خود در میان 22 كشور اسلامی گسترش داده و بسته هی كمكهی خیریه خود را بدانجا می فرستد.جمع آوری كمكهی خیریه از طریق صندوق اعانات مربوط به یك سنت قدیمی در جنوب بوردو فرانسه است كه اكنون به عنوان سنت مسلمانان تبدیل شده است.

سوئد:
مسلمانان این كشور در برگزاری ماه رمضان بسیار كوشا هستند.در این ماه غذاهای عربی فروش ویژه ای پیدا می كنند.در این كشور مسلمانان در آزادی كامل به انجام فریض دینی خود می پردازند.
ماهواره های عربی به آنها كمك می كند تا در جریان زمان های افطار و سحر قرار گیرند.غذاهای لذیذ و كلوچه های خوشمزه بهمراه نوعی سوپ سبزیجات هنگام افطار در رستورانهای عربی مشتریان فراوانی دارد.
بزرگترین مشكل جامعه مسلمانان سوئد دیدن ماه در آسمان برای تشخیص به پیان رسیدن ماه های عربی است.به علت هوای همیشه ابری و بارانی سوئد این امكان هیچ وقت میسر نمی شود.مسلمانان در سوئد مجبورند،از محاسبات نجومی كشورهای عربستان،ایران و مصر برای دیدن ماه استفاده می كند.اسلام دومین مذهب رسمی پس از مسحیت در سوئد است.

عربستان سعودی:
بیش از 18 میلیون نفر در عربستان از طریق پیغام متنی موبیل(اس ام اس)از حلول ماه رمضان مطلغ می شوند.در ین پیغام با آروزی خوشحالی و سعادت آغاز ماه رمضان اطلاع داده شده است.از(اس ام اس)بری اطلاع رسانی در مورد حلول ماه شوال وعید فطر نیر استفاده خواهد شد.عربستان با آن كه به سرعت به سمت استفاده از تكنولوژی روز پیش رفته اما هنوز به عادتهی شرعی خود پیبند است.رستورانهی آمریكیی مك دونالد تا غروب آفتاب بسته است.روزنامه هی عربستان نیز صفحه ویژه ی را بری پاسخ به سوالات شهروندان در مورد ماه رمضان تدارك دیده اند.در روزنامه المدینه سوال شده یا بوسیدن همسر و شنا در ماه رمضان اشكال دارد و پاسخ داده شده،خیر اما در شنا نبید سر را به زیر آب برد.

امارات متحده عربی :
در كشور خلیفه نشین امارات سفره هی رنگارنگ به هنگام افطار در ابوظبی،شارجه و دوبی گسترده شده.روزه دارانی كه از توانیی مالی خوبی برخوردار نیستند میهمان دولت امارات هستند.سنت افطاری دادن در میان عربها رواج فراوانی دارد
در ماه رمضان پس از افطار اگر كانال ماهواره هی عرب ست را دنبال كنید به انبوه سریالهی خانوادگی بر می خورید.گلف نیوز مي‌نویسد:«پس از آن كه عربها روزه خود را باز می كنند پی تلویزیون می نشینند و سریال مورد علاقه خود را تماشا می كنند.
موضوع اصلی ین سریالهی كمدی،نمیشی را افراط گریهی اجتماعی،فقر،
دختران شوهر نكرده،چند همسری و مواد مخدر تشكیل مي‌دهد.»
سریالهی سرگرم كننده بخشی از ویژه برنامه هی كانالهی عربی است كه به«سرگرمیهی رمضان»مشهور است.اخیر ین سریالها ماهیت سیاسی پیدا كرده و بسیار پر طرفدار شده است.سال گذشته محبوبیت یك سریال مصری كه دررابطه با اعراب واسرائیل ساخته شده بود باعث اعتراض اسرائیل شد. امسال یكی از سریالهی شبكه عرب ورد با هزینه سنگین 3 میلیون دلار تهیه شده است. ین فیلم درباره خاطرات یك عراقی و كشته شدن هزار نفر از هموطنانش در رژیم گذشته است.

ایالات متحده آمریكا:
یالت نیو جرسی كه مسلمانان زیادی را در خود جی داده
ماه رمضان حال و هوی دیگری دارد. هر چند پس از 11 ستامبر آنان تحت فشار فراوانی قرار گرفته اند.مردم مسلمان آمریكا هنگام افطار گوشت بره،برنج و نان مصرف مي‌كنند
آنها ین ماه را جشن می گیرند به دیدار یكدیگر می روند به كودكان هدیه می دهند و
ماه رضان را گرامی می دارند. اقامه نماز در مساجد،تلاوت قرآن در ماه میهمانی خداوند بسیار رواج دارد.در صفحه اول سیت دانشگاه ستون هال حلول ماه رمضان اعلام شده است.دانشجویان مسلمان ین دانشگاه مراسم افطار و اقامه نماز خود رادر ین دانشكده بر پا می كنند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 5 آبان1384 و ساعت 1:22 قبل از ظهر
همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول 

همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول ترکیه طی روزهای 18 تا 23 مهرماه با حضور هیئتهایی از کشورهای ایران، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقزستان، تاجیکستان، سوریه، اردن، امارات متحده عربی و ترکمنستان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی گروه دین و اندیشه "مهر" به ترکیه، هدف از برگزاری این همایش آشنایی با ارزشهای والای اسلامی و فرهنگی در ایام ماه مبارک رمضان در استانبول و شناساندن آن به هیئتهای مختلف دینی و فرهنگی از کشورهای مختلف بود. همچنین برگزارکنندگان همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" طی روزهای برگزاری همایش اقدام به معرفی اماکن تاریخی و دینی استانبول مانند: مسجد سلطان ایوب، مسجد ایاصوفیه، مسجد سلطان احمد، برج گالاتا، درگاه یحیی افندی کردند و مهمانان را با  با سماع فرقه مولویه آشنا کردند. 

همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب "در استانبول ترکیه با حضور هیئتهایی از کشورهای ایران، آذربایجان، قرقیزستان، قزاقزستان، تاجیکستان، سوریه، اردن، امارات متحده عربی، ترکمنستان همراه بود. اعضای هیئت ایرانی که در این همایش نمودند عبارتند از:  دکتر ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه دانشگاه تهران؛ دکتر محمد حسن زاده، استاد دانشگاه علامه طباطبایی؛ حجت الاسلام هادی صادقی، رئیس مرکز پژوهشهای صدا و سیما؛ عبدالله اسفندیاری از بنیاد سینمایی فارابی و  دکتر سید جعفر مرعشی، رئیس موسسه فرهنگی پژوهشی مهندسی توسعه اجتماعی. 

 

جشن رمضان تنها وجه مشترک تمام کشورهای اسلامی است

به گزارش خبرنگار اعزامی گروه دین و اندیشه "مهر" به ترکیه وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه، آتیا کوچ، ضمن حضور در مراسم ضیافت افطار در این همایش اظهار داشت : ما امروز در ماه مبارک رمضان دستور دینی را اجرا می کنیم که از هر فرهنگی نسبت به فرهنگ دیگر این دستور متفاوت است. در کشورهای اسلامی همیشه سرزمینهای معروفی وجود داشته که همه مسلمانان آروزی دیدار از این اماکن را دارند.

وی در ادامه افزود: خدا را سپاسگزارم که کشورهای اسلامی در آسیا و آفریقا توانستند استقلال خود را به دست آورند و دولتهای مستقلی را تشکیل دهند.

وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه با تأکید بر گسترش جهانی شدن گفت: امروز پدیده جهانی شدن برای کشورهای اسلامی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که در طی این فرایند می توانند به تبادل فرهنگی و اقتصادی بپردازند.

آتیا کوچ در ادامه سخنانش به برگزاری "همایش  تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول اشاره کرد و گفت : جشن رمضان در استانبول برنامه ای است که ما امیدواریم سالانه آن را با حضور و همکاری کشورهای مختلف اسلامی برگزار کنیم و امیدواریم که این برنامه در دیگر کشورهای اسلامی نیز گسترش یابد.

وی در ادامه خطاب به حضار گفـت : شما مهمانان که در این همایش شرکت کردید پیشگامان رمضان در استانبول هستید چرا که همه ما از یک منفعت معنوی در این ماه برخوردار هستیم اگر چه برنامه چند روزه برای انتقال فرهنگ رمضان فرصت کمی است اما من آرزو می کنم که این جشن را در سالهای آتی در تهران، امان، دبی، دوشنبه و باکو برگزار کنیم.

وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه در پایان سخنانش صرف افطار در کنار مهمانانی از کشورهای مختلف اسلامی را افتخاری وصف ناشدنی برای خود توصیف کرد.

  رمضان در استانبول

مردم شهر اروپایی و آسیایی استانبول که ساکنانش را اغلب مسلمانان تشکیل می دهند ماه رمضان را به گونه ای دیگر می نگرند. مردم استانبول ماه رمضان را ماه جشن و عید دانسته و شادمانی را به خویش فرا می خوانند. مردم اغلب فرا رسیدن رمضان را به یکدیگر تبریک گفته و برای برادران و خواهران دینی خود آرزوی قبولی طاعات و عبادات و سلامتی در اجرای مناسک دینی رمضان می کنند.

پس از شنیدن صدای روح انگیز اذان از گلدسته های مساجد شهر استانبول - در این شهر هزاران گلدسته دیده می شوند - مردم ضمن حضور در اماکن عمومی، افطار را در یک فضای صمیمی با یکدیگر صرف می کنند. 

مراسم افطار در استانبول اغلب مجلل و پر نشاط است. در هنگام برگزاری مراسم افطار گروه موسیقی ضمن خواندن اشعاری در وصف و نعت رسول گرامی اسلامی (ص) مردم را به شنیدن آوایی خوش دعوت می کند.

سفره های افطار اغلب پذیرای مهمانهایی است که در این شهر توریستی از کشورهای دیگر حضور دارند. اگرچه تعداد زیادی از این توریستها مسلمان نیستند اما حضور در مراسم افطار نشان از فضای معنوی این مراسم است که از هر کیش و مذهبی افراد را به خود جلب می کند.

ترکیه هم اینک در آستانه پذیرش به اتحادیه اروپاست و این کشور اولین کشور از حوزه جهان اسلام است که وارد این گستره تمدنی اروپایی می شود و این اقدام می تواند ترکیه را به عنوان نمادی از کشوهای مسلمان در اتحادیه اروپا دانست. شاید برگزاری آیین رمضان در این گستره تمدن غربی منحصر به فرد ترین مراسم آیینی اسلامی در اتحادیه اروپا باشد.  

 دین و فرهنگ در ترکیه

 حضور هیئتهای مختلف در همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول آشنایی با فرهنگ دینی در ترکیه نیز به حساب می آمد. نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال 1924میلادی تهیه شده است، دین رسمی جامعه را اسلام تعیین نموده است . اما در اصلاحات قانونی سال 1928 این ماده قانونی حذف و با تأکید بر جدایی دین از سیاست، ترکیه کشوری با دولت وحکومت لائیک معرفی شده است.

مسلمانان ترکیه اکثراً سنی مذهبند که از میان آنها حنفیها بزرگترین گروه محسوب می گردند. شافعیها با جمعیتی کمتر در مناطق شرقی ترکیه مستقر و اکثراً کرد هستند. شمار پیراوان مذاهبی دیگر بسیار کمند. یکی دیگر از گروههای جعیتی ترکیه را علویان تشکیل می دهند که این فرقه دینی با چهار دسته با نامهای رافعی، باطنی؛ حروفی و بکتاشی تقسیم و بنا بر آمار رسمی دولت ترکیه حدود 12 میلیون نفر پیرو دارند. اما جمعیت شیعیان که پیرو مذهب جعفری هستند نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر است.

از پیروان سایر ادیان در ترکیه می توان به پروتستانها ، کاتولیکها ، ارامنه و یهودیان اشاره کرد.

زبان رسمی ترکیه، ترکی است اما در این کشور ‌زبانهای کردی، عربی، ارمنی و یونانی نیز تکلم می‌ شوند.

 شهری با هزاران گلدسته

استانبول را می توان شهری با هزاران گلدسته از مساجد توصیف کرد. مهمترین این مساجد، مسجد ایاصوفیه است. این مسجد در ابتدا کلیسای ارتدوکس، سپس کلیسای کاتولیک بوده است. اما این کلیسا به مسجد تبدیل می شود و اینک  موزه  است. ده هزار کارگر در پنج سال این بنای عظیم را بر پا کرده اند.

بنای ایاصوفیه که در میدان سلطان احمد استانبول قرار دارد یکی از بزرگترین اثرهای تاریخی دوران بیزانس است و در زمان کنستانتینوس اول بنا شده است. این بنا که ستون بندی آن چوبی بود در15 شوبات 360 افتتاح شد. اما در جریان شورش علیه دولت تماماً سوخت.

این بنا مجددًا به دست تئودوزیوس دوم احداث و درسال 415 مجددا افتتاح شد. در دوران جاستینیانوس اول به دنبال یک شورش علیه دولت مجدداً دستخوش حریق شد. برای بازسازی بنا دو معمار به نامههای ایسیدوروس (از میلتوس یا سوکلی فعلی) و آنتییوس (از تراللس یا آیدنلی فعلی) مأموریت یافتند. بنا با کار 10 هزار کارگر در طول پنج سال و با نظر 100 استاد باشی تکمیل شد و به تاریخ 27 آرالیک 537 افتتاح شد. بنایی که امروزه در سال پذیرای صدها هزار نفر توریست داخلی و خارجی است، در سنوات بعد از آن تاریخ نیز مکرر بازسازی شده است.

این بنا که به مدت 916 سال بعه نوان کلیسا از آن استفاده شده است پس از فتح استانبول به مسجد تغییر یافت. این مسجد به مدت 481 سال در دوران عثمانی ها فعال بود. ایاصوفیه بعداً با اضافه شدن بناها، مناره ها و بازسازیها در سال 1935 به موزه تبدیل و در خدمت توریسم قرار گرفت. این بنای تاریخی و دینی روزانه شاهد حضور هزاران توریست از سراسر دنیاست. 

مسجد ایازما، مسجد سلطان احمد، مسجد سلیمانیه و مسجد سلطان فاتح نیز از دیگر بناهای تاریخی در این شهر است.

حضور معنوی صحابه پیامبر (ص) در کنار مردم

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر" ، مقبره ابو ایوب انصاری صحابه پیامبر که در استانبول مدفون است یکی از پرحضور ترین اماکن دینی و زیارتی در استانبول است که اغلب مردم در ماه مبارک رمضان جهت زیارت، نماز و عبادت به این زیارتگاه می روند. 

حضور معنوی ابو ایوب انصاری برای مردمی که از باروهای معنوی کمتری برخوردار هستند چنان جذاب است که کمتر مراجعه کننده ای است که به سوی آن جذب نشود. این مکان زیارتی برای مردم مشتاق یادآور حضور معنوی پیامبر(ص) در استانبول است.   

یکی دیگر از جذابیتهای این مکان دینی نقش جای پای پیامبر اکرم (ص) است که مردم برای ادای نذر خود به آنجا نیز مراجعه می کنند.  

تصوف در کنار خاموشان

ترکیه به واسطه وجود مقبره مولوی که در قونیه قرار دارد سالانه هزاران گردشگر را جهت بازدید به این مکان جذب می ‌کند.
آمار مؤید آن است که تنها در سال 83 بیش از 700 هزار نفر از قونیه، مراسم سماع و دیگر جاذبه‌های این شهر بازدید کرده ‌اند. تأثیر مولانا بر قونیه بحدی است که حتی مجسمه‌های سماع را به عنوان سوغات به فروش می‌رسانند.

از این گذشته برخی از اندیشمندان ترک اقدام به ترجمه آثار مولانا به ترکی کردند. این در حالی است که مولانا در شهر بلخ متولد شده و تمام اشعار او به زبان پارسی اند و حتی در خود ترکیه، آثار او جزو ادبیات پارسی جای گرفته اند.

واقعیت  آن است که ترکیه با توسعه گردشگری خود مولانا را آنگونه که می‌خواهد معرفی می ‌کند و نه آنگونه که بوده است. چرا که از منظر ترکها تصوف سوژه ای توریستی است که قونیه را به یک شهر توریستی تبدیل کرده است.

به هر حال جذب توریست به واسطه تصوف و عرفان از مواردی است که برای گردشگران بسیار جذاب است. برگزار کنندگان همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول یکی از برنامه های خود را به اجرای مناسک آیینی و صوفیانه در سماع خانه گالاتا اختصاص دادند که برای مهمانان این همایش بسیار جذاب و شگفت انگیز بود.

 در استانبول شش سماع خانه وجود دارد که سماع خانه گالاتا یکی از مهمترین این سماع خانه هاست.  در کنار این سماع خانه قبرستانی وجود دارد که بزرگان تصوف مولویه را در خود جای داده است. این قبرستان به خاموشان شهرت دارد. 

یکی از جلوه های بی‌ نظیر مراسم سماع که در نوع خود طرفداران زیادی در ترکیه دارد مراسم معنوی رقص سماع عشق معنوی انسان و برگشت بنده به حق و رسیدن انسان به ملکوت است. رقاص سماع در سر یک کلاه (به نشانه سنگ قبر) و بر تن یک عبا (به نشانه کفن) دارد که با در آوردن خرقه حقیقت واقعی (باطن) جلوه می‌ کند. موقع رقصیدن، با دستانی باز، دست راست به مانند اینکه دعا می‌ کند برای به دست آوردن کرم الهی باز می‌ شود و چشمان با نگاه کردن به دست چپ که رو به پایین است، لطفی را که از حق گرفته است با مردم تقسیم می ‌کند.

به اعتقاد درویشان فرقه مولویه، رقاص رقص سماع از راست به چپ چرخیده و با 72 دور چرخش به 72 ملت دنیا تمام آفریده ‌ها سلام و با مهر و عشق و عطوفت آغوش باز می ‌کند. آنها معتقدند که انسان برای دوست داشتن و مورد مهر قرار گرفتن آفریده شده است؛ حضرت مولوی گفت که تمام عشقها پلی است به عشق الهی.

نگاهی به موزه توپقاپی و دلمه باغچه سرای

یکی دیگر از اماکنی که مورد بازدید مهمانان این همایش قرار گرفت موزه توپقاپی سرای بود. این موزه با دارا بودن بیش از دویست هزار سند، 86 هزار کتاب و بیست سالن مملو از شاهکارهای نفیس تاریخی، یکی از بزرگترین موزه های جهان است. سلطان محمد فاتح پس از فتح استانبول در سال 1453 نخستین کاخ خود را در میدان بایزید محل کنونی دانشگاه استانبول و دومین کاخ خود را با عنوان "سرای جدید" با مساحت 82 هزار متر مربع در محل فعلی موزه توپقاپی سرای بنا کرد.

این کاخ سالهای سال محل اقامت سلاطین عثمانی بود. موزه سه حیاط اصلی دارد که از سه دروازه (باب همایون، باب السلام، و باب السعاده) می توان داخل آنها شد.

در این موزه البسه سلاطین، آثار ارزشمند متعلق به کاخهای سلطنتی (از جمله تخت نادرشاه)، تابلوهای نفیس نقاشی، جواهرات، مینیاتورهای ارزشمند (از جمله در داخل شاهنامه فردوسی)، اشیایی که گفته می شد به حضرت محمد (ص) متعلقند و در دائره خرقه سعادت نگهداری می شوند، نسخه های خطی که در کتابخانه احمد سوم قرار گرفته اند و کلکسیون اسلحه جای گرفته اند.

همچنین دیدار از "دلمه باغچه سرای" یکی دیگر از برنامه های این مراسم بود. سلطان عبدالحمید پس از آنکه در سال 1839 به تخت نشست به دنبال احداث کاخی برآمد که بتواند در طول سالن در آنجا اقامت کند. ساختمان این کاخ که دلمه باغچه سرای نام گرفته و تحت تأثیر معماری اروپا به سبک رنسانس و باروک ساخته شده بود در سال 1853 به پایان رسید و برای تزئینات آن حدود 4 میلیون طلا صرف شد.

تابلو های نقاشی، چهل چراغها و ظروف چینی، دلمه باغچه سرای را به صورت یک موزه هنری درآورده اند.


 دانشگاه استانبول

دانشگاه استانوبل از مراکزی بود که اعضای هیئت ایرانی درخواست دیدار از آن را داشت اما به واسطه عدم هماهنگی این هیئت نتوانست از این مکان تارخی بازدید کند. اما راهنمای گروه به خبرنگار "مهر" درباره این دانشگاه گفت :  این دانشگاه در سال1453 تأسیس شد و در مقایسه با سایر دانشگاهها از امکانات بیشتری برخوردار است. تعداد  هفتاد و سه هزار دانشجو در این دانشگاه درس می خوانند و هفده دانشکده، نه مدرسه عالی، یک مرکز آموزش موسیقی، چهارده انستیتو و چهارده مرکز تحقیقات آن را شامل می شوند. زبان آموزشی دانشگاه ترکی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه است.

عمده دروس دانشگاه دربناهای تاریخی مجتمع دانشگاهی بایزید ارائه  می شوند. درورودی دانشگاه از مشهورترین درهای تاریخی کشور است. کتابخانه های مرکزی و تخصصی دانشگاه به لحاظ ریشه دار بودنشان از غنای خاصی برخوردارند. تزهای دانشگاهی موجود در کتابخانه مرکزی نیز بر اهمیت آن افزوده اند. کتابخانه دولتی بایزید نیز که در نزدیکی دانشگاه قرار دارد، از بزرگترین کتابخانه های کشور است.

برخی از رشته های تحصیلی که در این دانشگاه تدریس می شود عبارتند از : پزشکی، زبان و ادبیات آلمانی، فرهنگ و ادبیات آمریکایی، زبان و ادبیات عربی، جغرافیا، زبان و ادبیات یونانی(جدید)، انفورماتیک و اسناد، زبان و ادبیات یونانی (قدیم)، زبان و ادبیات فارسی، فلسفه، زبان و ادبیات فرانسه، هیتی شناسی، زبان و ادبیات انگلیسی، باستانشناسی، کتابداری، زبان و ادبیات لاتین، مترجمی آلمانی، مترجمی فرانسه، مترجمی انگلیسی، ماقبل تاریخ، روانشناسی، زبان و ادبیات روسی، جامعه شناسی مردمی، جامعه شناسی، تاریخ، نقادی و دراماتولوژی تئاتر، زبان و ادبیات ترکی، زبان و ادبیات اردو، بیولوژی، فیزیک، ریاضیات، حقِوق،

اما دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هلموت ریتر شرقشناس و دانشمند آلمانی در اثنای جنگ جهانی دوم به ترکیه پناهنده شده بود. او در سال 1938 به اتفاق احمد آتش به احداث انستیتوی شرقشناسی اقدام کرد که به دانشگاه استانبول وابسته بود. از میان اهداف گروه زبان و ادبیات فارسی علاوه بر آموزش زبان فارسی، می توان به انجام تحقیق در خصوص ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی، بررسی و گرد آوری اطلاعات مربوط به تاریخ و فرهنگ ترک که در منابع فارسی جای گرفته اند، اشاره کرد. فرهیختگان این گروه عنوان زبانشناس در رشته زبان و ادب فارسی کسب می کنند. در گروه علاوه بر دوره کارشناسی، دوره های کارشناسی ارشد و دکترا نیز موجودند. در حال حاضر  پروفسور  محمد کانار، دانشیار دکتر مصطفی چیچکلر، دانشیار دکتر علی گوزل یوز و دکتر گوللر نوح اوغلی در این دانشکده تدریس می کنند.

گفتنی است دو دانشجوی مقطع ادبیات ترکی که بورسیه دانشگاه علامه طباطبایی هستند در این دانشگاه به فراگیری زبان ترکی مشغولند.

در حاشیه همایش

به گزارش خبرنگار اعزامی گروه دین و اندیشه "مهر"  به ترکیه، همایش "تعامل فرهنگها و مدنیتهای شرق و غرب" در استانبول تفاوتی عمده با دیگر همایشها داشت و آن شفاهی بودن همایش بود که مطالب  بر پایه مستندات گفتگوی صاحبنظران و مهمانان این همایش استوار بودند.

اگرچه تنوع مهمانان قابل تأمل است اما همگی از یک نقطه اشتراکی برخوردار بودند و آن مسلمانی و روزه دار بودن  آنها بود.

مهمانان این همایش به دو زبان انگلیسی و روسی تکلم می کردند. هیئت ایرانی نیز به انگلیسی تکلم می کرد.

تنها هیئتی که از لحاظ علمی از مرتبه بالاتری برخوردار بود هیئت ایرانی بود چرا که این هیئت شامل یک استاد فلسفه، استاد ادبیات فارسی، استاد مطالعات اجتماعی، روحانی، کارگردان سینما و خبرنگار بود. اگر رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران و مدیر عامل خبرگزاری مهر که از مدعوین این همایش بودند حضور داشتند قطعأ هیئت ایرانی بی رقیب می گشت.

هیئت ایرانی تفاوتی عمده با دیگر هیئتها داشت و آن عدم حضور زن در هیئت ایرانی بود.

حضور حجت الاسلام صادقی که با کسوت روحانیت در این همایش حضور داشت باعث جلب توجه و ترغیب برخی از شهروندان به پرسشهای گوناگون بود. به طوری که جوانی در کنار رود بسفر از وی پرسید که امام خمینی هنگام دعا خواندن دستانش را چگونه می گرفت و من هم می خواهم به این گونه رفتار کنم.

حضور خبرنگارانی از روزنامه زمان، ملیت، تلوزیون S و TRT جهت پوشش خبری قابل توجه بود.

فروش کتابهای مذهبی در مساجد ترکیه به زبانهای مختلف توریستها را به خود جذب می کرد.

هیئت ایرانی اغلب هر وقت فرصتی را به دست می آورد به واسطه حضور استاد دینانی به موضوعات فلسفی مانند بحث وجود و ماهیت می پرداخت.

حضور استاد تصوف دانشگاه استانوبل در هنگام افطار در یکی از شبها فرصتی علمی جهت تبادل آرا به وجود آورد.

حضور در دانشگاه فقط برای دانشجویان و آنهم با ارائه کارت شناسایی صورت می گیرد و ورود افراد غیر متفرقه ممنوع است.

 بر سر دردانشگاه استانوبل نوشته است : انا فتحنا لک فتحا مبینا؛ و ینصرک الله نصرا عزیزا.

معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه اغلب همراه گروه بود. وی احترام فوق العاده ای برای مهمانان ایرانیقایل بود.

در یکی از مراسمهایی که در نمایشگاهی به نام فسخانه ترتیب داده شده بود اعضای همایش مورد استقبال قرار گرفت. کاردار فرهنگی ایران در استانبول نیز در این نمایشگاه حضور داشت و غرفه ای را به نام ایران ترتیب داده بود. در اثنای صحبت در این نمایشگاه یکی از ترکها اظهار داشت که قرآن در مدینه نازل شد، در مصر خواند شد و در استانوبل نوشته شد. دکتر دینانی در پاسخ به وی گفت: قرآن در ایران هم فهمیده شد. مهمانان عرب که این گفتگو را شنیدند فریاد احسنت سر دادند.

حرف واو در ترکی جنبه قدسی دارد. آنها این حرف را از آیه قل هو الله احد برداشت کرده اند. در اکثر تابلو های خوشنویسی این حرف برجسته نوشته می شود.

وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه در مراسم افطار خطاب به دکتر دینانی گفت: فیلسوف شرق و غرب اینجا خوابیده است و شما این نکته را بهتر از هر کسی درک می کنید و آن فیلسوف شرق و غرب خفته در اینجا همان استانبول است.

عبارت " راس الحکمه مخافة الله" یعنی بالاترین حکمت ترس از خداست در اغلب مکانهای تاریخی و مذهبی دیده می شد.

خبرنگاران دیگر کشورها که در این همایش حضور داشتند اغلب از خبرنگار مهر درباره ماجرای پرونده هسته ای می پرسیدند. سردبیر مجله سیاست و تجارت تاجیکستان اصرار به مصاحبه ای در این باره داشت. 

نمایشگاه پیراهن پیامبر (ص) که در ترکیه نگهداری می شود یکی از پر بیننده ترین مراجعه کنندگان را داراست.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 5 آبان1384 و ساعت 1:17 قبل از ظهر
روزه و روزه داري در ادیان الهی؛ مسیحیت  
 
 

   
.

گروه اندیشه: روزه ماه مبارک رمضان بر همه ادیان واجب بوده است به طوری که کتاب آسمانی ادیان الهی تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن در این ماه بر پیامبرانشان نازل شد.


خبرگزاری شبستان: روزه از جمله عباداتی است که خداوند آن را بر تمامی ادیان الهی پیش از اسلام واجب ساخته است. در قرآن آمده است: یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون(بقره/183) ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شد همانطوری که پیشینیان شما واجب شد شاید پرهیزکار شوید.

امیر المومنین علی(ع) درباره وجوب روزه بر ادیان پیشین می فرماید: روزه ، عبادت قدیمی ایت که خدا هیچ قومی را از آن معاف نداشته است. علامه طبرسی مفسر بزرگ قرآن نیز می نویسد: روزه در میان انبیا و امت آنان همواره از زمان آدم تاکنون مورد توجه بوده است.(1)

مفسران نوشته اند: برترسایان پیشینیان روزه ماه رمضان را واجب کردند و چون روزه گاه در تابستان گرم و گاهی در زمستان سرد واقع می شد. آنها را به روزه بهار تغییر دادند و ده روزکفاره علاوه کردند و بر اول و آخر رمضان یک روز روزه افزودند. ولی پیغمبر فرموده: روزه را با دیدن ماه بگیرید و با دیدن ماه بعد بخورید و افزودن بر آن درست نیست.(2)

روایات متعددی در این باره وجود دارد که وجود دارد که وجوب ماه مبارک رمضان را بر ادیان الهی تایید می کند از جمله اینکه در روایات اسلامی آمده است که کتابهای بزرگ آسمانی تورات، انجیل، زبور، صحف و قرآن در ماه رمضان نازل شده اند. امام صادق (ع) می فرماید: تورات، ششم ماه مبارک و انجیل دردوازدهم و زبور در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل گشت.(3)

در اناجیل نیز به وجوب روزه تصریح شده و روزه دار را ستوده و او را از ریا برحذر داشته است.(4) روزه مشهور مسیحیان پیش از عید فصح(پاک) است. حضرت مسیح (ع) چهل روز روزه گرفته است. در انجیل آمده است: آن گاه عیسی از قوت روح به بیان برده شد تا ابلیس او را امتحان نماید... پس چهل شبانه روز روزه داشته عاقبه الامر گرسنه گردید.(5)

روزه مسیحیان چهل روز و قبل از عید پاک که چله روزه خوانده می شود، ویژه حسابرسی خود و توبه و آمادگی است. در طی این چند هفته انتظار می رودکه مسیحیان در پرتو زندگی و مرگ عیسی با جدیت درباره زندگی خود بیاندیشند. چله روزه با چهارشنبه خاکستر آغاز می شود.

در این روز در برخی از کلیساهای مسیحی رسم آن است که خاکستر، که سنبل پشیمانی و فانی بودن انسان است، می پاشند ونیز برخی از مومنان در طول این روز آن را به پیشانی خود می مالند. از آنجا که چله روزه زمان میانه روی و خویشتن داری است. در برخی از مکانها رسم شده است که در روز قبل از آن می خورند و می نوشند و جشن می گیرند و برایشان به نوعی آخرین تنفس قبل از چهل روز مراسم سنگین و روزه است. بنابراین گاهی سه شنبه قبل از چهارشنبه خاکستر ماری گراس(سه شنبه چاق) خوانده می شوند و با جشن و باده گساری، مخصوصا در فرهنگهای لاتینی همراه است.(6)

احکام روزه در مسیحیت
روزه در مسيحيت تابع احکام مذهبی نيست، به همين علت، روزه مسيحی در زمان و تحت قوانين مذهبی خاصی صورت نمی‌گيرد. مسيحیان آزاد هستند که در هر زمان، با هدايت روح خدا، بطور انفرادی يا دستجمعی، برای يک روز يا روزهای متعدد، و يا حتی برای چند ساعت، روزه بگيرند. ضمناً در روزه مسيحی می‌توان از يک يا چند وعده غذا صرف ‌نظر کرد و يا حتی از خوردن بعضی مواد غذایی خودداری نمود.

اهداف روزه درمسیحیت
در مسیحیت روزه نه تنها روزه ظاهری نیست، بلکه روزه باطنی و معنوی است؛ دوری از شریران و گناهان بزرگترین فایده برای متدینين است. هدف اصلی روزه مسيحی اين است که با فروتنی به خدا تقرب جویند و هدايتهای او را بطلبند و اوقاتی را در دعا و مناجات در حضور او بسر برند. در کتاب اشعياء نبی فصل پنجاه و هشتم، آيات شش تا نه آمده است:

«مگر روزه‌ای که من می‌پسندم اين نيست که بندهای شرارت را بگشاييد و گره‌های يوغ را باز کنيد و مظلومان را آزاد سازيد و هر يوغ را بشکنيد؟ مگر اين نيست که نان خود را به گرسنگان تقسيم نمايی و فقيران رانده شده را به خانه خود بیاوری و چون برهنه را ببينی او را بپوشانی و خود را از آنانی که از گوشت تو می‌باشند مخفی نسازی؟ آنگاه نور تو مثل فجر طالع خواهد شد و صحت تو بزودی خواهد روييد و عدالت تو پيش تو خواهد خراميد و جلال خداوند ساقه تو خواهد بود. آنگاه دعا خواهی کرد و خداوند تو را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت که اينک حاضر هستم».

در مورد روزه مسيحی، به منظور صواب و رياضت، و يا بدست آوردن دل خدا و نجات از گناه، بجا آورده نمی‌شود زيرا آنان معتقدند با ريخته شدن خون مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان، نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا، مهيا گرديده است. بعضی از دلايل روزه مسيحی عبارتند از:١- دل در حضور خدا نرم و فروتن باشد.٢- مسیحیان به صدا و هدايت و حضور خدا حساس باشند.٣- نفس سرکش ضعيف و سرکوب باشد.٤- پرستش و دعای مسيحی قویتر و مؤثرتر باشد.

مسیحیان معتقدند: روزه مسيحی کمک می‌کند که ياد بگيريم از خودخواهی انسانی دوری نموده و ازخودگذشتگی داشته باشيم، و بيشتر قدر و ارزش فداکاری عظيم و کفاره بی‌نظير عيسی مسيح را درک کنيم.

مسیحیان همچنین معتقدند: روزه مسيحی بايد از هرگونه ظاهرسازی و ريا و خودنمایی به دور باشد. چرا که عيسی مسيح در انجيل متی فصل ششم، آيات شانزده تا هجده به یکی شاگردان خود می فرماید: « وقتی روزه می‌گيريد مانند رياکاران، خودتان را افسرده نشان ندهيد. آنان قيافه‌های خود را تغيير می‌دهند تا روزه ‌دار بودن خود را به رخ ديگران بکشند. يقين بدانيد که آنها اجر خود را يافته‌اند! اما تو وقتی روزه می‌گيری به سرت روغن بزن و صورت خود را بشوی تا مردم از روزه تو باخبر نشوند بلکه فقط پدر تو که در نهان است آنرا بداند و پدری که هيچ چيز از نظر او پنهان نيست اجر تو را خواهد داد.»

ایام روزه داری و نحوه روزه گرفتن در میان آیین های مسیحی متفاوت است و هر یک به نوعی این مراسم الهی را به جا می آورند. از این رو می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد و زمان چگونگی و دلیل روزه آنها اشاره کرد:

آیین کاتولیک
کاتولیک‌ها در روز چهارشنبۀ خاکستر و نیز روز جمعة‌الصلیب روزه می‌گیرند، و در تمامی روزهای جمعۀ ماه ''انابت'' نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیک‌هاست، از خوردن گوشت پرهیز می‌کنند. کاتولیک‌ها تا قرن‌ها اجازه نداشتند در هیچ یک از روزهای جمعۀ سال به گوشت لب بزنند، اما از اواسط دهۀ ۱۹۶۰ پرهیز از گوشت در روزهای جمعۀ غیر از دوران لنت (انابت) اختیاری اعلام شد.
در این آیین در دو روزِ چهارشنبۀ خاکستر و جمعة‌الصلیب، خوردن دو نوع غذای ساده و یک غذای معمولی مجاز است، اما مصرف گوشت ممنوع می‌باشد. مصرف گوشت در روزهای جمعۀ ماه ''لنت'' (انابت) نیز که دوران توبه و تعمق کاتولیک‌هاست، ممنوع است. روزه گرفتن در سایر روزهای جمعه اختیاری است و برخی از کاتولیک‌ها بجای روزه، به توبه یا برگزاریِ دعا‌هایی ویژه می‌پردازند.
کاتولیک ها معتقدند: روزه باعث می‌شود انسان امیال جسمانی خود را مهار کرده، از گناهان خود توبه نماید، و با فقرا احساس همبستگی کند. روزه گرفتن در ماه لنت (دوران توبه و تعمق) باعث می‌شود که روح آدمی از طریق ریاضتِ تن، برای شرکت در ضیافتی عظیم و باشکوه آماده گردد. روزۀ جمعةالصلیب نیز برای فرد مؤمن یادآور درد و رنجی است که مسیح به‌خاطر ما متحمل شد.

آیین ارتدوکس شرق
پیروان کلیسای ارتدوکس شرق دوره‌های مختلفی برای روزه دارند، از جمله ماه لِنت (دوران توبه و تعمق)، روزۀ رسولان، روزۀ معراج مریم مقدس به آسمان، روزۀ ویژه میلاد مسیح، و نیز چند روزۀ یک روزه. تمام روزهای چهارشنبه و جمعه، روز روزه محسوب می‌شود، مگر در هفته‌هایی که در آنها روزه نگرفتن بلامانع است.
نحوه روزه داری در این آیین این گونه است که معمولاً از خوردن گوشت، لبنیات و تخم‌مرغ پرهیز می‌شود. خوردن ماهی در برخی ایام روزه مجاز و در برخی دیگر غیرمجاز است. آنان معتقدند روزه باعث می‌شود انسان بهتر بتواند در برابر حرص و طمع و شکم‌پرستی مقاومت کند و مشمول فیض خدا واقع شود.

آیین پروتستان‌
در این آیین زمان روزه به خود افراد، کلیساها، سازمان‌ها یا جوامع مسیحی بستگی دارد.از این رو برخی به‌طور کامل از لب زدن به آب و غذا خودداری می‌کنند، اما برخی دیگر تنها به نوشیدن مایعات اکتفا می‌کنند، غذاهای خاصی می‌خورند، از خوردن یک یا چند وعده غذا صرفنظر می‌کنند، و از تن در دادن به وسوسه‌های خوردنی و غیرخوردنی اجتناب می‌نمایند. چنین روزه‌هایی بویژه در سالهای اخیر محبوبیت فراوانی یافته است. افراد به دلائل مختلف نظیر تقویت و بنای روحانی، همبستگی با فقیران و نیازمندان، اعتراض به فرهنگ مصرفی جامعه امروزی، یا آوردن درخواست‌هایی ویژه به حضور خدا، روزه می‌گیرند.


منابع:
1-جوامع الجامع،ج1،ص103
2-تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید، خواجه عبدالله انصاری، حبیب الله آموزگار،ج1،ص73
3-دایره المعارف تشیع، ج8،ص372
4-انجیل متی، باب چهارم
5-دایره المعارف تشیع، ج8،ص372
6-مسیحیت، هاروی کاکس، عبدالذحیم سلیمانی اردستانی، ص107
7-مقاله: روزه در مسیحیت به چه صورت است؟رادیوندا

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در پنجشنبه 5 آبان1384 و ساعت 1:12 قبل از ظهر
علائم و منزلت ليلة القدر  
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 4 آبان1384 و ساعت 5:48 قبل از ظهر
جملاتى كوتاه درباره مردى بسيار بزرگ  

چه بگويم در حق بزرگ مردى كه دوستانش از روى ترس و دشمنانش از روى حسد، فضائل او را پنهان كردند مع الوصف فضائل و مناقبش شرق و غرب عالم را پر كرده است.(خليل بن احمد، مخترع علم عروض).

آرى، آنچه از او هر كس كه گفته است بمنزله قطره اى در جنب دريا و يا دانه اى در فضاى صحراست. على از دنيا درگذشت در حاليكه شهيد عظمت خود گشت.(جبران خليل جبران، نويسنده پرشور مسيحى).

اى روزگار چه ميشد كه اگر هر چه قدرت و قوه دارى بكار مى بردى و در هر زمان يك على با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش، با آن ذوالفقارش به عالم مى بخشيدى (جرج جرداق، نويسنده مشهور مسيحى)

تو زيبايى ولى نه بخاطر چشمان سياهت، بلكه به خاطر بيينش شعلهورت. تو زيبايى نه بخاطر جمال سيمايت، بلكه بخاطر صفاى سرشتت. تو زيبايى نه به خاطر گلوبندى رخشان بر گردن بلورينت،

بلكه بخاطر جبروت خصلتها و خوى شكوهمندت. تو قهرمانى ولى نه به خاطر پيچيدگى مچ هايت، تو قهرمانى نه به خاطر پهناى شانه ات، بلكه بخاطر چشمه فيضى كه نخست بر قلب و زبانت و سپس به گفتار و رفتارت سرازير شده است.(سليمان كتانى، نويسنده و اديب مسيحى لبنانى)

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در چهارشنبه 4 آبان1384 و ساعت 5:47 قبل از ظهر
تقویم وقایع ماه مبارک رمضان 

  1 رمضان نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع)

 3 رمضان نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع)

 4 رمضان هلاكت زياد بن ابي

 5 رمضان ميلاد مسعود امام جواد(ع)

 6 رمضان نزول كتاب آسماني تورات بر حضرت موسي(ع)

 6 رمضان ولايت عهدي امام رضا(ع)

 7 رمضان وفات حضرت ابوطالب(ع)

 10 رمضان وفات حضرت خديجه كبري(س)

 10 رمضان وصول نخستين نامه كوفيان به امام حسين(ع)

 12 رمضان نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)

 12 رمضان ايجاد عقد اخوت ميان مسلمانان از سوي پيامبر(ص)

 15 رمضان ميلاد مسعود امام حسن مجتبي(ع)

 15 رمضان حركت مسلم بن عقيل(ع) به سوي كوفه

 17 رمضان وقوع غزوه بدر

 17 رمضان وفات عايشه در مدينه

 19 رمضان ضربت خوردن حضرت علي(ع) در مسجد كوف

 20 رمضان فتح مكه معظمه به دست پيامبر(ص)

 20 رمضان وفات حضرت موسي(ع)

 21 رمضان شهادت حضرت علي(ع)

 21 رمضان آغاز خلافت امام حسن مجتبي(ع)

 21 رمضان به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)

 رمضان، سال دهم بعثت: ازدواج رسول خدا (ص) با سوده (س)


|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:59 بعد از ظهر
1 رمضان - نزول كتاب آسماني صُحف بر ابراهيم خليل الله(ع).  

نخستين شب ماه مبارك رمضان: نزول كتاب آسماني "صُحف" بر ابراهيم خليل الله(ع).

روايات فراواني كه دلالت دارند بر اين كه بسياري از كتب آسماني، از جمله پنج كتاب معروف آسماني (صحف ابراهيم، تورات موسي، زبور داوود، انجيل عيسي و قرآن مجيد) در ماه مبارك رمضان نازل شده اند.(1)

از واثله بن اسقع روايت شده است، كه پيامبراكرم(ص) فرمود: صحف حضرت ابراهيم(ع) در نخستين شب ماه رمضان نازل گرديد.(2)

گفتني است كه ابراهيم خليل الرحمن(ع) يكي از پيامبرهاي بزرگ الهي است، كه تقريباً دو هزار سال پيش از ميلاد، در شهر كوچك "اور = OUR" ديده به جهان گشود و با مشركان و كافران عصر خويش به مبارزه برخاست و در اين راه ناملايمات و سختي هاي فراواني متحمل شد و خانه خدا را تجديد بنا نمود. وي، جد أعلاي بني اسرائيل و انبياي يهود و بني اسماعيل و بسياري از عرب ها و حجازي ها است.(3)

1- نك: البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92 و ج3، ص 11؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص34

2- البدايه و النهايه، ج3، ص 11

3- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 375

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:57 بعد از ظهر
6 رمضان - ولايت عهدي امام رضا(ع)  

سال 201 هجري قمري: ولايت عهدي امام رضا(ع).

امام علي بن موسي الرضا(ع)، امام هشتم شيعيان، پس از شهادت پدر ارجمندش امام موسي كاظم(ع) در زندان بغداد، در سال 183 قمري به مقام منيع امامت نايل آمد و پيشوايي شيعيان و پيروان اهل بيت(ع) را بر عهده گرفت.

آن حضرت در دوران امامت خويش به مدت هيجده سال در مدينه منوره، سكونت داشت و در اين مدت، شاهد خلافت غاصبانه هارون الرشيد و دو فرزندش امين و مأمون بود. تا اين كه در سال 200 هجري قمري، مأمون تصميم گرفت كه وي را به خراسان دعوت كند و در اداره كشور، وي را شريك خويش سازد.

آن طوري كه از خود مأمون عباسي نقل گرديده است، وي در نبرد با برادرش امين، نذر كرده بود كه در صورت پيروزي بر سپاهيان امين و تصاحب مقام خلافت، قدرت را به كسي كه افضل آل ابي طالب(ع) باشد بسپارد.(1)

هنگامي كه وي بر برادرش امين پيروز شد و در سال 198 قمري بغداد را فتح و بر سراسر عالم اسلام سيطره پيدا كرد، تصميم گرفت كه به نذر خويش وفا كند و در اين راستا، امام علي بن موسي الرضا(ع) را كه والاترين و افضل آلي ابي طالب(ع) بود، مورد توجه قرار داد.

وي مي گفت: ما أعلم احدا افضل من هذا الرّجل علي وجه الأرض؛ من در روي زمين، شخصيتي بالاتر و بهتر از اين مرد ]علي بن موسي الرضا(ع)[ سراغ ندارم.(2)

بدين منظور، وي يكي از سرداران خويش به نام "رجاء بن ابي ضحاك" را به همراه عيسي جلودي و برخي از همراهان ديگر به مدينه فرستاد و از طريق آن ها امام رضا(ع) را براي سفر به خراسان دعوت نمود.(3)

امام رضا(ع) كه خلفاي عباسي، از جمله مأمون را در گفتارش صادق نمي دانست و از هدف ها و انگيزه هاي فريب كارانه وي باخبر بود، از پذيرش دعوت مأمون امتناع نمود و ماندن در مدينه را بر رفتن به "مرو" مقر خلافت مأمون در خراسان ترجيح داد.

ولي با اصرار و اجبار مأموران مأمون روبرو گرديد و چاره اي جز پذيرش در خود نديد. آن حضرت پس از وداع با قبر شريف جدش حضرت محمد(ص) و ديگر نياكان پاكش در بقيع، به ويژه قبر مطهر جده اش حضرت فاطمه زهرا(س)، فرزند خردسالش حضرت امام محمد تقي(ع) را جانشين خود در مدينه قرار داد و به همراه مأموران مأمون و برخي از علويان و ياران خويش عازم خراسان شد.

همين كه امام رضا(ع) وارد "مرو" گرديد، با استقبال بي نظير مردم اين شهر، از جمله فقها، دانشمندان، شاعران، درباريان و خود مأمون قرار گرفت.

مأمون پس از پذيرايي از امام رضا(ع)، به وي گفت: من مي خواهم خود را از خلافت خلع كرده و آن را به شما واگذارم، آيا از من مي پذيري؟

امام رضا(ع) از پذيرش آن امتناع كرد. چون مي دانست وي در گفتارش صداقت ندارد و مي خواهد از اين راه او را بيازمايد و يا اگر حكومت را به او واگذارد، پس از مدتي وي را از ميان برداشته و خود دوباره حكومت را به دست گيرد و از اين راه، حكومت غاصبانه اش مشروعيت بخشد.

از سوي ديگر، وي با قيام هاي گوناگون علويان و غير علويان در جهان اسلام روبرو بود و مي خواست از اين راه آنان را به احترام امام رضا(ع) وادار به سكوت و پذيرش خلافت عباسيان نمايد.

امام رضا(ع) كه از نيت او آگاه بود، به هيچ صورتي حاضر به پذيرش خلافت نشد. مأمون مجدداً به وي پيشنهاد ولايت عهدي خويش را داد و امام رضا(ع) بار ديگر امتناع نمود. ولي مأمون اين بار، استنكاف امام(ع) را نپذيرفت و به وي گوش زد كرد كه پذيرش ولايت عهدي، اجباري و قطعي است و مفري براي آن نيست. امام رضا(ع) كه با تهديد جدي مأمون روبرو بود، چاره اي جز پذيرش ولايت عهدي نداشت. آن حضرت به خاطر دخالت نداشتن در امر حكومت و شريك نبودن عموم مردم دستور داد با آن حضت بيعت كنند. از آن هنگام لباس سياه عباسيان به رنگ سبز كه لباس علويان بود تغيير پيدا كرد پرچم و بيرق سياه عباسيان به رنگ سبز علويان در آمد و به نام آن حضرت سكه زده و در خطبه هاي جمعه، از وي تجليل و تكريم كردند.

درباره تاريخ اين واقعه بزرگ، همه مورخان، اتفاق دارند بر اين كه در ماه مبارك رمضان سال 201 قمري واقع گرديده است، ولي در روز آن اختلاف دارند، برخي روز اول، برخي دوم، برخي چهارم، برخي ششم و برخي هفتم رمضان را ذكر كرده اند. ممكن است علامت اختلاف آنان، از آن جهت باشد كه بيعت با آن حضرت، چند روز ادامه داشته است. ولي به نظر مي آيد كه پذيرش ولايت عهدي آن حضرت در اول ماه رمضان و بيعت رسمي با وي در ششم و هفتم رمضان بوده است.(4)

1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 602

2- همان

3- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 449؛ الارشاد، ص 600؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 24

4- نك: الارشاد، ص 600؛ زندگاني چهارده معصوم(ع) (ترجمه اعلام الوري)، ص 445؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 282؛ وقايع الايام، ص 24؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 101و ص 172؛ تاريخ اليعقوبي، ج2، ص 448؛ الاقبال بالاعمال الحسنه (سيد بن طاووس)، ج1، ص 264؛ رمضان در تاريخ (لطف الله صافي گلپايگاني)، ص 11

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:56 بعد از ظهر
3 رمضان - نزول كتاب آسماني انجيل بر حضرت عيسي(ع).  

بنا به نقل نويسنده "وقايع الايام" نزول كتاب آسماني "انجيل" بر حضرت عيسي بن مريم(ع) در روز سوم ماه رمضان واقع گرديد،(1) ولي ابن كثير در يك روايت، نزولش را سيزدهم(2) و در روايتي ديگر در روز هيجدهم ماه رمضان دانسته است.(3)

پس از عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان، كتاب مقدس "انجيل" دستخوش تغيير و تحول و حتي نابودي گرديد. تا اين كه نخستين كتابي كه به نام "انجيل" به قيد كتابت درآمد، "انجيل ماركيون" بود، كه حدود 134 سال پس از ميلاد مسيح(ع) در آسياي صغير و يا در يونان تأليف گرديد.

پس از آن، كتاب هاي ديگري از سوي مبلغان و پيشوايان مذهبي به نام "انجيل" تأليف شد.(4)

در قرن چهارم ميلادي، پس از گرايش "كنستانتيس اول" امپراتوري روم به مسيحيت، كليساي مسيحيت با تشكيل انجمني به بحث و بررسي درباره انتخاب كتب معتبر و مقدس مسيحيت پرداخت و از ميان بيش از 160 انجيل و رسائل و تواريخ مربوط به مسيحيت كه در كليساها و مجامع مذهبي قرائت مي شد، تنها 27 كتاب را برگزيد و آن ها را در مقابل تورات كه به "عهد عتيق" معروف بود،"عهد جديد" ناميدند.(5)

از ميان اين 27 كتاب، چهار كتاب در ميان مذاهب مختلف مسيحيت به عنوان انجيل برتر شناخته شد، كه عبارتند از: انجيل متي، انجيل مرقس، انجيل لوقا و انجيل يوحنا. تمامي اين كتاب ها، ده ها سال پس از عروج مسيح(ع) گردآوري شدند.(6)

گفتني است كه از ميان كتاب هاي مقدس مسيحيان، "انجيل برنابا" كه خود "برنابا = BARNABAS" از حواريون حضرت مسيح(ع)، نويسنده آن بود، مطالبش با متون تاريخي مطابقت داشت و با اخبار قرآن مجيد درباره حضرت عيسي(ع) و داستان هاي وي موافقت زيادي داشت، ولي به عللي مورد تصويب كليساي مسيحيت قرار نگرفت و از گردونه خارج گرديد.(7)

به هر روي، آن چه به نام "انجيل" هم اكنون در ميان مسيحيان و غير مسيحيان موجود است، انجيل اصلي حضرت عيسي(ع) نيست. بلكه روايات و برداشت هاي حواريون و يا شاگردان حواريون آن حضرت مي باشد.

1- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 22

2- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج3، ص 11

3- همان، ج2، ص 92

4- اسلام و عقائد و آراء بشري (علامه يحيي نوري)، ص 452

5- همان، ص 445

6- همان، ص 448

7- همان، ص 453

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:56 بعد از ظهر
12 رمضان - نزول كتاب آسماني `زبور` بر حضرت داوود(ع)  

بنا به نقل ابن كثير، كتاب شريف "زبور" در دوازدهم ماه مبارك رمضان بر "داوود نبي(ع)" نازل گرديد.(1)

حضرت داوود(ع) از پيامبران بزرگ بني اسرائيل است و در نبرد ميان طالوت و جالوت، با اين كه خردسالي بيش نبود، به ميدان رفت و جالوت ستمگر را به هلاكت رسانيد و سال هاي بعد به پيامبري و پادشاهي بني اسرائيل نايل شد.(2)

كتاب شريف زبور، پس از چهار صد و هشتاد و دو سال از نزول كتاب شريف "تورات" بر حضرت موسي(ع)، بر حضرت داوود نبي(ع) نازل گرديد.(3)

1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 92

2- قصه هاي قرآن (سيد محمد صحفي)، ص 159

3- البدايه و النهايه، ج2، ص 92

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:54 بعد از ظهر
21 رمضان - به آسمان رفتن حضرت عيسي(ع)  

ابن كثير در رواياتي از حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س)، نقل كرد كه حضرت عيسي بن مريم(ع)، پس از چهل سال زندگي در ميان مردم، در شب 22 رمضان، به آسمان عروج كرد.(1)

ولي برخي ديگر از مورخان، عروج حضرت عيسي(ع) را در شب 21 رمضان مي دانند.(2)

1- البدايه و النهايه (ابن كثير)، ج2، ص 113

2- وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 44؛ مسارالشيعه (شيخ مفيد)، ص 9

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:42 بعد از ظهر
20 رمضان - وفات حضرت موسي(ع)  

در شب 21 رمضان، رويدادهاي مهمي در عالم خلقت به وقوع پيوست. از جمله آن ها است: وفات حضرت موسي بن عمران(ع)، وفات وصي اش حضرت يوشع بن نون، به روايتي عروج حضرت عيسي(ع) به آسمان ها، معراج پيامبر اسلام(ص) به آسمان ها و شهادت وصي اش حضرت علي(ع).(1)

از امامين صادقين(ع) روايت شده است، كه وفات تمام اوصياي پيامبران الهي در اين شب به وقوع پيوست.

1- مسارالشيعه (شيخ مفيد)، ص 9

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 12:38 بعد از ظهر
جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان - برگرفته از سایت امام علی (ع) 

- مي گويند بايد از حضرت علي (ع) الگو بگيريم!‌ اما چگونه؟!...

الگو گرفتن يك الگو

- بله ! خود اميرالمؤمنين هم در جواني شان، الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است. علي (ع) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان، حتي جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر، الگو مي گرفته اند.

- اما چگونه ؟!

- پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) همواره با هم بودند، از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان، دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب ودر آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.

علي (ع) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم، پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست، به دنبال او مي رفتم. او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت. و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم. آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم.. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))

- بسيار خوب!‌ تمام اين حرفها درست! اما حضرت علي، پيامبر را مي ديده اند، وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه؟! من كه حضرت علي را نمي بينم، چگونه         مي توانم از ايشان الگو بگيريم؟!

- تاريخ كه روح، افعال و رفتار اميرالمؤمنين را ديده و نقل كرده است. از او استفاده كن! از ديدگان تاريخ!

- آري! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد، ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است. حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمؤمنين ، حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر، كودكاني كه به تحريك مشركان،‌پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند، با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي ، شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري،بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است؟ مگر رشادتهاي اميرالمؤمنين را در جنگ بدر نشنيده اي؟! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع) 26 سال داشت،انجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار9 لشكر دشمن را بهخاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند:

  ((لا فتي الا علي،‌ لا سيف الا ذوالفقار))

((علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر))

- اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع) در اين مقابله بي نظير فرمود :

(( ضربه علي يوم الخندق، افضل من عباده الثقلين))

به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده! در آن زمان اميرالمؤمنين 28 سال بيشتر نداشت!

در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام، شكست خورده بازگشتند، علي (ع) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.

به راستي كه هيچ جوان ديگري،‌ چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است.

همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده، راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده،  توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.

تفريح و شادي علي (ع)

- مي داني اي دوست عزيز: من هم حرفهاي تو را مي پذيرم. اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است. جيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل، بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست؟

- حتماً همينطور است. و من به تو مي گويم كه اميرالمؤمنين در آن موارد هم، الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمؤمنين چه فكر كرده اي؟

فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع) در جنگ و عبادت خلاصه شده؟

 - يعني اينطور نبوده است؟!

- نه كه نبوده است! حضرت علي (ع)، مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مؤمنان را شاد مي كرده است. ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.

- پس تفريح علي (ع) چگونه بود ؟

علي (ع) كار را تفريح مي دانست.

تفريح او را، مسافرت، كمك به ديگران، تحصيل و تدريس، سرودن، نوشتن، حفظ و قرائت قرآن، مباحثه، نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي، پرتاب نيزه، اسب سواري، كشتي، وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است.

- چقدر جالب بوده است! احتمالاً به دليل همين ديدگاه اميرالمؤمنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم،‌ لحظه اي توقف و سكون در آن نمي يابيم. گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است. و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان، شكل ديگري داشت.

- مگر شوخي و خنده علي (ع) چگونه بود؟

اميرالمؤمنين اهل شوخي و مزاح بود، اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده!

هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد، با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه، شادي علي (ع) هنگامي بود كه يك كافر، مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد، غذايي به فقير مي رساند، دل غمديده اي را شاد مي كرد،‌مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد،‌ دل مؤمني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي، شوخي ننمايد.

علي و ارتباط با زنان و دختران

- به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه، يكي از معضلات امروز ما جوانها است. بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آ‌ن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است. تازه، تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن.

اگر به سيره اميرالمؤمنين دقت كني،‌مي بيني كه حضرت علي (ع) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود، پيامبر اكرم (ص) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود،‌علي (ع) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.

از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب، ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند،‌ اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع) در دوران خلافتش، وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد، به ياري او شتافت.

 پس در ارتباط با افراد نامحرم ،‌چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد

نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است!

ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است.

به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع)، در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 5:52 قبل از ظهر
اگر پرستش غير از خدا مجاز بود، علی را مي‏پرستيدم - نوشته ای از شهيد چمران..... 

به خود اجازه نمي‏دهم كه برای شناخت علی كلمه‏ای بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او و زندگی پرماجرايش را تجزيه و تحليل كنم.
شناخت علی فقط به قدرت عشق ميسر است و فقط عشق اجازه دارد به حريم علی نزديك شود.
من هم فقط به قلب سوخته‏ی خود اجازه مي‏دهم كه از علی سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرأت مي‏كنم به علی نزديك شوك. اگر شعله‏ی عشق او در دلم زبانه نمي‏كشيد، ابداً به ساحتش جسارت نمي‏كردم و نامش به زبان نمي‏راندم.ولی چه كنم كه سرتاپای وجودم در آتش عشق او مي‏سوزد. هر وقت كه نام او بر زبان مي‏رانم يا ياد او بر دلم مي‏افتد، به خود مي‏لرزم، اشك از چشمانم فرو مي‏چكد، آتش دردناك و لذت‏بخشی وجودم را فرا مي‏گيرد، در او محو مي‏شوم، عاشقانه با او راز و نياز مي‏كنم، و روحم آشفته‏وار علي‏علی مي‏گويد…
آخر چگونه مي‏توان خدای بزرگ را پرستيد و به علی عاشق نشد؟ چگونه ممكن است به خدا كه كمال مطلق است چشم دوخت ولی كمال متعالی علی را نديده گرفت؟ عشق به علی جزوی از پرستش خداست.
قلبی حساس دارم كه نوازش نسيم حيات آن را مي‏لرزاند، زيبايی غروب و طلوع آفتاب ديوانه‏اش مي‏كند، آسمان بلند پرستاره مستش مي‏نمايد. مرغ‏های هوا و ماهي‏های دريا جذبش مي‏كند، كوه‏های بلند، افق بي‏پايان و اقيانوس بي‏كران به ابديتش مي‏برد.اين احساس مرموز قلبی، مسحور عظمت و زيبايی عالم خلقت مي‏شود و مرا در مقابل خالق آن وادار به سجده مي‏كند… همان احساس نيز تارو پود قلبم را به عشق علی به لرزه مي‏اندازد و مرا اين چنين شيفته و شيدای او مي‏كند.عجب دارم اگر كسانی قلب داشته باشند و زيبايی و عشق و انسانيت در آنها اثر كند، ولی در مقابل آن همه لطف و كمال و عشق و انسانيت علی شيفته نگردند… مگر ممكن است اين همه لطف و عشق را فقط پديده‏ای مادی دانست؟ آن احساس مرموز قلبی را كه در وجود انسان‏ها موج مي‏زند. چگونه مي‏توان با فرمول‏های خشك و بي‏روح مادی توجيه كرد؟ روح علی در قالب ماده نمي‏گنجد و آن همه عشق و كمال نمي‏تواند از ماده‏ی سرد و بي‏جان بتراود.
هر كه را ديده‏ام، علی را دوست مي‏دارد و در مقابل عظمت و انسانيت او تعظيم مي‏كند. چرا اين‏قدر علي‏علی مي‏گوئيم و دنبال او مي‏رويم؟ چرا اين‏قدر شيفته علی هستيم؟ چرا اين‏قدر در عشق او مي‏سوزيم؟ زيرا همه‏ی ما مي‏خواهيم مثل علی باشيم، دوست داريم در عشق و كمال به درجه‏ی او برسيم، خوش داريم در شجاعت، در صبر، در علم و تقوا، در سخنوری، در همة فضايل اخلاقی مثل او باشيم؛ ولی مي‏دانيم كه حدعلی مافوق طاقت بشری است و برای ما به هيچ‏وجه ميسر نيست كه به حدعلی برسيم. لذا علی تبلور آرزوهای انسان‏هاست كه لااقل به صورت آرزو، عظش درونی و قلبی ما را تسكين مي‏بخشد.
ما هزار گناه مي‏كنيم و از كمال بي‏نهايت بدوريم، ولی هنگامی كه تموج روح ما بر شهوات و خواسته‏های مادی مسلط مي‏گردد، يكباره به سراغ علی مي‏رويم و تمام احساسات قلبی و آرزوهای برآورده نشده خود را در او مجسم مي‏كنيم و با ذكر علي‏علی عشق خود را به كمال و حق و خواسته‏ی خود را برای مبارزه با جهل و فساد بيان مي‏كنيم. علی مظهر كمال و فداكاری و عشق و تمام ارزش‏های عالی انسان است و با ذكر نام او به خدا نزديك مي‏شويم و از گناهان استغفار مي‏كنيم و به سوی كمال رهسپار مي‏شويم.
در پهنه‏ی زمان و مكان اگر بخواهم بگردم، كسی را بيابم كه رابطه‏ی من و او عشق باشد، نه فقط الان، نه فقط در يك نقطه، در همه‏جا و همه‏وقت… فقط علی را مي‏يابم كه اين‏چنين به او عشق بورزم و رابطه‏ی من و او بر پاية عشق پاك باشد.
عشقی از تاروپود وجودم، از اعماق روحم، از معراجم، از مرگم، از حياتم، برای علوّ روحم، برای طيران به آسمان‏ها، به علی پناه مي‏برم.
هنگام تنهايی، درد، غم و شكست و مظلوميت به علی نزديك مي‏شوم و تشفّی مي‏كنم. انيس شب‏های تار من هنگام مناجات، همراه من در كوچه‏های پر پيچ و خم و تاريخ، مددكار من در نبردهای مرگ و حيات، آرزوگاه عالي‏ترين تجليات روح من، برای خليفه‏الله علي‏الارض شدن.
انيس تنهايی من، غمخوار من هنگامی كه كوهی از غم مرا مي‏شمرد، تسلي‏بخش قلب مجروحم هنگامی كه در آتش درد مي‏سوزم، در طوفان‏های حوادث، در گرداب‏های خطر و نابودی، هنگامی كه كشتی شكسته‏ی وجودم بر تخته سنگ‏های كينه و نفرت برخورد مي‏كند، و باران تهمت و افترا بر من مي‏بارد، در تاريكی ظلمت، كه ديگر هيچ اميدی ندارم و همه‏ی راه‏ها كور شده است و دل به نيستی نهاده‏ام و فقط توكل علي‏الله قلبم را روشن كرده است، آن‏جا علی كشتيبان كشتی شكسته‏ی وجود من است.علی، علی، ‏علی، چه بگويم؟ چگونه بگويم؟ چه‏طور نام تو را كه بر قلبم گره خورده است، بر زبان آورم؟ چگونه عشق ازلي‏ام را به تو كه در سراچه‏ی دلم نهان شده است و گوش نامحرم را جای پيغام ملكوتی او نيست، بازگو كنم؟ علی چه بگويم؟ كه مرا ممكن است به شرك متهم كنند؟
اگر پرستش جز ذات خدا مجاز بود، بدون شك تو را مي‏پرستيدم. تو تجلی خدايی، تو تجسم صفات خدا و معيارهای خدايی، تو خليفه‏الله علي‏الارضی، تو هدف انسانيتی، تو خدا نيستي؛ ولی وجود تو را جز خدا پر نكرده استعلی آرزوگاه راز و نيازهای شبانه‏ی من، آه‏های سوزان صبحگاهی من، ناله‏های دردآلود من زير شكنجه‏ی ظلم، فريادهای پر خروش قلب سوزانم در ظلمت‏كده‏ی جهان…
گاه‏گاهی كه در محك تجربه قرار مي‏گيرم، در آتش درد مي‏سوزم، خودخواهی، و مصلحت‏طلبي‏هايم ذوب مي‏شود و فرو مي‏ريزد، در سخت‏ترين تجربه‏ها قرار مي‏گيرم، و به كمك خدا پيروز مي‏شوم و جهشی به جلو برمي‏دارم، آن‏گاه مي‏خواهم علی خود را ببينم. يكباره مي‏بينم در اين راه آن‏قدر جلوست، آن بي‏نهايت كه از خود و از پيروزی خود شرمنده مي‏شوم. در حالتی كه زانوهايم را در آغوش مي‏كشم، و سرم را بر سينه‏ام خم مي‏كنم، و سيلاب اشك از چشمانم سرازير مي‏شود با شديدترين تواضع احساس شوم و خجلت مي‏كنم و از برخورد با علی مي‏گريزم.
آری چنين بود پانزده سال پيش كه به زيارتش رفتم؛ اما از كوچكی خود آن‏قدر خجل شدم كه نتوانستم به او نزديك شوم. مي‏سوختم، اشك مي‏ريختم. بر ديوار صحن تكيه داده بودم و در عالمی ديگر سير مي‏كردم؛ ولی نمي‏خواستم و نمي‏توانستم كه از آن به او نزديك‏تر شوم. به ضريحش وارد نشدم، به قبرش دست نساييدم، درحالی كه او در قلبم بود. در وجودم بود، و عشق او با تاروپود وجودم، سرشته شده بود، ولی احساس مي‏كردم كه نمي‏خواهم به محضرش حاضر شوم. گويا فكر مي‏كردم آن‏جا نشسته است، مثل خورشيد مي‏درخشد و نور وجودش فيضان مي‏كند؛ ولی نمي‏توانستم نزديكش بروم و از وجودش استفاضه كنم…
علی كسی كه در اوج ادب و سخنوری، با سكوت خود سخن مي‏گويد.
علی كسی كه در ذروة علم – انا مدينه‏العلم و علي‏بابها – است، ولی با قلب مي‏فهمد و اشراق مي‏كند. علی قهرمانی كه نظيرش را عالم نديده است، رهبری كه در مظلوميت‏اش مي‏توان حقانيت‏اش را شناخت.
چشمه‏ی جوشان عشق و محبت و عرفان كه در ناله‏های صبحگاهش، در فريادهای نيمه‏شبش، در ميان نخلستان‏های خلوت مي‏توان از او مستفيض شد.
آری اين علی است!
من در گذشته به قلب خود مغرور بودم، بزرگ‏ترين پناهگاه خود را در عالم قلبم مي‏دانستم، و فكر مي‏كردم كه اگر در مقابل خدا در صحرای محشر مورد عتاب قرار بگيرم، فقط قلب خود را عرضه مي‏كنم و زمين و آسمان و فرشتگان مرا سجده مي‏كنند؛ اما وای بر من، چه ورشكسته‏ام، چه ناچيز و ناتوانم، پركاهی در عالم وجود كه به قلب خود اين‏قدر بنازد؟! هيهات… هيهات… ای علی به تو پناه مي‏آورم، قلب خود را به تو مي‏دهم، تو مرا در مقابل خدای بزرگ شفاعت كن.

خدايا، در دنيای انسان‏ها، آدمی بزرگ‏تر و كامل‏تر و بهتر از علي(ع) نمي‏شناسم؛ ولی حتی او را در مبارزات حيات پيروزی نبخشيدی و حكومت عدل و دادش را زير تازيانه‏های ظلم و ستم و فساد معاويه خرد كردی، و اجزاه ندادی كه نهال عدل و آزادی و انسانيت بشكفد و حكومت حق لااقل به دست علی، بر ظلمت و كفر و جهل و ظلم پيروز گردد… هيهات من چه مي‏گويم؟ چه انتظار بي‏جايی دارم؟ چه آرزوهای شگفت، چه ا دعاهايی عجيب!
خدايا آرزو داشتم كه پرچم علی را بر فرق زمين بكوبم، پرده‏های چركين و سياه تهمت و حسد و حقد و دروغ و كينه و تزوير را كه ستمگران تاريخ بر روی علی كشيده‏اند، پاره كنم و وجود پاك و درخشانش را با افتخار و عشق به تشنگان حقيقت و عدالت بنمايانم و انسانيت را در راه كمال به دور شمع وجودش جمع كنم.

علی نمونه‏ای نشان داد كه:

1. در موارد تنهايی، از ورای قرن‏ها و كره‏ها و درياها، ما را به علی متصّل مي‏كند درعالم تنهايی خود را در او مي‏يابيم، ‌در عالم تنهايی با او به وجد مي‏رسيم.
2. در موارد درد و غم و شكنجه روحی او را به ياد مي‏آوريم و تحمل دردها را بر ما آسان مي‏كند.
3. در موارد مظلوميت، تهمت‏ها،‌ افترا، شايعه، او را به ياد مي‏آوريم و آرامش مي‏يابيم.
4. در عشق و ايمان به او توجه مي‏كنيم و از او روح مي‏گيريم و طلب همت مي‏كنيم.
5. در فداكاری و جهاد و شجاعت او را مقتدا قرار مي‏دهيم و از او پند مي‏گيريم، و يا از او تجربه مي‏آموزيم.
6. در مبارزه با ظلم و استقرار عدالت راه او را دنبال مي‏كنيم.
7. در مقام شهادت، هنگامی كه ديگر زندگی برای زيستن تنگ مي‏شود و مرگ شرافتمندانه بر زندگی ننگين هزاربار ارجح است، او را به ياد مي‏آوريم و از او طلب همت مي‏كنيم.
علی، زندگي‏اش، شهادتش، مكتبش و خاطره‏اش برای ما منبع خير و بركت است، به ما روح مي‏دهد، ما را به خدا نزديك مي‏كند، ما را به معراج مي‏برد و از او طلب همت مي‏كنيم.علی با عشق تمام عبادت مي‏كرد، عبادت او رفع تكليف نبود، بلكه عاشق حقيقی بود. در يكی از جنگ‏ها تيری به پايش فرو رفته بود، نمي‏توانستند بيرون بياورند، در نماز چنين كردند و او متوجه نشد. سجده‏های طولانی كه سجده‏گاهش از اشك مرطوب مي‏شد. هنگام وضوگرفتن مي‏لرزيد، لرزش حقيقی وجودش را فرا مي‏گرفت.
علی هر شب بيدار است، با خدای خود راز و نياز مي‏كند. برای علی رمضان و شوال يكسان است. علی يكه و تنها در ميان تخلستان‏های فرات در نيمه‏های شب در مناجات مي‏گويد:
«ای خدای بزرگ به بهشت تو طمعی ندارم، از دوزخ تو نمي‏هراسم، من تو را مي‏پرستم،‌ زيرا شايسته‏ی پرستش، اگر مي‏خواهی مرا بسوزان، و خاكسترم را به باد بسپار، همه را تحمل مي‏كنم؛ ولی يك لحظه مرا از خود دور مكن كه نمي‏توانم تحمل كنم. من به تو عاشقم، من تاجرپيشه نيستم كه در ازای عبادت تو پاداش بخواهم.»
عده‏ای از مردم به اميد بهشت خدا را عبادت مي‏كنند و اين عمل تاجران است، برخی هم از ترس عقوبت دوزخ او را پرستش مي‏كنند و اين عبادت بردگان است – و گروهی نيز خدا را برای ادای شكر عبادت مي‏كنند و اين عبادت آزادگان است.
اِلهی ما عَبَدْتُكَ طَعَناً لِلجَنَّه وَلا خَوفاً مِن‏النّار بَل وَجَدتًكَ مُستَعَخَّاً لِلعِباد.
ما رّأَيتُ شَيْئاً اِلاّ رَأّيتَ‏اللهُ وَ مَعَهُ وَ بَعدًه

او در همه‏ی مظاهر وجود خدا را مي‏بيند.
لَم اَعبُدُ رَبّاً لَم اَرَه  خدايی را كه نديده باشم، عبادت نمي‏كنم.
آنان كه گفتند حقيقت نديدنی است
در حيرتم كه غير حقيقت چه ديده‏اند.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 5:34 قبل از ظهر
علی مظهر عشق مظهر مردم داری مظهر مردم دوستی  

علی اقیانوس رحمت مهربانی شجاعت قدرت عظمت و خشم الهی و لطف پدرانه

علی مظهر پاکی مظهر فروتنی علی مظهر عشق مظهر مردم داری مظهر مردم دوستی

علی مظهر ولایت علی مظهر اطاعت علی مظهر هدایت علی مظهر عصمت

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین     به علی شناختم من به خدا قسم خدارا

اگر کسی به دنبال حقیقت می گردد بلا شک علی مظهر همه حقیقت است

و عشق در سایه سار علی توان بر خود بالیدن را یافته است

علی علی علی علی علی علی علی علی

علی علی علی علی علی علی

علی علی علی علی

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 5:29 قبل از ظهر
امشب خانه ی فاطمه علی ندارد  

امشب چه شبی است خدایا !!!

 در آسمان و زمین غوغاییست .

 در آسمان مهمانیست .

 امشب فرزند کعبه مهمان صاحب کعبه است .

 زمین از درد می گرید . دیگر قدمهای علی زمین را نمی لرزاند .

 زمین از درد می گرید . دیگر حضور علی را حس نمی کند .

 امشب چه شبی ست خدایا !!!

 در دل زهرا غوغاییست .

 فاطمه ی  زهرا مهمان عزیزی دارد . علی اش به دیدارش می آید .

 امشب آسمان از همیشه سیاهتر است .

 آسمان بغض کرده ، زمین می نالد . کوچه سیاه پوشیده .

 امشب خانه ی فاطمه علی ندارد . علی مهمان خانه ی دل فاطمه است .

 حسنین زانوی غم بغل گرفته اند . زینب زهرا از غم بی پدری بیتاب است .

 یتیمان کوفه دوباره یتیم شدند . کوفه عزادار شیر خداست .

 امشب علی مظلومیت را تمام کرد .

 مظلوم عالم به عرش رفت و زمینیان را به حال خویش وا گذاشت .

فزت برب الکعبه

 

 امشب شب قدر است .

 خدایا به مظلومیت علی ات قسم

 دلهای سیاه ما را به سپیدی روی علی صیقل ده .

 آتش خشمت را به ما نشان مده .

 سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب .

 آمین . التماس دعا

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 5:26 قبل از ظهر
دلیل جاودانگی محبت علی (ع) در دل ها  

 رمز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است، یعنی نمی توان آن را فرموله کرد. ولی البته رمزی دارد.

چیزی در محبوب هست که برای محب از نظر زیبایی خیره کننده است و او را سوی خود می کشد. جاذبه و محبت در درجات بالا عشق نامیده می شود. علی محبوب دل ها و معشوق انسان هاست. چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگی علی در چیست که عشق ها را برانگیخته و دل ها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته است و برای همیشه زنده است؟ چرا دل ها همه خود را او آشنا می بینند و اصلاً او را مرده احساس نمی کنند بلکه او را زنده می یابند؟

مسلماً ملاک دوستی او جسم او نیست؛ زیرا جسم او اکنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نکرده ایم. و باز محبت علی از نوع قهرمان دوستی که در همه ملت ها وجود دارد نیست. هم اشتباه است که بگوییم محبت علی از راه محبت فضیلت های اخلاقی و انسانی است، و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد؛ اما اگر علی همه این فضایل انسانی را که داشت؛ آن حکمت و آن علم، آن فداکاری ها و از خود گذشتگی ها، آن تواضع و فروتنی، آن ادب، آن مهربانی و عطوفت، آن ضعیف پروری، آن عدالت، آن آزادگی و آزادیخواهی، آن احترام به انسان، آن ایثار، آن شجاعت، آن مروت و مردانگی نسبت به دشمن، و به قول مولوی:

در شجاعت شیر ربّانیستی

در مروت خود که داند کیستی؟

آن سخا و جود و کرم و ... اگر علی همه اینها را که داشت می داشت؛ اما رنگ الهی نمی داشت، مسلماً این قدر که امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.

علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد. دل های ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سِر و پیوستگی دارد، و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابند به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه عشق علی پیوند جان ها با حضرت حق است که برای همیشه در فطرت ها نهاده شده و چون فطرت ها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است.

نقطه های روشن در وجود علی (ع) بسیار است؛ اما آن چه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است که به وی جاذبه الهی داده است .

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 5:21 قبل از ظهر
شهادت حضرت امیرالمومنین علی(ع)  
حضرت آیت الله خامنه‌ای در خطبه اول نماز جمعه شهادت حضرت امیرالمومنین علی(ع) را مصیبت و خسارتی بری تاریخ بشریت دانستند و تصریح كردند: حضرت علی(ع) در دوران كوتاه حكومت خود نشان دادند كه اصول و ارزش‌های اسلامی در همه شرایط از جمله دوران گسترش، اقتدار و رفاه جامعه اسلامی نیز قابل اجراست.
ایشان با تأكید بر این كه در صورت ادامه حكومت حضرت علی(ع) و استمرار اقدامات آن حضرت دنیای اسلام تا قرنها بیمه می‌شد، افزودند: حضرت امیرالمومنین(ع) در دوران حكومت خود كه گستره آن بسیار وسیع و غیرقابل مقایسه با جامعه اسلامی دوران پیامبر(ص) بود، ثابت كردند كه اگر حاكم اسلامی و مدیران جامعه مصمم باشند می‌توان اصول اسلامی نبوی را كه همان عدالت، توحید، انصاف با مردم، ارج نهادن به حقوق مردم، رسیدگی به حال ضعفا، ایستادگی در مقابل ظلم و پافشاری بر مبانی حق و اسلام می‌باشد در جامعه اجرا كرد.
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 3:4 قبل از ظهر
علی یعنی شمع بیت المال را خاموش کن 
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در سه شنبه 3 آبان1384 و ساعت 2:32 قبل از ظهر
وادع آخر 

شهادت امیر مومنان

حضرت علی علیه السلام

بر مسلمین جهان تعزیت و تسلیت باد

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 2 آبان1384 و ساعت 9:20 بعد از ظهر
آخرين سجـــده !!! 
مسجد کوفه !!!

اذان صبــــــح !!!

ايستادن در محراب !!!

الله اکبـــــر!!!

قيــــام !!!

رکــــوع !!!

سجـــــــده !!!

و ....

آخرين سجـــده !!!

فـــُـزت ُ وَ رَب ِ الکــَعبه...

السلام عليک يـــا رســــول الله ...

السلام عليک ِ يا فاطمــــة الزهـــــراء ...

خدايا !! از تمام نيرنگ و دورويي اين مردم رها شدم ...و براستي تو خلف وعده نمي کني

و فرشتگان از عرش با حزن و اندوه ندا دادند :

يـــا أهلَ العالـَم !

أن قتـلَ أميـــرالمؤمنيــن مـَظلومـــاً

التماس دعــــا
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در دوشنبه 2 آبان1384 و ساعت 5:10 قبل از ظهر
شب قدر 

الهی ، امشب که شب قدر است همه قرآن به سر می کنند ، من را توفیق ده که قرآن به دل کنم !
الهی ، امشب از توبه هایم توبه کرده ام !
الهی ، امشب فهمیدم اگر بهشت شیرین است، بهشت آفرین شیرین تر است !
الهی ، امشب فهمیدم اگر من بنده نیستم تو که مولای من هستی !
الهی ، شکرت که امشب فهمیدم که تا امروز هیچ نفهمیدم و رسیدم به اینکه تا امروز به هیچ نرسیدم !
الهی ، شکرت که دارم کم کم مزه بندگی را می چشم !
الهی ، امشب فهمیدم خوشا به حال آنان که فقط با تو دل خوش کرده اند !
الهی ، تا کنون به نادانی از تو می ترسیدم ، و اینک به دانایی از خودم می ترسم
|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 11:33 بعد از ظهر
تسلیت و ماتم بزرگ 

ضربت خوردن

حضرت علی علیه السلام

بر مسلمین جهان تعزیت و تسلیت باد

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 5:54 قبل از ظهر
علی و سحرگاه 19 رمضان  

نزدیک سحر امشب آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بلند شدند از خانه بیرون بیایند، مرغابیان شروع کردند صدا کردن،حضرت فرمودند: اینها صداهائی است که پشت سرش نوحه گری ها دارد.همینکه حضرت علی (علیه السلام) خواستند از در منزل بیرون بیایند کمربند حضرت به میخ در گرفت.(۱)

آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمدند میان مسجد، چراغ مسجد را روشن نمودند، خواب رفته ها را بیدار کردند تا رسیدند به آن نانجیب دیدند دمر خوابیده، فرمودند: خواب دمر، شیطانی است، بیدار شو می دانم به چه منظوری آمدی.

رفتند بالای مأذنه شروع کردند اذان گفتن،(الله اکبر) امّا این آخرین اذان حضرت علی (علیه السلام) است.دیگر مردم کوفه صدای اذان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نمی شنوند،دل عالم می لرزد ( أشهد أن لا اله الاّ الله ) کم کم مردم جمع شدند به سوی مسجد آمدند، حضرت به محراب عبادت ایستادند. چه نمازی،چه نمازی همینکه به سجده رفتند، آن نانجیب شمشیرش را بلند کرد.چنان به فرق آقا زد که محراب پر از خون شد ،صدای جبرئیل بلند شد ( تهمّدت والله ارکان الهدی قد قتل علیٌ المرتضی ) بخدا قسم ارکان هدایت خراب شد.

                                                                                                                          (۱) بحارالأنوار ، ج ۴۲ ، ص ۲۳۸ .

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 5:45 قبل از ظهر
علائم و منزلت ليلة القدر  

الحديث:

قال الباقران عليهما السلام:

سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مى‏گردد.

توضيح:

علامه طباطبائى در علايم شب قدر مى‏گويد: روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند و هواى آن روز معتدل است. (الميزان، ج 40، ص 332)

الحديث:

قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

الحديث :

قال النبى (صلى الله عليه و آله):

ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)

ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

الحديث:

قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر،

قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95

جمعى از نويسندگان

پى نوشتها:

1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256.

2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262.

3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458.

4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 5:37 قبل از ظهر
شب قدر آمده... 

تشنه‌ام اين رمضان، تشنه‌تر از هر رمضاني
شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني

ليلة‌القدر عزيزي است، بيا دل بتكانيم
سهم ما چيست از اين روزه، همين خانه‌تكاني

ماه كنعان! ندهد سلطنت مصر، فريبت
تو چرا مثل پدر نيستي اي يوسف ثاني!

نيست تقصير عصا، معجزه‌ي موسوي‌ات نيست
كاش مي‌شد كه شعيب‌ات بپذيرد به شباني

بي‌نشانان زمين، زنده‌به‌گوران زمانيم
همه همسايه مرگيم همين است نشانی

علی رضا قزوه

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 5:36 قبل از ظهر
قدر، شب مقدرات  

ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه. (شهود) ((شب قدر)) يا ((ليلة القدر)) مشهورترين نام اين شب است. مفسران درباره اينكه چرا اين شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:

1
- قدر = شرف و منزلت
((مرحوم طبرسى)) گويد: ((از آن رو به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است. مثل اينكه گويند: مرد داراى قدر; يعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرمايد: ((و ما قدروا الله حق قدره))، يعنى عظمت و شان خدا را آن گونه كه بايد به جا نياوردند. ((ابوبكر وراق)) گويد: ((لان من لم يكن ذا قدر اذا احياها صار ذاقدر)); آن شب ر، قدر ناميدند، از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. ديگران نيز گفته اند: شب قدر است، زيرا كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى ديگر نيز گفته اند: شب قدر است، چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همين بس كه سوره مباركه (قدر) در شان آن نازل شده است.

2- قدر = تنگی و ضيق
ي
كى از معانى (قدر) ضيق و تنگى است.
اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر).


3- قدر = تقدير و اندازه گيرى
ب
سيارى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند; چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدير و تفصيل كنند; هر كار كه مشحون به حكمت است، نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام، در اين شب تقدير كنند). (3)
از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
(...يقدر فيها ما يكون فى السنه من خير او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلك سميت ليلة القدر) (4); اين شب را ليلة القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مى شود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
(يا ابا محمد، يكتب وفد الحاجه فى ليلة القدر و المنايا والبلايا و الارزاق و ما يكون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث); اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزیها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد; پس آن را در شب بيست و يكم و بيست سوم ماه جستجو كن البته اينكه خداوند بر پايه حكمت و مصلحت، تقدير امور مى فرمايد، به شايستگى و ظرفيت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.

قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند; برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است. حقيقت شب قدر از نوع حقايق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين گونه است: (و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا). (5)

قرآن غذاى سالم روح انسان هاست. اين غذاى دلپذير براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر كسى بيمار باشد، نه تنها از اين سفره رنگين دلپذير و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد، بلكه براى او مايه آزردگى است. از اين رو، در قسمت دوم، آيه كريمه مى فرمايد: و همين قرآن براى ستمكاران مايه تباهى و زيان است. گفتيم كه در شب قدر سرنوشت انسان ها بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. بى گمان، اين تصميم گيرى درباره آينده اشخاص و امت ها با گذشته آنان پيوند خورده است، اما اينكه در اين شب چگونه تصميم گيرى و تقدير مى شود و چه مراحلى پشت سر گذاشته مى شود و نقش عنصر. انتخاب چيست؟

 

1- سوره قدر
2- مجمع البيان ، ج 10 ، ص 518.
3- تفسير منهج الصادقين ، ج 10، ص 303.
4- عيون اخبار الرض، ج 2 ، ص 116.
5- اسرإ ، آيه 82.

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 5:33 قبل از ظهر
شب قدر شب عافیت 

امشب ۱۹ رمضان است. یعنی اولین شبی که احتمال شب قدر بودنش زیاد است و بزرگان دین بر شب زنده داری در این شب شریف تاکید نموده اند

در سحر گاه چنین روزی امیرالمومنین علی ( ع )  در محراب مسجد کوفه ندای فزت برب الکعبه را سر داد و به دعوت حق لبیک گفت.

دست دعا به سوی پروردگار عالمیان بلند می کنیم و از در گاه او طلب آمرزش گناهان و عافیت و عاقبت بخیری در زندگی را طلب می کنیم

التماس دعا

|+|
تهیه مطالب توسط خادم الحرمین در یکشنبه 1 آبان1384 و ساعت 1:9 قبل از ظهر
دریافت کد خون